برچسب ستاره پسیانی

این خلوت تنهایی 1390

این فیلم روایت تنهایی مردی سالمندی به نام « یحیی قوامی» است که پس از شهادت فرزندش پرهام در جنگ و دوری دخترش پروانه که در خارج از کشور اقامت می کند، یک زندگی آرام و منظم دارد. اما در خانه قدیمی او با آمدن تنها نوه اش شیدا از خارج، زندگی شکل دیگری می گیرد.

شوک خبر جدایی پروانه از همسرش منجر به مرگ وی می شود و دختر پس از سال ها به خانه پدری بازگشته و تصمیم به ادامه زندگی در خانه پدری می گیرد و علی رغم دچار شدن به سرنوشت تنهایی یحیی، به آموزش کودکان بی سرپرست در آن خانه می پردازد.

دوزیست 1398

در جنوب شهر جوانی به نام عطا با پدرش زندگی می‌کند و دو تن از دوستان خود را نیز به خانه راه داده است. کلفتی که برای همسایه‌شان کار می‌کند، دلبستگی خاصی به این جوان دارد که عطا از آن بی‌خبر است. این کلفت، دختری را به خانه عطا می‌آورد و ادعا می‌کند که دخترخاله‌اش است و از عطا می‌خواهد برای چند روزی مخفیانه او را در منزل خود نگه دارد. عطا می‌پذیرد و ماجراها با ورود این دختر به خانه شروع می‌شود...

کت چرمی 1401

عیسی فرهمند (جواد عزتی)، بازرس سازمان بهزیستی است که در حین بررسی تخلفات مالی یکی از مراکز، متوجه یک باند فساد اقتصادی و ترانزیت مواد مخدر توسط دختران بدسرپرست می‌شود.

آماده باش 1387

سه پسر جوان که دوران خدمت سربازی خود را می گذرانند، مرخصی گرفته و به خانه می روند. هرکدام از آنها مشکلات خانوادگی ای دارند که دیگران از آنها بی خبرند. آنها تصمیم می گیرند که مشکلات یکدیگر را حل کنند ولی در این راه اتفاقاتی می افتد که...

عاشقانه هایی بر باد 1390

صالح رزمنده‌ای است که در جبهه‌های جنگ مفقودالاثر شده و همسرش فریماه سال‌ها بعد همچنان در انتظار بازگشت او به سر می‌برد. فریماه که به کار نشر کتاب مشغول است، یک روز پیش‌نویس داستانی را برای چاپ دریافت می‌کند که موضوع و محتوای آن برایش بسیار آشناست. او رد پای خودش و صالح را در داستان می‌بیند و . . .

و خداوند عشق را آفرید 1384

داستان این مجموعه با آگاه شدن یک خانم وکیل به نام خورشید از وقایع زندگی آینده افراد از طریق آینه‌ای موروثی که دارای خصلتی عجیب است، آغاز می‌شود و هربار او را وارد درگیری‌های زندگی اشخاصی می‌کند که از فقدان عشق رنج می‌برند.

جمعه دوازد و چهل و پنج دقیقه 1387

مهناز و منوچهر با تفکراتی که از کودتای 28 مرداد دارند نگران پسرشان فرید هستند. در روز 17 شهریور حکومت نظامی می‌شود مهناز هراسان به دنبال فرید است تا اینکه در بیمارستان با دختر جوانی روبرو می‌شود که دوربین عکاسیش را که از حوادث 17 شهریور عکس گرفته همراه با آدرسی به مهناز می‌دهد، او دوربین را به محل آدرس می‌برد و متوجه می‌شود که گروهی که در آنجا هستند فعالیت سیاسی دارند و فرید هم در آن گروه است