صفر تا سکو (مستند) 1393
این مستند به بخشهای مهمی از زندگی ورزشی و شخصی خواهران منصوریان، از تمرینات با امکانات کم و مشکلاتی که آنها در طی این مسیر داشتند پرداخته است.
این مستند به بخشهای مهمی از زندگی ورزشی و شخصی خواهران منصوریان، از تمرینات با امکانات کم و مشکلاتی که آنها در طی این مسیر داشتند پرداخته است.
این فیلم در مورد زنی است به نام الهام که یک هدف دارد: ثبت رکورد گینس با دستان بسته در آب های آزاد و برای رسیدن به این هدف با مشکلاتی رو به رو می شود.
این فیلم روایتگر داستان زندگی دو برادر با سبک زندگی متفاوت است که با تشخیص بیماری آلزایمر پدرشان، آینده آن ها دستخوش تغییرات اساسی می شود.
این اپیزود درباره نویسنده ای به نام فرهاد راسخ است که در زندگی مشترکش با هدیه دچار مشکل شده و در موقعیت حساسی از زندگی زوج دیگری قرار گرفته است. او مجبور می شود وارد بازی خطرناکی شود.
هدی پس از سالها برای دریافت ارثیه پدری میآید اما برایش اتفاقات غیرقابل پیشبینی ای رخ میدهد..
این سریال به روحانیون و حضور آنها در محلهها و در کنار مردم توجه دارد و روی این موضوع متمرکز شده که روحانیون میتوانند در حل مشکلات مردم به آنها کمککنند.
داستان فیلم هدف اصلی درباره جوانی رزمی کار که برای رسیدن به دختر مورد علاقه خود با خواستگار ان دختر درگیر می شود و خواستگار را با استفاده از فنون رزمی خود مجروح میکند ، خواستگار که غرور خود را جریحه دار می بینید برای گرفتن انتقام تصمیم میگیرد که برای یادگیری فنون رزمی نزد استاد بزرگ رزمی برود که در نهایت …
ترگل كه زندگي خانوادگي خوبي ندارد دلبسته ي عباس است، اما پدرش با ازدواج آن ها مخالف است ترگل از خانه مي گريزد و با عباس ازدواج مي كند. عباس كه قصد دارد براي كار به جزيره كيش برود، ترگل را نزد مادرش به روستا مي فرستد. اما بر اثر زلزله، روستا ويران مي شود و مادر مي ميرد. جستجوهاي عباس براي يافتن ترگل به ثمر نمي رسد و فكر مي كند ترگل مرده است، در حالي كه او بر اثر ضربه اي دچار فراموشي شده است. او در محل كارش با زني ثروتمند به نام مرجان آشنا مي شود. از سوي ديگر ترگل با زني تنها به نام كوكب آشنا مي شود و چون هر دو تنها هستند با هم زندگي مي كنند. در همين مدت خاطره دختر ترگل به دنيا مي آيد اما او همچنان گذشته اش را به خاطر نمي آورد. عباس كه حالا نامش را به كيوان كامياران تغيير داده روابطش با مرجان صميمي تر شده و قصد ازدواج دارند. كيوان به عنوان بازيگر اصلي يك فيلم انتخاب مي شود. او نقش پدري را دارد كه بايد دختربچه اي نقش دخترش را بازي كند. خاطره نيز كه حالا هفت سال دارد و علاقه ي زيادي به كيوان دارد به اصرار مادرش را وامي دارد او را براي آزمايش بازيگري ببرد. خاطره در آزمايش قبول و در جريان فيلمبرداري به تدريج رابطه ي صميمانه ي كيوان و خاطره بيشتر مي شود. كيوان كه حالا به خانه ي خاطره رفت و آمد دارد ترگل را مي شناسد، اما ترگل همچنان دچار فراموشي است تا درنهايت بر اثر يك اتفاق گذشته اش را به ياد مي آورد.اما اين بار حاضر به بخشيدن كيوان نيست و مي گويد همان عباس خودش را مي خواهد. از طرفي پدر ترگل نيز كه سال ها در پي ترگل بوده او را پيدا مي كند. كوكب كه شاهد زندگي ترگل بوده و علاقه ي خاطره را به پدرش مي بيند او را ترك مي كند و به خارج مي رود.
داستان يك دختر بچه عراقي است كه در سر روياي درس خواندن و پزشك شدن را مي پروراند. روابط او با افراد خانواده اش به خصوص عموي چوپانش بستر اتفاقات تازه اي مي شود.