برچسب سجاد رحیمی

در وجه حامل 1396

ایرج، همسر مهری، بعد از حادثه‌ای که برایش پیش می‌آید، فلج می‌شود و حتی قدرت تکلمش را هم از دست می‌دهد. مهری مسئولیت رفع و رجوع کارهایش را برعهده می‌گیرد اما وقتی می‌فهمد همسرش پول هنگفتی بدهکار است و او از این موضوع خبر نداشته، دچار مشکلی ظاهراً حل‌ناشدنی می‌شود. او حالا باید به شکلی پول را جور کند …

ژن خوک 1397

داستان فیلم درباره دو زندانی به نام عماد گربه (با بازی سینا مهراد یا همان سینا سهیلی، پسر سعید سهیلی و برادر ساعد سهیلی) و رضا کیشمیش (با بازی هادی حجازی فر) است که بنا به دلایلی از زندان قرار می‌کنند. هر یک از این دو نفر دلایل شخصی خود را برای فرار از زندان دارند اما با پیشروی در داستان فیلم، تماشاگر متوجه می‌شود که سررشته فرار این دو تن به یک آقازاده برمی‌گردد. رضا کیشمیش قرار است ماموریتی برای آقازاده (همان ژن خوب داستان) انجام دهد و عماد گربه هم در این ماموریت، یک نقش اساسی ایفا می‌کند که خودش از آن آگاه نیست؛ عماد فقط می‌خواهد پیش ماهی (نامزدش با بازی نازنین بیاتی) برود و با او از تهران فرار کنند.

کلبه 1387

داستان چهار دانشجو است كه براي انجام تحقيقات راهي غسالخانه اي در جنگل مي شوند. اما در آغاز تحقيقات شب هنگام اتفاقاتي مي افتد كه گويي نبايد به اين سفر مي آمدند.

مطرب 1397

داستان این فیلم دربارهٔ یک خوانندهٔ کاباره‌ای به نام ابراهیم خوش‌لحن (خوش‌سینه) است که پیش از اوج گرفتن با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ همچون این طیف خواننده‌ها از صحنه کنار می‌رود اما چون به اندازهٔ کافی از شهرت و اقبال نیز برخوردار نبوده‌است، نمی‌تواند خوانندهٔ لس آنجلسی شود و در نهایت به خوانندهٔ مراسم تبدیل می‌شود. ابراهیم که با نامِ فامیلی خود مشکل دارد و آن را به خوش‌لحن تغییر می‌دهد سالها در حسرت اجرای دوباره روی صحنه می‌ماند تا اینکه یک روز، زیبا (دختر ابراهیم با بازی الناز شاکردوست) ترتیبی می‌دهد تا پدرش در برنامه «هفتهٔ فرهنگی ایران» در شهر استانبول، ترکیه روی صحنه برود. پسر ابراهیم (محسن کیایی) که راه پدر را دنبال کرده‌است ولی به سبک رپ فرصت را برای اجرای زنده و کسب شهرت از دست نداده‌است و ورود آنها به ترکیه سرآغاز ماجراها و مشکلات جدیدشان می‌شود.

خجالت نکش 1396

داستان زندگي زن و شوهري را روايت مي کند که با داشتن عروس، داماد و نوه، در سن ميانسالي بچه دار مي شوند. اين اتفاق آن هم در روستايي کوچک که هيچ چيز از ديد اهالي پنهان نمي ماند، زن و شوهر را دچار اتفاقاتي کميک و بامزه مي کند. اتفاقاتي که در نهايت باعث جدال اين دو با يکديگر مي شود و… .