برچسب سحر ولدبیگی

سلام زندگی 1391

«سلام زندگی» داستان پیرمرد و پیرزنی است که همسایه همدیگرند و با هم کلی مشکل دارند و با ورود چند جوان به این آپارتمان مشکلات آن‌ها و…..

کتونی زرنگی 1398

کتونی زرنگی سریال تلویزیونی طنز است که داستان آن در یک کارگاه مرباپزی رو به تعطیلی متعلق به مسعود کیایی(هدایت هاشمی) اتفاق می افتد. در این سریال بحث و جدلی در میان پسر مسعود و دایی‌اش محسن و ایرج که در کار واردات مربا هستند، رخ می دهد.

گمشده 1389

گمشده با مضمونی اجتماعی داستان زندگی زنی به نام «مریم سلیمیان» (میترا حجار) را دنبال می‌کند که در زمان زلزلهٔ بم جزو امدادگران داوطلب بوده و بعد از ۵ سال سازمان هلال احمر و در بخشی به نام «جستجوی گمشدگان بین‌المللی» مشغول به کار می‌شود. او هر بار با پرونده‌ای روبه‌رو می‌شود که باید آدم گمشده‌ای را در داخل یا خارجِ کشور ردیابی کند. پیدا کردن این آدم‌ها و ماجراهایی که برای آن‌ها به وقوع می‌پیوندد داستان‌های مختلف این سریال تلویزیونی را شکل می‌دهد.

مسیر انحرافی 1390

دانشمندی که در یک جزیره ساکن است، قصد دارد با فرودآوردن یک هواپیما که حامل تعدادی از نخبه‌های ایرانی است در یک جزیره دورافتاده، با انجام آزمایش‌های مختلف بر روی این افراد به اهداف خود دست بیابد؛ ولی به اشتباه هواپیمای مسیر ایران به آفریقای جنوبی را شناسایی می‌کند و با اختلال در سیستم ناوبری هواپیما، باعث فرود اضطراری هواپیما در جزیره می‌شود. حال مسافران هواپیما یک اجتماع کوچک را در جزیره تشکیل داده‌اند که قصد دارند به هر ترتیب از جزیره رهایی بیابند. اما دانشمند ناشناس که گمان می‌کند این افراد همان نخبه‌های علمی ایران هستند می‌کوشد …

من پلیس نیستم 1389

سعید سارق عتیقه ها، توسط پلیس دستگیر شده و پس از سه سال آزاد می‌شود تا همدستانش شناسایی شوند. پلیس برای زیر نظر داشتن او از خانه برزو که روبروی محل اقامت سعید است استفاده می‌کند. خانواده برزو بسیار فضول و در عین حال ساده هستند که باعث دردسر پلیس می شود که ماجراهای کمدی جالبی را وجود می آورد و…

یه روز به یادماندنی (زندگی به شرط چاقو) 1392

داستان این فیلم درباره‌ی پسری به نام سعید است که باپولی که از مادرش می‌گیرد برای فعالیت اقتصادی به تهران می‌آید. اما در این میان گرفتار شرکتهای هرمی می‌شود و همه پول را از دست می‌دهد و بدهکار می‌شود. ازطرفی سعید به خانواده اش گفته که درتهران گاراژ دارد درحالی که سرایدار یک گاراژ است. سحر نامزد سعید با پدرش به تهران می‌آیند و او باید چند روز آبروداری کند تا قضیه لو نرود.

روز چهارم 1390

اين فيلم داستان زندگي مردي بنام بهادر را روايت مي كند كه با فعاليت در عرصه نصب سيستم هاي امنيتي ـ حفاظتي براي جواهر فروشي ها روزگار سپري مي كند اما روزي ناخواسته با يك باند تبهكار و سارق همراه مي شو و بدنبال آن ماجراهايي بوقوع مي پيوندد كه آغاز قصه فيلم «روز چهارم» است.

قرعه 1395

یک قرعه‌کشی فامیلی و محلی در خانهٔ نصرت بالایی و همسرش نصرت، میان چند خانواده تهرانی که همگی در یک محله زندگی می‌کنند، انجام می‌شود. این درحالی است که با نزدیک شدن به ایام نوروز آنها به مشکلات اقتصادی برخورده‌اند…