عمودی ها 1396
سریال درباره کسانی است که در مجتمع های مسکونی زندگی می کنند و دردسرها و مشکلاتی از قبیل همسایه داری، مدیریت آپارتمان و پرداخت شارژ دارند.
سریال درباره کسانی است که در مجتمع های مسکونی زندگی می کنند و دردسرها و مشکلاتی از قبیل همسایه داری، مدیریت آپارتمان و پرداخت شارژ دارند.
داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، میگذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس میروند. این زائران در یک عکاسخانه عکس میگیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه میکنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش میآید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل میشود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره میشود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره میشود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا میآیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشنها رخ میدهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]
عماد افسر تازه بازنشسته نیروی امنیتی است که قصد دارد به همراه دختر، داماد و همسر جدیدش به سفر برود. ناگهان یکی از قاچاقچیان قدیمی به نام جلال به عماد زنگ میزند و سرنخی از پروژه جدید گروهک خرابکاری کسری به او میدهد…
مرد ثروتمندی در آستانه ورشکستگی هست و به خاطر هزینههای بالای خانواده خود نمیتواند کار خود را پیش ببرد در همین زمان یک رستوران متروکه در شمال کشور به عنوان ارث به همسر این مرد میرسد. محبوبه همسرش خانواده را راضی به رفتن به شمال و اداره این رستوران برای سر و سامان دادن دوباره به زندگیشان میکند و…
داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار میکند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن میرود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمیتواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بیپول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری میکند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار میآورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.
سهراب و سعید که در منطقهای فقیرنشین رشد یافتهاند، تا پای جان تلاش میکنند تا با امید چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند. آنها در برابر سرنوشت ایستادگی میکنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینهشان در خطر میافتد و…
سایبر یک سریال آموزشی است و به کلاهبرداریهایی سایبری و اینترنتی میپردازد که برای آدمهای معمولی اتفاق میافتد در این سریال هدف افزایش سطح آگامی مردم به جرایم رایانه ای و جلوگیری از سوء استفاده از مدارک و اسناد بانکی افراد میباشد که در هر قسمت یک داستانی را دنبال میکند …
داستان سریال درباره پول هنگفتی بوده که چهار نفر برای رسیدن به آن باید موانعی را از بین ببرند و نقشه بی نقصی برای آن بکشند نقشه پیچیده و خطرناکی که نیازمند یک قاتل حرفهای دارد این قاتل باید باهوش و بی رحم باشد و افرادی که می خواهند به این پول برسند باید تلاش کنند یک قاتل بی رحم را پیدا کنند گفته شده که این سریال در ۱۶ قسمت پخش میشود.
دکتر بهروز امینی با بازی مهدی هاشمی از دانشمندان و پژوهشگران حوزه داروسازی در ایران است. او هم خانوادهای مثالزدنی دارد و هم در حرفهاش موفق بوده و بعد از ۲۰ سال تلاش مداوم توانسته در راستای تولیدات ملی و دانشبنیان، دارویی برای درمان سرطان تولید کند که مشابه خارجی ندارد. بعد از تولید دارو، جامعه پزشکی برای بهروز امینی جشنی برپا میکند و نام او و شرکتش در سراسر جوامع پزشکی جهان میپیچد اما یک اتفاق همه معادلات دکتر امینی را به هم میریزد و آبرویش را در معرض خطر قرار میدهد!