عکسها بازیگران پشت صحنه و داستان فیلم آبنبات چوبی
اولین نمایش فیلم آبنبات چوبی در جشنواره فیلم فجر 94 می باشد
اولین نمایش فیلم آبنبات چوبی در جشنواره فیلم فجر 94 می باشد
دختر و پسر جواني در يكي از پارك هاي تهران مشغول گپ زدن و گردش هستند كه مأموران گشت ارشاد از راه مي رسند و قصد دارند آنها را به ستاد ببرند. پسر جوان شروع مي كند به خواهش و التماس كه هر چه پول لازم باشد مي دهد تا گرفتار كلانتري و بازداشت نشوند. حسن كه يكي از مأموران است مورد را با بيسيم به مركز اطلاع مي دهد و مأمور ديگر به نام عطا به آرامي به جوانك گوشزد مي كند كه رييسشان حاج عباس بسيار عصبي و تندمزاج است و اهل رشوه گرفتن نيست، اما مي تواند براي راضي كردن حاجي با خودش معامله كند. عطا اول از عينك گران قيمت جوانك شروع مي كند و سپس تمام دارايي و كيف پولش را مي گيرد و بعد هم جوانك را وادار به كتك خوردن و عذرخواهي مي كند تا عباس به او تذكري بدهد و قضيه فيصله پيدا كند. عطا و حسن و عباس وارد خانه ويلايي بزرگي مي شوند كه خالي از اسباب زندگي است و معلوم مي شود آنها مأموراني قلابي هستند كه جوان ها را سركيسه مي كنند. صاحبان آن خانه هم گويا در خارج اند و اين سه نفر با پرداخت پولي به سرايدارش در آنجا زندگي مي كنند. عباس رييس و تئوريسين گروه محسوب مي شود! كه معتقد است به خاطر وضع مالي بدشان هيچ ايرادي ندارد با گول زدن كساني كه آينه بغل ماشينشان كلي مي ارزد پول به دست بياورند. عطا گرفتار پرداخت قسطي سكه هاي مهريه زن مطلقهاش است و ضمناً تابلوي آرزوهايي دارد كه معتقد است اگر عكس هر آرزويي را روي تابلويش نصب كند، به آرزويش خواهد رسيد. حسن كه ريزاندام است و كم سالتر است، مبتلا به بيماري سرع و هزينه داروهايش زياد است؛ ضمن اينكه مجبور است خرج خانواده و خواهر و برادرهاي كوچكش و تهيه مواد پدر معتادش را هم بدهد. علت بيماري حسن زجرها و ناهنجاري هاي اجتماعي و اخلاقيست كه پدرش سالها قبل باعثاش بوده و خاطره خودكشي خواهرش مدام او را آزار مي دهد. عباس هم گرفتار بدهي پدرش است كه از يك نزول خوار پول گرفته و حالا چك هايش در دست مانده است. مأموران قلابي گشت ارشاد در يكي از عمليات اخاذيشان با نيروي انتظامي رو به رو مي شوند و...
مژگان از خانواده ثروتمند که برای ادامه تحصیل به خارج کشور رفته بدون اطلاع خانواده با اشکان ازدواج کرده ولی بعد از اینکه متوجه می شود اشکان خلافکار است به ایران باز می گردد و ماجراهای دیگری…
سرمدی پدر مینو مرد متمولی است که با ناهید که چشم طمع به ثروت سرمدی دارد ازدواج موقت کرده و قرار است بعد از رضایت دخترش مینو به ازدواج دائم تبدیل کند اما مینو مخالف ازدواج پدرش با ناهید است سرمدی به همراه ناهید و مینو در ویلای خود در شمال مستقر میشوند که در نزدیکی همان محل اردوی تفریحی آموزشی برای بچههای بهزیستی تشکیل شده سرپرستی اردو به عهده جوانی است به نام حمید. مینو دلباخته حمید میشود ناهید که نگران از دست رفتن ازدواج و اموال سرمدی است برادرش را به ویلای شمال دعوت میکند و او را به دروغ مهندسی موفق در آمریکا معرفی میکند و از او میخواهد دل مینو را بدست آورده و با او ازدواج کند اما مینو به او بی محلی کرده و به حمید علاقه نشان میدهد ناهید و برادرش نقشه ای میکشند و با آتش زدن چادر بچههای بهزیستی قصد دارند حمید را از چشم مینو و پدرش بیندازند بچهها متوجه نقشه آنها میشود و نجات پیدا میکنند. در انتها پدر مینو متوجه شرارت ناهید و برادرش میشود و آنها را بدست پلیس میسپارد و با ازدواج مینو و حمید موافقت میکند
فیلمی که به زندگی کارگران مهاجر شهرستانی در تهران و آرزوها، امیدها و یأسهای آنها مربوط است. شخصیت اصلی فیلم، جوان کارگر مهاجر آذربایجانی به نام قدم ( بهرام افشاری ) است که آدم کلهشقی است و روحیه ستیزهجو و پرخاشگری دارد. قدم در مغازه مردی جنوبی به نام رحمت ( مهران احمدی ) شاگردی میکند و عاشق مونس، ( روژین رحیمی تهرانی ) دختر رحمت است. پس از مرگ ناگهانی و مشکوک رحمت، بساز بفروش پولدار نوکیسه ای به نام جهان ( آتیلا پسیانی ) از موقعیت استفاده کرده و از دختر ۱۶ ساله رحمت یعنی مونس که قدم عاشق اوست، در ازای طلبش خواستگاری میکند. قدم بعد از پی بردن به این موضوع، خشمگین شده و با جهان درگیر میشود تا اینکه…
پیج اینستاگرام سحر قریشی در اینستاگرام که 4/5 میلیون فالور دارد امروز پنجشنبه 15 مهرماه توسط یک سعودی هک گردید .
سحر قریشی پس از بازیگری این بار دست به خوانندگی زده است و به همراه امید علومی آهنگی به نام احوال بارون را خوانده است.
فیلم کارگر ساده نیازمندیم به کارگردانی منوچهر هادی می باشد که قرار است اولین نمایش آن در جشنواره فیلم فجر 95 باشد و در بخش سودای سیمرغ این جشنواره حضور دارد. در ادامه به معرفی داستان و بازیگران این اثر می پردازیم.