با این حال، هدف نهایی اقتدار فناورانه صرفاً خلق ثروت نیست. ثروت حاصل از فناوری زمانی به اقتدار ملی منجر میشود که به ارتقای زیرساختهای کشور، افزایش توان رقابتپذیری اقتصادی، تقویت امنیت ملی، توسعه سرمایه انسانی و ارتقای کیفیت حکمرانی منتهی گردد. به بیان دیگر، مرحله چهارم این زنجیره، «تبدیل ثروت به قدرت ملی» است. در این سطح، فناوری به ابزاری برای افزایش تابآوری اقتصادی، کاهش وابستگی خارجی، تقویت استقلال راهبردی و ارتقای توان حل مسائل ملی تبدیل میشود. کشوری که از توانمندی فناورانه برخوردار باشد، نهتنها نیازهای حیاتی خود را تأمین میکند، بلکه در برابر فشارها و محدودیتهای بیرونی نیز از قدرت مانور بیشتری برخوردار خواهد بود. بالاترین سطح اقتدار فناورانه زمانی شکل میگیرد که قدرت ملی حاصل از فناوری بتواند به «نفوذ منطقهای و جهانی» تبدیل شود. در این مرحله، کشور قادر است استانداردها، محصولات، پلتفرمها، خدمات فنی و حتی الگوهای حکمرانی فناورانه خود را به سایر کشورها صادر کند و در شکلدهی به روندهای علمی، اقتصادی و فناورانه جهان نقشآفرین باشد. نفوذ بینالمللی حاصل از فناوری، یکی از مهمترین جلوههای قدرت نرم در عصر حاضر به شمار میرود؛ زیرا کشورها از طریق فناوری نهتنها بازارها، بلکه ذهنها، رفتارها و الگوهای توسعه را نیز تحت تأثیر قرار میدهند.