برچسب سعید بابافرخانی

یقه سفیدها 1402

پسری که سال‌ها از پدرش بی خبر است، به یکباره متوجه می‌شود پدرش از مسئولین بالا رتبه است و تصمیم می‌گیرد وارد زندگی یقه سفیدها شود…

روزهای بیقراری 2 1397

سارا که از همسر سابقش جدا شده در پی هویت خود ناچار به سفری طولانی میشود یک فرش نفیس مربوط به دوره مشروطه تنها سندی است که او را به مقصود برساند و ...

انفرادی 1398

فیلم انفرادی داستان مردی بنام (مهدی هاشمی) است که به افرادی پرنفوذ بدهکار است و تصمیم می‌گیرد مثل گذشته سرقت کند و از دوست دوران جوانی (رضا عطاران) و همکارش (احمد مهرانفر) درخواست می‌کند تا کمکش کنند. این سه دوست از دزدی ماشین شروع می‌کنند تا عتیقه اما وقتی پول کافی بدست نمی‌آورند متوجه می‌شوند باید کار جدید انجام بدهند، اقدام به سرقتی بزرگ می‌کنند و وارد ماجرایی می‌شوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم می‌زند.

پیشنهاد 1397

زن و شوهری که پسری به نام رضا دارند قصد جداشدن از هم را دارند . پسر پیش پدر بوده و قصد داشته او را به مدرسه ببرد. پسر را به مدرسه میبرد و او را جلوی مدرسه پیاده میکند ولی رضا وارد مدرسه نمیشود...

پناه آخر (مجلس حیرانی) 1398

این مجموعه تلویزیونی درباره دو بردار و مهاجرت است و ایجاد چالش میان برادر بزرگتر بیژن امکانیان با برادر کوچک خود باعث مهاجرت او از ایران می شود. تا آنکه فرزندش که نقش او را عباس غزالی برعهده دارد برای پیگیری ماجرایی به ایران باز می‌گردد.

ستایش 3 1397

در فصل سوم، حشمت فردوس که به دنبال بازیابی اعتبار از دست رفته‌اش است، به واسطهٔ نوه‌اش، محمد، به ستایش نزدیک و در خانهٔ او ساکن می‌شود. صابر که از رفتارش با حشمت پشیمان است، با نقشهٔ پری‌سیما کشته می‌شود و پری‌سیما صاحب همهٔ اموال حشمت فردوس می‌گردد. انیس، توانائی تکلم خود را بازمی‌یابد و تهدیدی بزرگ برای پری‌سیما محسوب می‌شود. در همین گیر و دار، ستایش درگیر یک رابطهٔ عاطفی با پسر همسایه‌اش می‌شود. رابطه‌ای که مشکلات جدیدی را پیش رویش می‌گذارد. حشمت فردوس با همراهی نوه‌اش، محمد و همکاری زن باغداری به نام «خانوم بزرگ»، موفق می‌شود بخشی از سرمایه‌های از دست رفتهٔ خود را زنده کند. از طرفی نازگل، نوهٔ حشمت با همکاری شوهرش موفق می‌شود اسنادی برای ابطال وکالت‌نامهٔ حشمت فردوس به پسرش که موجب از دست رفتن اموالش شده‌است، بدست بیاورد. در همین اثنا، مهدی مظفری که به ستایش علاقه‌مند شده، از او خواستگاری می‌کند، اما در اتفاقی ناگهانی تصادف می‌کند. ستایش، پس از این تصادف تصمیم می‌گیرد به مهدی جواب مثبت بدهد. این تصمیم او با واکنش منفی اعضای خانواده همراه است. ستایش علی‌رغم مخالفت خانواده‌اش با مهدی مظفری ازدواج می‌کند. پری سیما که از موفقیت وکلای فردوس در ممانعت از فروش اموال وی با خبر می‌شود با همکاری راننده اش حمید، نقشه قتل حشمت فردوس را می‌کشد و برای این کار از زیور، زن دوم صابر کمک می‌گیرد. انیس، زن اول صابر که از نقشه پری سیما با خبر است، حشمت را از نقشه قتل مطلع می‌کند. اما حشمت باور نمی‌کند و به سر قرار می‌رود. زیور، حشمت را به یک کارخانه قدیمی می‌کشاند و حمید و همدستانش حشمت را دوره می‌کنند تا او را به قتل برسانند. در همین اثنی پلیس از راه می‌رسد و حمید، زیور و بقیه همدستانش را دستگیر می‌کند. پری سیما پس از تماس حمید و دریافت خبر دستگیریشان، به انیس حمله می‌کند تا او را خفه کند. برادر انیس با دیدن این صحنه سراسیمه، خود را به حیاط خانه می‌رساند و به سمت پری سیما شلیک می‌کند و او را به قتل می‌رساند. حشمت فردوس که حالا قاتلان پسرش را می‌شناسد، اعلام می‌کند شکایتی از کسی ندارد. پس از پایان این غائله، حشمت از ستایش درخواست کرد که برای او از خانم بزرگ خواستگاری کند. ستایش نیز به همراه محمد از خانم بزرگ خواستگاری می‌کنند. خانم بزرگ به شرط سپردن کارها به محمد و بازنشسته شدن حشمت و همچنین برگزاری مراسم عروسی، به حشمت جواب مثبت می‌دهد و با او ازدواج می‌کند. اموال حشمت با پیگیری نازگل و شوهرش باز پس گرفته می‌شود و ستایش و محمد ادارهٔ غرفهٔ میوه فروشی حشمت فردوس را بر عهده می‌گیرند.

آقازاده 1398

سریال «آقازاده» در ژانر درام اجتماعی و سیاسی داستان یک آقازاده به نام نیما بحری (امیر آقایی) است که تخلفات اقتصادی مرتکب شده و یک مأمور به نام حامد تهرانی (سینا مهراد) که او هم یک آقازاده است، البته با خصوصیاتی کاملاً مخالف تلاش می‌کند تا دست نیما را رو کند.

گشت پلیس 1397

داستان این سریال در یک اداره پلیس آگاهی می‌گذرد و قصه اصلی پیرامون چهار پلیس است که فرهاد قائمیان، برزو ارجمند، امیررضا دلاوری و رضا کریمی آن را بازی می‌کنند و به فواصل در عملیات‌هایی که در سطح شهر برپا می‌شود حضور دارند. لوکیشن اصلی این سریال در سرای محله‌ای در غرب تهران است که توسط گروه دکور و صحنه به اداره پلیس آگاهی تبدیل شده‌است. گشت پلیس صحنه‌های اکشن زیادی دارد و پیچیدگی قصه در آن وجود دارد. در این سریال به چند مسئله روز از جمله ماده مخدر گل پرداخته می‌شود. قائمیان رئیس این تیم سه نفره و پلیسی مقتدر، با تجربه، باهوش و تواناست. امیر دلاوری نقش خوبی را بازی می‌کند و شخصیت خاصی دارد؛ او سعی می‌کند از اسلحه استفاده نکند و با حرکت فیزیکی کار خود را پیش ببرد. سومین نفر پلیس تازه‌وارد و کم تجربه ای است که تجربه‌هایی را در این گروه به دست می‌آورد که برزو ارجمند نقش آن را بازی می‌کند.