گذرگاه 1405
محسن حقیقت بعد از ۱۰ سال ناصر بهجت را که در سال ۵۷ مامور شهربانی بوده و طی تحقیق در مورد قتل یک خان در روستایی اطراف کرمانشاه به مدارکی در مورد زمین خواری دست پیدا کرده بود و از همان زمان ناپدید شده بود را پیدا میکند.
محسن حقیقت بعد از ۱۰ سال ناصر بهجت را که در سال ۵۷ مامور شهربانی بوده و طی تحقیق در مورد قتل یک خان در روستایی اطراف کرمانشاه به مدارکی در مورد زمین خواری دست پیدا کرده بود و از همان زمان ناپدید شده بود را پیدا میکند.
داستان این مجموعه حول محور زندگی منیژه است که پس از سالها دوری از ایران، برای یافتن گمشدهاش به کشور بازمیگردد. اما تقدیر برای او شگفتیهای بیشتری در نظر گرفته است. فضای داستان در زندگی خانوادههای روحانیون میگذرد و بهعنوان یک ملودرام زنانه، روایتهای متفاوتی از زندگی این خانوادهها را به تصویر میکشد. در این سریال، همسران شخصیتهای اصلی همگی روحانیونی هستند که برای تبلیغ به مناطق مختلف رفتهاند و در این مسیر با ماجراهای گوناگونی مواجه میشوند.
یک زیردریایی محصول کشور ایران جهت انجام عملیات و گشتزنی در مرزهای آبی کشور آماده میشود که یک تیم متخصص جهت عیبیابی برای این زیردریایی به کار گرفته میشود. یکی از افراد متخصص با وعدههای مالی توسط دشمن قصد خرابکاری در این زیردریایی را دارد که ...
این فیلم داستان پسری به نام حامی را روایت می کند که خوشی های زندگی برایش عادی شده و دیگر هیچ اتفاقی برایش لذت بخش نیست.
«خانه دوستی» ماجرای فرزند شهیدی است که با مشورت و همفکری پدربزرگ خود، خانه قدیمی وی را به یک مجموعه فرهنگی تبدیل می کند. پس از راه اندازی این مؤسسه فرهنگی، عده ای از جوانان محل در آن مشغول فعالیت می شوند و در ادامه سریال ماجرای زندگی هر کدام از این افراد، به داستان یک قسمت از این سریال تبدیل می گردد.
حشمت سوری که از فوتبال متنفر است بعد از فوت عمویش تمام اموال او بهش می رسد،او با مشورت پسرش برای پول در آوردن یک تیم فوتبال(آذرخش)می خرد و مدیرعامل باشگاه می شود و پسرش را سرپرست باشگاه می کند،او با حقّه های دربندی مشاورش و دلال فوتبالی بیشتر ثروت بادآورده اش را از دست می دهد و دخترش با سیاوش رستمی و پسرش با شایسته دختر دربندی ازدواج میکنند.سیروس با گول زدن فرخ (برادر زن حشمت)دسته چک حشمت را می دزدد،و می خواهد به امارات برود و آنجا کار کند،ولی دوستش دست و پای او را می بندد و چک را به بانک میبرد تا نقدش کند،ولی سیاوش و پیام سر می رسند و او را تحویل پلیس می دهند،حشمت باشگاه را تحویل رحمانی (رئیس هیئت مدیره) باشگاه می دهد و یک میوه فروشی به اسم سه پنج دو می زند.
داستان فیلم حول محور زندگی دختر جوانی می گردد که به دنبال خوشبختی در هرج و مرج این جهان پرسه می زند. یک روز او سوار یک تاکسی می شود غافل از اینکه زندگی او برای همیشه دستخوش تغییر می شود
شهاب حسینی در ساکن طبقه وسط اول از همه در قالب نویسندهای فرورفته که بناست کتاب تازهاش را بنویسد اما همذات پنداری او با شخصیتهای مختلف این کتاب که از شرقیترین چهرهها مانند شیخ صنعان، سهروردی، مولانا و سقراط حکیم گرفته تا غربیترین چهرهها مانند راجر واترز، کرت کوبین و اسحاق نیوتن را دربرمیگیرد باعث شده او یک سری نقش متفاوت و دستاول ایفا کند. او در جایی از فیلم نیز نقش چه گوارا، انقلابی معروف لاتین را بازی کرده تا ردپای شخصیت سیاسی هم در کارش باشد. زکریا و مسیح دو پیامبری هستند که شهاب در قالب آنها فرورفته و البته که نقشهای فرهاد مهراد خواننده ایرانی و لیونل مسی بازیکن باشگاه فوتبال بارسلونا نیز جای ویژهای در هنرنمایی شهاب حسینی داشتهاند.