برچسب سامان لطفیان

بدنام 1404

«بدنام» روایتگر یک داستان عاشقانه پیچیده و ملتهب است که حول محور دختری به نام «یلدا» شکل می‌گیرد؛ دختری که ناخواسته وارد یک رابطه و بازی خطرناک می‌شود. در ادامه، داستان به یک مثلث عشقی میان چند شخصیت از نسل‌های مختلف تبدیل می‌شود؛ عشقی ممنوع که برای هیچ‌کدام از شخصیت‌ها پایان خوشی ندارد.

زیبا صدایم کن 1403

خسرو که در آسایشگاه روانی به اجبار بستری‌ست، تمام این سال‌ها را در فکر دخترش زیبا سپری کرده. امروز، روزِ تولد ۱۶ سالگی زیبا است و خسرو نمی‌خواهد از این روز ساده بگذرد…

مرزهای بی پایان 1401

احمد یک معلم تبعیدی است که در یک روستای فقیرنشین کوچک با قومیت بلوچ در امتداد مرز ایران با افغانستان زندگی می کند. او با خانواده ای از پناهندگان غیرقانونی هزاره آشنا می شود که از خطر فوری به قدرت رسیدن طالبان می گریزند. اندکی بعد احمد متوجه می شود که تعصبات بر همه زندگی آنها دیکته میشود و دیدگاه او در مورد درست و نادرست به شدت تغییر می کند.

تمساح خونی 1402

داستان فیلم حول محور دو شخصیت اصلی به نام‌های هومن (جواد عزتی) و پیمان (عباس جمشیدی‌فر) است که با دردسر بزرگی روبه‌رو شده و کمبود مالی دارند. به همین خاطر، آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا به قمار روی آورند.

شنای پروانه 1398

فيلمي از زني به نام پروانه (طناز طباطبايي) در حين شنا در استخر در فضاي مجازي منتشر ميشود. حالا هاشم شوهر پروانه (امير آقايي) و برادرش حجت (جواد عزتي) به دنبال انتقام گرفتن از کسي که اين فيلم را منتشر کرده هستند، اما ...

شبی که ماه کامل شد 1397

عبدالحميد در بازار عاشق فائزه دختر زيباروي تهراني ميشود. آنها با يکديگر ازدواج ميکنند و زندگي عاشقانه اي را آغاز مي کنند. پس از مدتي فائزه متوجه مي شود که خانواده عبدالحميد در بلوچستان کارهاي خلاف و خطرناکي انجام ميدهند. او براي دور کردن عبدالحميد و فرزندش، از شرايط پيش آمده به فکر مهاجرت مي افتد اما مجبور ميشود براي مدتي به همراه عبدالحميد به پاکستان برود و در خانه عبدالمالک ريگي برادر عبدالحميد سکونت يابد....