برچسب سجاد سپهری شکیب

مرهم 1389

احترام پيرزن متمولي است كه همراه با نوه اش رضا كه والدينش در خارج از ايران زندگي مي كنند، در ويلايي بزرگ نزديك متل قو زندگي مي كند. احترام تعدادي ويلا در شمال دارد كه آنها را اجاره مي دهد و پيشكار دغلي به نام معمار دارد كه با سرمايه او به ويلاسازي مشغول است. احترام خواهر بزرگتري به نام اشرف سادات دارد كه ساكن تهران است و سالهاست با او قهر است و طبعاً بي خبر. يك روز اشرف سادات بدون اطلاع قبلي نزد احترام مي آيد. او در واقع به شمال آمده تا نوه اش مريم را كه به شيشه معتاد است و از خانه فرار كرده، پيدا كند.

در امتداد شهر 1389

حامد و شيرين به دليل نياز مالي و راه انداختن بساط ازدواج‌شان درصدد سرقت يك جواهرفروشي هستند كه صاحبش، علي فرمانيان، مدتي قبل حامد را به اتهام دزدي اخراج كرده و حقوقش را نداده است. حامد به يك پرنده فروشي مي رود تا از صاحبش يك سلاح كمري بخرد. او به اسلحه فروش قول مي دهد كه در هر صورت او را لو ندهد اما ناگهان نيروي انتظامي سر مي رسد و حامد و شيرين موفق به فرار مي شوند. خود فرمانيان هم دور از چشم همسرش سارا، با يك پرستار يك بيمارستان به نام فريبا ارتباط دارد اما به دنيا آمدن فرزندش بعد از پانزده سال انتظار باعث شده به فكر اصلاح رابطه هايشان بيفتد. از طرف ديگر محمدرضا گلزار كه بازيگر محبوب و معروفي است به كمك مدير برنامه هايش رضا رشيدپور درصدد قرارداد بستن با شركت هاي خارجي و بازي در فيلم هاي آن ور آب است كه شان پن به ايران مي آيد و اين دو بلافاصله با او قرار مي گذارند. اما مشكل اصلي گلزار طلاق دادن همسرش است كه عاشقانه دوستش دارد و تا آخرين لحظه ها هم مايل به اين كار نيست. بنابراين با او در كافي شاپي قرار مي گذارد تا آخرين حرف هايشان را با هم بزنند. فرزاد حسني هم مجري متفاوتي است كه به خاطر بر زبان آوردن يك كلمه خودماني ممنوع از كار شده و با جنگيدن با مسئولان دارد دوباره راهش را باز مي كند. اين سه در پاساژي كه طلافروشي قرار دارد به هم مي رسند. حامد با سر رسيدن پليس، در حركتي ناخودآگاه، گلزار را گروگان مي گيرد و حسني هم با شنيدن اين ماجرا به سرعت خودش را به پاساژ مي رساند تا خبرها را پوشش بدهد. علي كه حين درگيري با دزدان بر سر تلفن زدن به همسر حامله اش مجروح شده رو به مرگ است. اما گلزار با مهرباني موفق مي شود دو دزد را به تسليم شدن راضي كند. او همچنين حين صحبت تلفني با همسرش رضايت او را براي تجديد نظر كردن در طلاق جلب مي كند. در نهايت حامد كه بدون توجه به هشدارهاي پليس در حال صحبت كردن با شيرين است، تير مي خورد و...

کلاس هنرپیشگی 1390

داستان این فیلم دربارهٔ خانواده‌ای است که گران شدن سکه و ارث و میراث، تبدیل به مهمترین دغدغه زندگی شان شده‌است و صمیمیت و احترام به یکدیگر را از خاطر برده‌اند. از طرف دیگر «کلاس هنرپیشگی» داستان یک عشق مثلثی را روایت می‌کند که یک ضلع این مثلث پسری عاشق‌پیشه اما بی‌پول و ضلع دیگرش مردی ثروتمند که هر دو خواهان رسیدن به عشق مشترکشان هستند.