برچسب سخت
منکر کمبودهای دارویی نیستیم اما شرایط بهتر شده است / دارو همچنان با سختی وارد کشور میشود
وقتی گرانی مسکن هیچ سقفی ندارد!
خاطره چاقی در بدن، کاهش وزن را سخت میکند
تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۶/۱۱ ساعت ۱۰:۴۷گروه علم و فناوری: پژوهشی جدید نشان داده چاقی باعث ایجاد تغییرات بیولوژیکی دائمی در سلولهای ایمنی مستقر در بافت چربی میشود؛ تغییری پایدار که مانند یک «حافظه زیستی» حتی پس از لاغری نیز باقی میماند…
چرا فردای بعد از جنگ، سخت تر از امروز جنگ است؟
برای ایران، این مرحله شاید از خود جنگ هم پیچیدهتر باشد. اقتصاد کشور پیش از آغاز درگیری هم در شرایط عادی قرار نداشت. تحریم، تورم، ناترازی انرژی، کمبود سرمایهگذاری و دشواری انتقال پول مشکلات تازهای نیستند. جنگ روی اقتصادی فرود آمد که از قبل با مجموعهای از محدودیتها دستوپنجه نرم میکرد.
حالا یک عدد تازه ابعاد مساله را روشنتر کرده است. رییسجمهور گفته تجارت خارجی ایران در نتیجه تحریمها و محاصره ۳۵ درصد کاهش یافته است. این دیگر فقط برآوردی درباره خسارت احتمالی آینده نیست؛ بخشی از ظرفیت اقتصادی کشور همین حالا کوچکتر شده است. به همین دلیل شاید اشتباه باشد که «بازسازی پس از جنگ» را فقط به تعمیر پالایشگاه، نیروگاه، جاده یا ساختمان تقلیل دهیم.
تأسیسات را میتوان با پول و تجهیزات دوباره ساخت. سوال دشوارتر این است که خود اقتصاد چگونه قرار است پول و تجهیزات لازم برای این بازسازی را فراهم کند. اینجا معمولا نگاهها به نفت برمیگردد.
منطق آشناست: جنگ که تمام شود، فشار کمتر میشود، ایران نفت بیشتری میفروشد و درآمد حاصل از آن بخشی از هزینه بازسازی را تأمین میکند. اما یک حلقه مهم در این استدلال گم میشود. فروختن نفت با در اختیار داشتن آزادانه پول آن یکی نیست. یک محموله باید حمل شود، کشتی به بیمه نیاز دارد، پول باید از بانکی عبور کند و درآمد حاصل دوباره باید برای خرید تجهیزات یا سرمایهگذاری قابل استفاده باشد.
اگر این زنجیره همچنان گرفتار محدودیت باشد، افزایش صادرات نفت الزاما به معنای افزایش متناسب توان اقتصادی کشور نیست.اقدام تازه امریکا علیه شعب اماراتی Banque Misr دقیقا از همین جهت مهم است. واشنگتن میگوید این شعب طی حدود دو سال و نیم نزدیک به ۱.۸ میلیارد دلار تراکنش برای بیش از صد شرکت مشکوک به ارتباط با شبکه بانکی سایه ایران پردازش کردهاند و حالا درصدد قطع دسترسی آنها به بانکداری کارگزاری دلاری امریکاست.
این اتفاق شاید در ظاهر فقط یک پرونده تحریمی دیگر باشد، اما برای اقتصاد روز بعد از جنگ معنای بزرگتری دارد: امریکا در حال هدفگرفتن فقط فروشنده نفت یا شرکت ایرانی نیست؛ کانالهایی را هم هدف میگیرد که پول از آنها عبور میکند.یعنی حتی اگر فردا بخشی از درگیری نظامی متوقف شود، بازکردن دوباره مسیر پول میتواند بسیار دشوارتر باشد.
از همین جا یک سوال جدی برای مذاکرات احتمالی آینده مطرح میشود: ایران دقیقا چه نوع کاهش تحریمی میخواهد؟سالهاست بخش بزرگی از بحث تحریم در ایران به یک عدد خلاصه میشود؛ چند بشکه نفت میتوانیم بفروشیم؟ نفت همچنان حیاتی است، اما برای اقتصادی که باید خسارت جنگ را هم جبران کند، این معیار دیگر کافی نیست.
امکان استفاده از درآمد نفت، بیمه، کشتیرانی، انتقال پول و واردات تجهیزات شاید به همان اندازه اهمیت داشته باشد.برداشتن یک نام از فهرست تحریم زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که در انتهای مسیر، یک بنگاه ایرانی واقعا بتواند معامله کند و پولش را بگیرد. فاصله زیادی میان اعلام کاهش یک محدودیت و بازگشت واقعی بانک، بیمهگر یا سرمایهگذار وجود دارد.
برای همین اقتصاد روز بعد از جنگ باید از همین حالا بخشی از دیپلماسی ایران باشد، نه پروندهای که پس از پایان درگیری تازه روی میز وزارتخانهها قرار بگیرد.اما این طرف ماجرا هم نباید ما را به یک خوشبینی دیگر برساند؛ اینکه با یک توافق سیاسی، ناگهان سرمایه خارجی پشت مرزهای ایران صف خواهد کشید.
ایران بازار بزرگی دارد، منابع انرژی فراوان دارد و موقعیت جغرافیایی آن مهم است، اما سرمایه به ظرفیت بالقوه پاداش نمیدهد. سرمایه دنبال محیطی است که بتوان آینده آن را تا حدی پیشبینی کرد.همین مساله درباره چین هم وجود دارد. چین مهمترین شریک اقتصادی ایران و خریدار اصلی نفت آن است، اما شرکت چینی برای بازسازی اقتصاد ایران ایجاد نشده است. اگر یک پروژه سودآور باشد و ریسک قابل تحملی داشته باشد وارد میشود؛ اگر نه، رابطه سیاسی تهران و پکن الزاما تصمیم اقتصادی آن شرکت را تغییر نمیدهد. اتفاقا فشار تازه امریکا قرار است همین محاسبه را دشوارتر کند.
واشنگتن میخواهد کشورها و شرکتهای ثالث را در برابر یک انتخاب قرار دهد: ادامه همکاری اقتصادی با ایران یا حفظ دسترسی کمهزینه به نظام مالی امریکا. هنوز معلوم نیست این سیاست در برابر چین تا کجا قابل اجراست. چین بهصراحت با تحریمهای یکجانبه امریکا مخالفت کرده و واشنگتن نیز تاکنون در برخورد با بانکها و شرکتهای بزرگ چینی محتاطتر بوده است.اما ایران نمیتواند برنامه بازسازی خود را بر این فرض بنا کند که چین یا هر کشور دیگری حاضر است برای حفظ رابطه با تهران هر هزینهای را بپردازد.
این مساله درباره هند، ترکیه، عراق و حتی کشورهای همسایه نیز صادق است.تعلیق تجارت امارات با ایران پیش از این یک هشدار جدی بود. امارات فقط یکی از شرکای تجاری ایران نبود؛ یکی از مهمترین دروازههای ورود کالا و کانالهای پرداخت نیز محسوب میشد. امارات، چین و ترکیه در مجموع نزدیک به سهچهارم واردات کالایی ایران را تأمین میکردند.
وقتی تجارت خارجی کشور ۳۵ درصد کوچکتر شده، وابستگی به چند مسیر محدود اهمیت بیشتری پیدا میکند. اقتصادی که قرار است بعد از جنگ بازسازی شود نمیتواند برای تجهیزات، مواد اولیه، حملونقل و انتقال پول بیش از اندازه به چند دروازه وابسته بماند.اما اگر همه این مشکلات را فقط به تحریم و فشار خارجی نسبت دهیم، بخش دیگری از صورتحساب را ندیدهایم.
فرض کنیم بخشی از تحریمها کاهش پیدا کرد و درآمد نفت نیز افزایش یافت. دولت با این پول چه خواهد کرد؟شاید این سوال از میزان درآمد مهمتر باشد.ایران تجربه دورههایی را دارد که افزایش درآمد نفت خیلی زود به افزایش واردات و هزینههای جاری تبدیل شده است. اگر همان الگو بعد از جنگ تکرار شود، ممکن است فرصتی که باید صرف ترمیم ظرفیت تولید شود دوباره از دست برود.شاید به جای تأسیس صندوق و سازمانی تازه، یک قاعده ساده لازم باشد: بخشی از هر درآمد اضافی ناشی از کاهش تنش از ابتدا برای بازسازی زیرساختهای حیاتی کنار گذاشته شود و امکان مصرف آن در هزینههای جاری وجود نداشته باشد.
البته همینجا یک تصمیم ناخوشایند دیگر ظاهر میشود.قرار نیست همهچیز را بتوان همزمان بازسازی کرد.انرژی، آب، حملونقل و زیرساخت صنعتی مستقیما بر تولید و زندگی مردم اثر دارند. طبیعی است که این بخشها باید جلوتر از پروژههایی قرار بگیرند که شاید اهمیت سیاسی یا نمادین داشته باشند، اما بازده اقتصادی فوری ندارند.
گاهی سیاست اقتصادی فقط تصمیم درباره اینکه چه چیزی ساخته شود نیست؛ تصمیم درباره این است که چه چیزی فعلا ساخته نشود.موضوع سرمایه ایرانیان خارج از کشور هم در همین نقطه مطرح میشود. سالهاست از بازگشت این سرمایهها صحبت میشود، اما سرمایه با دعوت رسمی برنمیگردد. صاحب سرمایه درباره امنیت مالکیت، ثبات مقررات، امکان انتقال پول و آینده سرمایهگذاری خود سوال میکند. پاسخ این پرسشها دیگر در واشنگتن نیست.
این بخش از بازسازی به تصمیمهای داخل ایران مربوط میشود. تحریم واقعا اقتصاد ایران را محدود کرده و جنگ واقعا هزینه ایجاد کرده است، اما مقررات متغیر، ناترازیهای مزمن، بیثباتی تصمیمگیری و ضعف محیط سرمایهگذاری را نمیتوان به دشمن خارجی نسبت داد.اگر روز بعد از جنگ همه این مشکلات سر جای خود باقی بمانند، حتی کاهش قابل توجه تحریمها هم الزاما جهش اقتصادی ایجاد نخواهد کرد.
شاید به همین دلیل بهتر باشد اقتصاد پس از جنگ را از همین حالا بخشی از مذاکرات سیاسی بدانیم.اگر ایران قرار است در برابر کاهش تنش یا پذیرش تعهداتی امتیاز اقتصادی بگیرد، کیفیت آن امتیاز مهمتر از نام آن است. امکان فروش نفت مهم است؛ امکان دریافت و استفاده از درآمد آن مهمتر. رفع تحریم یک شرکت مفید است؛ بازشدن مسیر بیمه، حملونقل و پرداخت که صدها بنگاه بتوانند از آن استفاده کنند، ارزش بیشتری دارد.
معیار در نهایت باید ساده باشد: آیا یک بنگاه ایرانی میتواند کالایی بفروشد، پولش را دریافت کند، تجهیزات بخرد، محمولهاش را بیمه کند و برای توسعه فعالیت خود سرمایه جذب کند؟اگر پاسخ همچنان منفی باشد، ممکن است بخشی از تحریم روی کاغذ برداشته شده باشد، اما اقتصاد هنوز وارد دوره پس از جنگ نشده است.
در داخل هم راه آسانی وجود ندارد. اگر دولت بدون درآمد پایدار پول بیشتری برای بازسازی خرج کند، نتیجه میتواند کسری بودجه و تورم بیشتر باشد. در این حالت هزینه جنگ فقط جابهجا میشود؛ از تأسیسات آسیبدیده به سفره مردم.
این شاید همان خطری باشد که باید بیش از همه از آن پرهیز کرد .روز بعد از جنگ برای ایران فقط مساله پول نیست؛ مساله انتخاب است. کدام زیرساخت اول تعمیر شود؟ درآمد تازه کجا خرج شود؟ در مذاکرات، کدام محدودیت اقتصادی باید زودتر برداشته شود؟ چه بخشی از مشکل از بیرون قابل حل است و چه بخشی فقط با تصمیم داخلی حل میشود؟
ممکن است پایان این جنگ هم یک لحظه مشخص نداشته باشد. شاید ابتدا حملات کمتر شود، بعد ترتیباتی موقت شکل بگیرد و مدتها طول بکشد تا بتوان واقعا از صلح حرف زد.اما اقتصاد نمیتواند منتظر بماند.صورتحساب جنگ از همین حالا در حال نوشتهشدن است. کاهش ۳۵درصدی تجارت خارجی فقط یکی از اعداد روی این صورتحساب است. فشار بر مسیرهای بانکی و تجاری نیز نشان میدهد بازسازی اقتصاد ممکن است بسیار پیچیدهتر از بازسازی تأسیسات باشد.
بخشی از هزینه را زیرساختها پرداختهاند، بخشی را بنگاهها و بخش بزرگی را مردم. باقی آن هم دیر یا زود باید پرداخت شود.اگر پاسخ دوباره فقط نفت، بودجه دولت و جیب مردم باشد، ممکن است جنگ متوقف شود اما هزینههایش سالها ادامه پیدا کند.
اگر بعد از جنگ فقط آنچه تخریب شده دوباره ساخته شود، ممکن است چند سال بعد دوباره با همان اقتصاد پیش از جنگ روبهرو شویم؛ فقط با بدهی و هزینهای بیشتر.بازسازی واقعی از جایی شروع میشود که هدف فقط بازگرداندن ساختمانها و تأسیسات نباشد؛ بازگرداندن توان اقتصاد برای تولید ثروت باشد.و شاید این مهمترین بخش از صلحی باشد که باید پیش از رسیدن صلح برای آن برنامه داشت.
روایت روزهای سخت استخراج سنگ آهن در «سنگان» خواف
تولید فولاد کشور در حالی سودای رسیدن به قلههای تولید سالانه ۵۵ میلیون تن را در سر میپروراند، همچنان با کمبود مواد اولیه دستوپنج نرم میکند، استخراج سنگآهن، به عنوان نخستین حلقه این زنجیره، در سالهای اخیر نتوانسته پا به پای ظرفیتهای ذوب و نورد فولاد پیش برود، این شکاف عمیق بیش از آنکه به دلیل کمبود منبع باشد، به دلیل مشکلات فرآروی استخراج است وقتی فرآیند استخراج عقب میماند، کارخانههای فولاد با ظرفیت ناقص کار میکنند و هزینههای سربار، گلوی تولید را میفشارد.
تولید فولاد ایران در سال ۱۴۰۴ با رشد ۶.۲ درصدی به ۳۲.۱ میلیون تن رسید، در حالی که هدف برنامه ۵۵ میلیون تن بود ناترازی انرژی، محدودیتهای برق و گاز، کمبود سنگآهن و ضعف زیرساختهای حملونقل، مهمترین عوامل این فاصله هستند.برآوردها نشان میدهد محدودیتهای انرژی طی پنج سال گذشته حدود ۱۸ میلیارد دلار ارزش تولید را از بین برده و حاشیه سود شرکتهای فولادی از ۳۳ به ۶ درصد کاهش یافته است.
توسعه شتابان ظرفیتهای فولادی بدون توسعه همزمان اکتشاف و معدن میتواند شکاف میان ظرفیت تولید و توان تامین خوراک را عمیقتر کند. در سالهای گذشته سرمایهگذاری سنگینی برای احداث واحدهای فولادی، احیا و گندلهسازی در سطح کشور و به تبع آن سنگان خواف انجام شده، اما توسعه ذخایر و آمادهسازی معادن جدید با همان سرعت پیش نرفته است.
رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگآهن ایران پیش از این گفته بود: ظرفیت تولید فولاد کشور سالانه حدود ۵۶ میلیون تن و برای فعال شدن این ظرفیت به حدود ۲۰۰ میلیون تن سنگآهن نیاز است، در حالی که تولید سنگآهن کشور در بهترین شرایط حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیون تن می باشد.
مهرداد اکبریان تصریح کرد: فعال سازی این ظرفیت و رسیدن به افق تولید ۵۶ میلیون تن تولید فولاد کشور، نیازمند انجام اکتشاف های جدید، افزایش تولید معادن و ارتقا تجهیزات بخش معدن است.
وی ادامه داد: عامل مهم در تامین سنگآهن مورد نیاز در کشور، سرمایهگذاری در حوزه اکتشاف است و هم دولت و هم بخش خصوصی باید موضوع اکتشاف را جدی بگیرند و برای آن برنامه داشته باشند.
به گفته وی، در عمل هیچگاه ظرفیت ۵۶ یا ۵۷ میلیون تنی فولاد بهطور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است سال گذشته تولید فولاد کشور حدود ۳۲ میلیون تن بود و امسال نیز به دلیل خسارتهای ناشی از جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و آسیب به واحدهای بزرگی مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، احتمال کاهش تولید به حدود ۲۲ میلیون تن وجود دارد.
۷۰ درصد اهداف استخراج سنگ آهن در سنگان خواف محقق نشد
مجموعه کانسارهای سنگان با ۳۰ درصد ذخایر سنگ آهن کشور در گسترهای به طول ۲۲ کیلومتر و عرض ۱۰ کیلومتر از نقاط بسیار مهم تولید سنگ آهن مورد نیاز کشور است، بارزترین ویژگیهای این معادن سنگ آهن امکان فعالیتهای معدن کاری در طول ۱۲ ماه سال، وجود ماده معدنی در سطح زمین، کاهش هزینههای استخراج و معدنکاری و وجود عناصر نادر خاکی است که با مشارکت بخش دولتی و سازمان توسعه و نوسازی صنایع و معادن ایران (ایمیدرو)، فولاد سنگان و تعدادی دیگر از شرکتهای بزرگ معدنی ایران الگوی موفق سرمایهگذاری و نمونه بسیار خوبی برای سایر نقاط کشور است.
منطقه سنگان خواف با وجود ظرفیتهای بسیار در استخراج سنگ آهن اکنون با مشکلات مهم استخراج دست و پنجه نرم می کند.مدیر مجتمع سنگ آهن سنگان خواف گفت: فقط ۳۰ درصد اهداف و برنامه پیش بینی شده استخراج سنگ آهن در این منطقه به دلیل محدودیتها و موانع از ابتدای سال تاکنون محقق شده است.رضا طالبی با اشاره این که بر اساس اهداف و برنامهریزی باید ۲۵ تن سنگآهن تا پایان سال در سنگان خواف استخراج شود، افزود: مجتمع سنگآهن سنگان در سال ۱۴۰۶ به ۳۰ میلیون تن سنگآهن نیاز دارد و باید این میزان استخراج شود.
وی با بیان این که تامین پایدار خوراک، پیشنیاز تحقق اهداف تولید و توسعه زنجیره فولاد کشور است، ادامه داد: لازمه دستیابی مجتمع سنگان خواف به اهداف خود در استخراج سنگ آهن رفع موانع و مشکلات و چالشهای بخش معدن است.مدیر مجتمع سنگ آهن سنگان خواف ادامه داد: برای آن که واحدهای کنسانتره، گندله و فولاد با ظرفیت کامل تولید کنند، باید خوراک لازم (سنگ آهن) به میزان لازم استخراج شود در غیر این صورت توسعه این بخش با مشکل مواجه می شود.
وی افزود: با وجود محدودیتهای موجود، بهویژه کمبود مواد انفجاری برای استخراج(ناریه) و چالشهای تامین سوخت، عملیات استخراج و تولید در مجتمع سنگآهن سنگان بدون وقفه ادامه دارد و خوراک مورد نیاز کارخانههای فولادی منطقه در حال تامین است.طالبی اظهار کرد: با پیگیریهای مستمر و هماهنگیهای انجامشده، تمامی پیمانکاران استخراج در معادن مجتمع مشغول فعالیت هستند و سعی میکنیم هیچگونه وقفهای در عملیات استخراج و تولید ایجاد نشود.وی گفت: با وجود محدودیتهای موجود به ویژه کمبود مواد ناریه و چالشهای تامین سوخت، عملیات استخراج و تولید در مجتمع سنگآهن سنگان بدون وقفه ادامه خواهد داشت و خوراک مورد نیاز کارخانههای فولادی منطقه نیز در حال تأمین است.
تامین سنگآهن تامین چالش جدی برای صنایع تولیدی
مدیر عامل فولاد سنگان خراسان هم می گوید: در شرایط کنونی تامین سنگ آهن یک چالش جدی برای صنایع تولیدی است و بخش قابل توجهی از ذخایر سنگ آهن کشور در منطقه سنگان خواف قرار گرفته و آینده توسعه صنعت فولاد ایران بیش از هر زمان دیگری به استمرار فعالیت و توسعه این پهنه معدنی وابسته است.
علی رسولیان افزود: اگر قرار است استان خراسان رضوی به عنوان یکی از مهمترین قطبهای تامین مواد اولیه زنجیره فولاد کشور ایفای نقش کند، لازم است سیاستهای حمایتی، تصمیمات اجرایی و فرآیندهای تامین نیازهای عملیاتی معادن نیز متناسب با این جایگاه راهبردی اصلاح شود معادن سنگان تنها متعلق به یک استان نیستند، بلکه بخشی از سرمایه ملی و پشتوانه تولید فولاد کشور محسوب میشوند.
وی تاکید کرد: لازمه استمرار تولید و تحقق برنامههای توسعهای صنعت فولاد پرهیز از توجه و اقدامات جزیره ای و پراکنده کاری است و باید کل زنجیره از استخراج و تأمین سنگ آهن تا تولید و حمل محصول به صورت یکپارچه دیده شود.
مدیر عامل فولاد سنگان خراسان رفع موانع زیرساختی و پشتیبانی موثر از بنگاههای تولیدی را ضرورتی برای حفظ ظرفیتهای ایجادشده و جلوگیری از آسیب به جریان تولید دانست.وی با تاکید بر نقش راهبردی منطقه سنگان در امنیت زنجیره تامین فولاد کشور اظهار کرد: نگاه ملی به ظرفیتهای معدنی خراسان رضوی باید متناسب با جایگاه واقعی این استان در اقتصاد معدن و فولاد بازتعریف شود.
رسولیان با اشاره به نتایج اکتشافات انجامشده در منطقه سنگان گفت: برخلاف برخی پهنههای معدنی کشور که با محدودیت ذخایر مواجه هستند، در سنگان با توسعه فعالیتهای اکتشافی، بخشی از ذخایر غنی و عمیقتر منطقه شناسایی شده که این موضوع افق روشنی برای تأمین پایدار خوراک صنعت فولاد ترسیم کرده است. از اینرو توسعه اکتشافات، تسریع در سرمایهگذاری، نوسازی تجهیزات و رفع موانع اجرایی استخراج باید به عنوان یک اولویت ملی دنبال شود.
محدودیتمجتمع های حمل و نقل و افزایش هزینههای تولید
اینجا معادن سنگ آهن سنگان خواف است جایی که گرد و غبارِ سنگآهن با بوی گازوئیل کامیونهایِ منتظر در هم آمیخته است در ظاهر، همهچیز در جریان است، اما در عمقِ این کوهستان ثروتمند، یک بحران پنهان در حال پیشروی است هزینههای سربار تولید و گلوگاههایِ حملونقل دست در دست هم دادهاند تا سرعت رسیدن سنگآهن به کوره های فولادسازی را کند کنند در این بازی نابرابر، فولاد ایران بیش از آنکه از نبودِ ذخایر رنج ببرد، از ناتوانی در انتقالِ این ثروت به چرخه تولید آسیب می بیند.
امروز برای شرکتهای معدنی، استخراج دیگر به سادگی کلنگ زدن نیست. تورم تجهیزات، هزینههای سنگینِ تعمیر و نگهداریِ ماشینآلاتِ فوقسنگین، و افزایش قیمتِ سوخت و انرژی، حاشیه سود معادن را به شدت تحت فشار قرار داده است وقتی هزینههای تولید با شیبِ تند بالا میرود شرکتهای معدنی به جای نوسازی ناوگان، ناچار میشوند بودجه خود را صرف بقا کنند این فرسودگی پنهان، خود را در کاهش بهره وری استخراج نشان میدهد.
حتی اگر استخراج با کیفیت انجام شود، حملونقل جادهای که امروز بار اصلی انتقالِ مواد معدنی را به دوش میکشد، علاوه بر هزینههای گزاف، با کمبودِ شدید ناوگان و فرسودگیِ کشندهها روبروست. وقتی تریلرها در صفهای طولانیِ پایانههای معدنی معطل میمانند یا به دلیلِ کرایههای حمل سنگین، صرفه اقتصادیِ جابجایی از بین میرود، موادِ معدنی در دپوها انباشته میشوند.
مدیرعامل فولاد سنگان خراسان در این ارتباط می گوید: شرکتهای صنعتی و معدنی علاوه بر ناترازی انرژی، محدودیتهای حملونقل ریلی و جادهای، افزایش هزینههای تولید، با چالشهایی در فرآیند استخراج و تأمین الزامات عملیاتی نیز مواجه هستند استمرار این شرایط میتواند بر ظرفیت تولید معادن و در نهایت بر پایداری زنجیره فولاد کشور اثرگذار باشد.علی رسولیان تصریح کرد: رفع این چالشها نیازمند تصمیمات مقطعی نیست، بلکه باید با نگاه راهبردی، فرآیندهای تامین، تسهیل مقررات، توسعه زیرساختهای حملونقل، حمایت از نوسازی ماشینآلات، بهرهگیری از فناوریهای نوین استخراج و هوشمندسازی معادن در دستور کار قرار گیرد.
وی با اشاره به اینکه نرخ بهرهوری در بخش معدن، با سرمایهگذاری در فناوری، کاهش موانع اداری و تقویت مشارکت بخش خصوصی تقویت می شود، گفت: بخش خصوصی از ظرفیت، انعطافپذیری و توانمندی لازم برای شناسایی مسیرهای جدید تامین و رفع گلوگاههای عملیاتی برخوردار است و با اعتماد به این ظرفیت و تسهیل فضای کسبوکار، میتوان بخش قابل توجهی از مشکلات موجود را در کوتاهترین زمان برطرف کرد و از ایجاد وقفه در تولید جلوگیری کرد.
وی اظهار کرد: بخش معدن، نقطه آغاز زنجیره ارزش فولاد است و هرگونه اختلال در فرآیند استخراج، تامین مواد اولیه و عملیات معدنی، آثار آن در تمامی حلقههای این زنجیره نمایان خواهد شد. از این رو، حمایت هدفمند از معادن، رفع موانع تولید، توسعه زیرساختها و اتخاذ تصمیمات متناسب با اهمیت راهبردی منطقه سنگان، ضرورتی اجتنابناپذیر برای تحقق اهداف برنامه هفتم توسعه، افزایش تابآوری صنعت فولاد و تقویت امنیت اقتصادی کشور است.
استخراج سنگآهن و حمل ونقل، حلقههای نیازمند حمایت
عضو ناظر مجلس شورای اسلامی در شورای عالی معادن کشور هم تامین سوخت، مواد اولیه و مکانیزم های معدنی با توجه به افزایش هزینه های تولید را مشکلات مهم معادن ذکر کرد و گفت: امروز باید بیش از پیش توجه ویژه ای برای حمایت از بخش مولد معدن داشته باشیم.امیر توکلی رودی افزود: بخشی زیادی از محدوده های معدنی در اختیار سه مجموعه بزرگ دولتی از جمله ایمیدرو (سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران)، انرژی اتمی و زمین شناسی قرار گرفته است و این مساله باعث شده بخشی از این سرمایه فریز شده و یا مورد استفاده قرار نگیرد.
وی ضمن تاکید بر ضرورت واگذاری محدوده های معدنی به بخش خصوصی گفت: یکی از مهمترین موضوعاتی که در برنامه هفتم توسعه بدان به عنوان یک اصل، پایلوت و نگاه مولد اشاره شده است توجه به ظرفیت معدن یا به روایتی صنایع استخراجی است و کم توجهی مسوولان مربوطه به اجرای تکالیف مندرج در قانون برنامه هفتم توسعه در حوزه معادن مشکلات این بخش را افزایش می دهد.
نماینده مردم خواف و رشتخوار در مجلس شورای اسلامی می افزاید: صنایع معدنی نیاز بسیار شدیدی به مواد خام اولیه و صنایع استخراجی دارند و در دو جنگ تحمیلی که پشت سر گذاشتیم آسیبی به حوزه صنایع استخراجی وارد نشد، بنابراین می توان به عنوان محصول خام و نیمه فناوری شده در حوزه کنسانتره و گندله و حتی فاز جلوتر آهن اسفنجی علیرغم اینکه چند میلیون تن ظرفیت این نوع آهن را در جنگ از دست دادیم برای تامین درآمد مورد استفاده قرار دهیم.
استاندار خراسان رضوی با اشاره به آثار کمبود سوخت و مواد ناریه بر فعالیت معادن استان بیان کرد: با توجه به آثار و تبعاتی که این وضعیت میتواند بر اقتصاد و اشتغال داشته باشد، همه تلاش آن است که این ظرفیت اقتصادی بزرگ آسیب نبیند.غلامحسین مظفری افزود: در شرایط بحرانی تامین مواد ناریه و سوخت باید با همکاری دستگاههای مسوول از آسیب به فعالیت معادن و اشتغال موجود جلوگیری و زمینه حفظ و توسعه این ظرفیت فراهم شود.
وی با اشاره به پیگیری رفع معضلات فوق از طریق مسوولان کشور گفت: با توجه به ظرفیتها و نیازهای استان باید توجه ویژهای به خراسان رضوی شود و در زمینه تامین مواد ناریه و سایر نیازهای بخش معدن همراهی بیشتری صورت گیرد.مظفری با اشاره به کمبود تخصیص سوخت به معادن اظهار کرد: اختلاف قیمت قابل توجه میان سوخت در شبکه رسمی و قیمتهای موجود در شبکههای غیررسمی موجب شده است، بخش قابل توجهی از درخواستهای ارائهشده برای دریافت سوخت متناسب با نیاز واقعی نباشد و در نتیجه مصرفکنندگان واقعی نیز با محدودیت مواجه شوند.
بحران کمبود سنگآهن در صنعت فولاد کشور، یک چالشِ ساده در بخش معدن نیست بلکه بازتابی از گسستگی در زنجیره تامین است. ظرفیتهای عظیم و استراتژیک منطقه سنگان خواف، اگرچه تضمینکنندهی امنیتِ تولید فولاد در سطح ملی است، اما این ثروت معدنی تا زمانی که از بند هزینههای سرسامآور تولید و گلوگاههای حملونقل جادهای رها نشود، تنها به شکل ذخایری روی کاغذ می ماند. برای جلوگیری از کاهشِ بهره وری کورهها و صیانت از جایگاهِ رقابتی فولاد ایران در بازارهای جهانی، ضرورت گذار از مدیریتِ بقاء به مدیریتِ توسعه از طریق نوسازی ناوگان معدنی و ارتقای زیرساختهای ریلی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای امنیت اقتصادی کشور است.
خلاصهی آنچه از وضعیت سنگان خواف و تأثیر آن بر صنعت فولاد برمیآید، نشاندهندهی نیاز مبرم به یک «بازنگری استراتژیک» در سه محور اصلی اصلاح ساختار هزینهها از طریق تسهیلات هدفمند برای نوسازی ماشینآلات و کاهش فشارِ هزینههای جاری بر شرکتهای معدنی، تحول در لجستیک با اولویتبخشی به توسعهی زیرساختهای ریلی جهت کاهش هزینههای حمل و افزایش سرعت رسیدنِ مواد اولیه و یکپارچهسازی زنجیره با ایجاد هماهنگی میان ظرفیتهای استخراجی سنگان و نیازهای واقعی کورههای فولادسازی کشور است.
چمدان سخت بهتر است یا نرم؟
تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۶/۰۹ ساعت ۱۲:۵۹گروه کسب و کار خیلی از افراد وقتی برای اولین بار قصد خرید چمدان دارند، دقیقاً نمیدانند تفاوت واقعی بین مدلهای سخت و نرم چیست و کدام یک برای نوع سفرشان مناسبتر است. در ظاهر،…
عکسهایی از گذشته که باورشان سخت است!
دوشنبه ۲ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۷ بعضی عکسها فقط یک تصویر نیستند؛ یک تکه از گذشتهاند که انگار از دل یک فیلم بیرون آمدهاند. قابهایی که وقتی نگاهشان میکنید، اولین واکنشتان احتمالاً این است: «واقعاً این اتفاق افتاده؟!» در میان این…
