برچسب سامان مجدوفایی

ملی و راه های نرفته اش 1395

ملی با بازی ماهور الوند، دختر سر به زیري است که در یک خانواده مذهبی و آبرومند زندگی می کند. دو برادر دارد که برادر بزرگ‌تر بسیار غیرتی و فرد کوچک‌تر هوادار ملی است. ملی با همکار خود در کلاس خیاطی با بازی السا فیروزآذر دوستی صمیمانه‌ای دارد. یک روز در حین برگشت از کلاس به منزل با برادر او روبه‌رو می شود و از قیافه اش خوشش می‌آيد. سیامک نام این برادر است که میلاد کی مرام، نقش او را بازی می کند.

بعد از رد و بدل کردن شماره و مکافات بسیار، این دو مخفیانه با هم سر قرار می روند و عاشق هم می‌شوند. بعد از مدتی هم کار به خواستگاری می‌کشد و با وجود مخالفت های خانواده ملی به اصرار او به این ازدواج رضایت می‌دهند. ملی وقتی وارد خانواده سیامک می شود تازه می فهمد که چه قدر خانواده‌های‌شان با هم فرق دارد و سیامک واقعی، چهره خشن و روان پریشی دارد. غیرتی بودن بیش از حد سیامک و دست بزن داشتن و خانواده خنثی و سرد سیامک در برابر دیوانه بازی های او ، همه و همه دست به دست هم می دهند تا ملی را در این راه نرفته عذاب دهند... .

امروز 1392

يونس راننده تاكسيه كهنه كار، در پايان يك روز كاري به زن جواني كمك مي‌كند تا به بيمارستان برسد. غافل از اينكه در بيمارستان اتفاقات زيادي در انتظار اوست.

نارنجی پوش 1390

حامد آبان عكاس حرفه اي مطبوعات، با خواندن كتابي چنان تحت تأثير پالايش محيط زيست و مبارزه با آشغال زايي قرار مي گيرد كه لباس نارنجي مخصوص رفتگران به شهرداري مي پيوندد و با عنوان «نارنجي پوش ليسانسه» به شهرت مي رسد. اما اعتبار و محبوبيت حامد، زندگي خصوصي و خانوادگي او را با سيلي از فراز و نشيب هاي عاطفي تند و ناگهاني به سمت و سويي ديگر مي برد.

رقص پا 1395

محمدعلي وندي بازيگر، فيلمساز و معلم تاتر، نااميد از مهاجرت به زادگاهش تهران بازگشته تا همراه با همسرش ميترا صدري، نقاش، زندگي تازه‌اي را شروع کنند اما جستجو براي پيدا کردن خانه‌اي مناسب و کنجي آرام غيرممکن به نظر مي‌رسد.

درساژ 1396

گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانواده‌اش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی می‌کند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش می‌گذراند. یک روز آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا دست به اقدامی هیجان‌انگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظره‌ای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز، به دردسری پیچیده تبدیل می‌شود. اتفاقاتی که رخ می‌دهد، از اساس، دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر می‌دهد.

پاپ 1392

فیلم داستان یک خانواده بوشهری را در سه اپیزود روایت می‌کند و در هر اپیزود (که به نام یک کشور است) داستان بر یکی از کاراکترها متمرکز است. داستان دختر دانشجویی که همکلاسی و معشوقش به دلیل یک اعتراض ساده دانشجویی به زندان افتاده و دختر در به در دنبال راهی برای آزاد کردن اوست، داستان یک نوازنده خیابانی و رویاهایش و داستان پسرش که به امید رسیدن به عشقش می‌خواهد به شکل خطرناکی به اروپا برود.
در اپیزود سوم شخصیت اصلی، یک نوازنده سیاه‌پوست تنگ‌دست دوره‌گرد است که سلایق و ذهنیاتش تناسب چندانی با طبقه اقتصادی‌اش ندارد! کتابخوان و روشنفکرمآب است. پاتوقش کتاب‌فروشی است که با چند نفر روزها در آن جمع می‌شوند و درباره سیاست و مذهب بحث و جدل می‌کنند. شعر لنگستن هیوز می‌خواند و عاشق موسیقی جاز است. خود نیز ساکسیفون می‌زند و کنار خیابان به همراه پسر و دو دوستش موسیقی جاز سیاه‌پوستان حاشیه می‌سی‌سی‌پی را اجرا می‌کند. یک گعده گنگ‌واره هم با چند سیاه‌پوست همشهری‌ دارد.

ایتالیا ایتالیا 1395

«ایتالیا ایتالیا» داستانِ جوانی است به اسم نادر (حامد کمیلی) که عاشق ایتالیاست. او در دانشگاه ادبیات ایتالیایی خوانده، کتاب‌های ایتالیایی ترجمه می‌کند، درباره‌ی ایتالیا و تاریخش کتاب می‌نویسد، دست‌بندی به شکل پرچم ایتالیا به دستش دارد، موزیک ایتالیایی گوش می‌کند و رویایش این است که برود «ایتالیا زندگی کند. ایتالیایی زندگی کند.» (بخشی از نریشن فیلم). تا اینکه به صورت اتّفاقی برای بازی در یک سکانس به یک پروژه‌ی سینمایی معرّفی می‌شود که دستیار کارگردانش برفا (سارا بهرامی) است. و این شروع رابطه‌ی این دو است. رابطه‌ای که نهایتاً به عشق و ازدواج منجر می‌شود و بعد زوال آغاز می‌گردد…

دختران 1388

داستان سرگشتگي و روزمرگي سه دختر نوجوان و در آستانه بلوغ به نام هاي ياسي، مانلي و شوكا را تصوير مي كند.