برچسب ساناز سماواتی

پنجره 1385

مجموعه تلویزیونی پنجره شامل اپیزودهای«قلب»، «فراز»،‌«امید» ، «مادر»، «بعد از طلاق»، «همکلاسی»، «آسانسور»، «پرتره» میباشد.

چتر عاشقی 1393

این فیلم زندگی دختری جوان به نام ریحانه را روایت می‌کند که در آستانه ایام عزاداری امام حسین(ع) وارد خانه‌ای قدیمی می‌شود. با ورود وی به این خانه اتفاقاتی رقم می‌خورد که باعث اختلاف بین همسایه‌ها می‌ شود. در واقع این فیلم روایت انسان‌هاست که در برابر مشکلات صبوری به خرج می‌دهند ،روایت انسان‌هایی که زیر چتر عاشقی ، بخل و حسد را از خود دور می‌کنند تا عاشقانه یکدیگر را دوست بدارند.

نود شب 1379

نود شب یک مجموعه طنز و کمدی است و قصه زندگی زوج جوانی را روایت می‌کند که وقایع روزمره زندگی را با لحن و شیوه‌ای طنزآمیز بازی می‌کنند.

زیر آسمان شهر 3 1382

بهروز و همسایگان در یک خانه جدید زندگی می کردند که به علت تازه ساخت و دگرگونیهایی تخلیه شد. غلام شش لول بند و مهتاج نیز به خانه جدیدی رفتند و دوست داشتند همسایگان را نیز به آن طرف ببرند. هر قسمت از این فیلم، داستان جداگانه ای بود که به صورت طنز به نمایش در می آمد …

سیاهی لشگر 1390

ابراهیم با مادر و برادرش زندگی می کند و برای امرار معاش در فیلم های سینمای نقش سیاهی لشکـر را بازی می کند. برادر کوچک تر او عاشق دختری شده است که…

مسافر 1379

همه چیز از پشیمانی پیرمردی (آتش تقی‌پور) در بستر مرگ آغاز می‌شود! در بیست و پنج سال پیش مراسم عروسی دختر (آناهیتا نعمتی – در نقش مادر) این پیرمرد بر اثر لجاجت او بهم می‌خورد. داماد (جمال اجلالی) دو سال بعد به زندان می‌افتد و عروس در هنگام وضع حمل دخترش، افسانه (آناهیتا نعمتی)، فوت می‌کند. بعد از پیروزی انقلاب پدر افسانه از زندان آزاد می‌شود و قیمومت دخترش را بدست می‌آورد و برای همیشه او را از زندگی پدربزرگ (آتش تقی‌پور) خارج می‌کند.

اکنون پس از گذشت سال‌ها پدربزرگ از کردهٔ خود پشیمان است و می‌خواهد جبران مافات کند به همین دلیل از نوهٔ خود رضا (دانیال حکیمی) که در فرانسه زندگی کند می‌خواهد که به کشور برگردد و افسانه را پیدا کند و ثروتی را که سهم مادر اوست به او بدهد.

رضا در جستجوی خود با دوست دوران کودکی افسانه، منیژه (پانته‌آ بهرام) آشنا می‌شود. منیژه به همراه پدرش (کیومرث ملک‌مطیعی) و مادرش (صدیقه کیانفر) و برادرش (حمید مهین‌دوست) و زن برادرش (ساناز سماواتی) زندگی می‌کند که افرادی معتاد و خلاف‌کار هستند. بعد از این که متوجه می‌شوند پای ارث و میراث زیادی در بین است قصد کلاه‌برداری از آن‌ها را دارند به همین دلیل پیش دایی منیژه، مجید (ابوالفضل پورعرب) می‌روند تا او نقشهٔ برای این کار بکشد.

مجید هم معتاد و خلاف‌کار است و نقشه‌های زیادی برای به دام انداختن افسانه می‌کشد. افسانه پزشک شده‌است و در یک بیمارستان کار می‌کند رئیس بیمارستان دکتر صارمی (حمیدرضا افشار) قصد ازدواج با افسانه را دارد دوست افسانه (شیوا ابراهیمی) از این موضوع با اطلاع است. دکتر صارمی سعی می‌کند نقشه‌های مجید را افشا کند اما مجید به همراه بستگان و دوست‌اش کامران (فرداد صفاخو) نقشهٔ خود را پیش می‌برد تا این که…