تف (کوتاه) 1400
وقتی سرنوشت برای اولین بار عماد و طوبا را روبهروی هم قرار داد، هر دو خوب میدانستند که عشق بیشتر یک مهارت است تا هیجان و تپش قلب و خارش پوست.
در موضوع مجازات جایگزین، به افرادی که سهوی مرتکب جرم کوچکی میشوند که با ندامت، دیگر نیت تکرار آن را نداشته باشند، فرصتی داده میشود تا به جای سپری کردن دوران محکومت خود در زندان، مجازاتهای جایگزینی را که شامل یک فعالیت اجتماعی میشود به انجام برسانند…
فرهاد ، دانشجوی حقوق بیکاری که مشغول فروش عرق هست ، تصمیم می گیرد به آمریکا مهاجرت کند. فرهاد برنده قرعه کشی لاتاری آمریکا شده و بنابراین با همسرش الهام و نوید به ترکیه سفر می کند. در طی این سفر ، فرهاد از مسمومیت گسترده افراد در یك مهمانی كه برای آخرین بار مصرف عرق آنها را تأمین كرده بود مطلع شده و این امر باعث مرگ و نابینا شدن چند نفر میشود. این خبر باعث سردرگمی ذهنی فرهاد شده و باعث میشود احساس گناه داشته باشد. وقتی الهام از ماجرا مطلع می شود ، شوکه می شود و تصمیم می گیرد به ایران بازگردد و فرهاد را ترک کند. ولی یک اتفاق غیرمنتظره زندگی او را کاملاً نابود می کند.
عنا و عماد زن و شوهری جوان هستند که در حال اجرای تئاتری بر اساس نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر میباشند. آنها به علت نشست زمین مجبور میشوند به اجبار خانه خود را ترک کنند و به اصرار یکی از دوستانشان به نام بابک به خانهای اسبابکشی میکنند که پیشتر زنی بدکاره به نام «آهو» در آن ساکن بودهاست. ابتدا همه چیز خوب پیش میرود ولی وقایع بعدی به بحرانی غیرقابل کنترل ختم میشود..