ما همه تنهاییم 1393
این فیلم داستان زندگی سه دوست را روایت میکند که از بچگی با یکدیگر بزرگ شده اند. آنها طی اتفاقی از هم دور میشود ولی بعد از 15 سال دوباره به هم می رسند. در این سال ها اتفاقاتی رخ می دهد که باعث میشود و…
این فیلم داستان زندگی سه دوست را روایت میکند که از بچگی با یکدیگر بزرگ شده اند. آنها طی اتفاقی از هم دور میشود ولی بعد از 15 سال دوباره به هم می رسند. در این سال ها اتفاقاتی رخ می دهد که باعث میشود و…
عیسی بعد از سال ها از خارج به ایران با میگردد و بعد از دیدن عشق قدیمی خود “مهتاب” اتفاقات تازه ای در زندگی اش رخ می دهد…
زوج جوانی دچار شک و سوء ظن به یکدیگر هستند و در این میان دوستان مشترک نقش بزرگی در زندگی آنان بازی می کنند…
"رضا" و "باران" زوج جوانی هستند که پس از مدتی "باران" به بیماری سرطان مبتلا میشود و رضا برای سلامتی وی نذر میکند تا سقاخانهای بسازد و به کربلا ببرد. سرانجام "باران" فوت میکند و رضا طبق نامه باقیمانده از وی، سقاخانه را ساخته و به سمت مرزمیبرد
پسری که شاگرد ممتاز دانشگاه شده و همسر و خانواده اش را خوشحال کرده، وقتی به خانه میرسد مادرش را از دست می دهد و...
جوانی به نام مهران (مهران غفوریان) است که به صاحب کار خود مرجان (سحر قریشی) علاقهمند شده و در نهایت پس از تلاش فراوان با او ازدواج میکند. مهران از ازدواج قبلی خود صاحب یک پسر نوزاد به نام میلاد است که هنگام ازدواج این موضوع را از مرجان پنهان کرده است و پس از ازدواج با مرجان میلاد را به دوستش اسی (علی صادقی) میسپارد. اسی پس از یک ماه مراقبت از بچه او را پیش مهران برمیگرداند و مهران به ناچار میلاد را به زنی به نام عفت خانم (سوسن پرور) میسپارد که در خانه خود مهدکودک دایر کرده است ولی عاقبت مرجان موضوع را میفهمد؛ ولی هنگامی که مهران برای تحویل گرفتن میلاد به خانه عفت خانم مراجعه میکند با شوهر او اسد (رضا شفیعی جم) مواجه میشود که میلاد را گروگان میگیرد تا از مهران پول بگیرد. از طرفی مرجان تصمیم به اجرا گذاشتن مهر خود که یک سوم اعضا و جوارح مهران است میگیرد. در این میان اسی به مینا، وکیل مرجان (آناهیتا همتی) علاقهمند میشود.
میترای ۴۲ ساله که زنی تو دار است و کمتر حرف میزند و متفاوت با زنهای دیگر رفتار میکند با ایوب ارتباط دارد. ایوب، همسر ستاره، علاوه بر میترا، با شهرزاد هم در ارتباط است. ستاره زنی معمولی است. او شوهر و زندگیاش را دوست دارد و…
رامین (علی صادقی) پسری است با وضع مالی نه چندان خوب که به نیلوفر (سحر قریشی) از خانواده ای ثروتمند علاقهمند است. منوچهر، پدر نیلوفر (محمدرضا حقگو) به رامین سه ماه مهلت میدهد که مقدمات ازدواج و زندگی با نیلوفر را فراهم کند. رامین برای به دست آوردن پول مورد نیاز با دوستش بهروز (آرش اسد) نقشه ای میکشند و رامین را به جای داماد گمشده خانواده ثروتمندی جا میزنند که دچار فراموشی شدهاست تا پول مژدگانی را دریافت کنند.