برچسب سعید اسدی

دارکوب 1390

«جمشید پیرو» و «محمود ارسیا» افسران اداره آگاهی، مسئولیت پرونده بزرگ مواد مخدر را به عهده داشته‌اند. قاچاقچیان «جمشید پیرو» را همراه با خانواده اش طی حادثه‌ای به انتهای دره فرستاده‌اند. در آن حادثه فقط دختر 9 ساله‌اش جان سالم به در برد. «محمود ارسیا» همکار وی بسیار تلاش کرد که این موضوع را ثابت کند و پرونده را به نتیجه برساند، ولی نتوانست و پرونده مختومه اعلام شد. دختری که از «جمشید پیرو» به یادگارمانده، در حال حاضر همکار سرهنگ «محمود ارسیا» است و در تلاش برای پیداکردن قاتل خانواده اش است.

هاتف 1396

در روز عاشورا، ابراهیم در کربلا بر اثر حمله قلبی می‌میرد. دخترش ریحانه پیگیر آخرین گفته ناتمام پدر می‌شود. این پیگیری ریحانه را رو در روی خانواده و زندگی زناشوییش قرار می‌دهد اما ریحانه اعتقاد دارد که عدالت نمی‌تواند در پشت در خانه آدم جا بماند… او پرده از ابهام وصیت پدر بر می‌دارد. در این روند شخصیت و ایمان خود را بازسازی کرده و به دست می‌آورد.

ناپدید شدن 1396

در یک شب سرد زمستانی تهران، یک زوج جوان برای حل مشکلشان اقدام می کنند. آن ها فقط چند ساعت برای حل مشکل خود وقت دارند...

ذغال 1395

غیرت در ﯾﮑﯽ از روستاهای مرزی آذربایجان به ﮐﺎر زﻏﺎل‌سازی مشغول اﺳت. پسر او ﯾﺎﺷﺎر که به دلیل دزدیدن طلا در زندان به سر می‌برد، برای عروسی خواهرش به ﻣرﺧﺻﯽ می‌آید، اﻣﺎ گم ﺷدن ناگهانی ﯾﺎﺷﺎر، غیرت را را ﺑﺎ چالش بزرگی روبه‌رو می‌کند.

پسر ارشد من 1389

داستان پیر مردی است که در سن 70 ساالگی تصمیم می گیرد ازدواج کند . ا و با پستچی محل دوست است . بنابر این برای یافتن یک همسر مناسب از مشورت و نظر او کمک می گیرد . چرا که پستچی با همه همسایه ها و خانواده های دور و اطراف آشناست . اما پیرمرد یک شرط دارد و آن اینکه.....

سهمی برای دوست 1391

«سهمی برای دوست» با مضمون طنزگونه اجتماعی داستان دو برادر خوانده را به تصویر می‌کشد که وضعیت مالی مناسبی ندارند. آنها دست به هر کاری می‌زنند تا شرایط خود را دچار تغییر کنند، تا اینکه تصمیم می‌گیرند وارد بازار بورس شوند و هین امر زمینه ساز اتفاقات جدیدی برای یکی از دو برادر خوانده را به تصویر می‌کشد که وضعیت مالی مناسبی ندارند که.....…

زندگی شگفت انگیز است 1398

زندگی شگفت انگیز است داستانی از ماجرای اختلاف یک زوج به نام سیمین و روزبه را به تصویر میشکد که قصد جدایی از هم را دارند اما اتفاقات شگفت انگیز مسیر زندگی شان را تغییر می‌دهد…

نیلا زنده است 1391

«نیلا زنده است» داستان زنی به نام فروغ، سرپرستار بخش آی.سی.‌یو را روایت میکند که پسرش سامان دچار نارسایی قلبی شده و در لیست پیوند قراردارد. روزی دختری به نام نیلا را که دچار مرگ مغزی شده به بخش می‌آورند و فروغ تلاش می کند تا از مادربزرگ نیلا رضایت بگیرد و بتواند با قلب نیلا، پسر خود را از مرگ حتمی نجات دهد.مادربزرگ نیلا زمانی رضایت می‌دهد که فروغ علائم بازگشت حیات را در نیلا می‌بیند،اما آن را کتمان می‌کند.عمل پیوند با موفقیت انجام می‌شود و حال سامان رو به بهبود می‌رود،اما فروغ دچار آشفتگی و پشیمانی شدید روحی شده و ...