فاخته 1393
داستان این سریال درباره ی دختری از یک خانواده فرهیخته است که درست اول ماه رمضان به سن تکلیف رسیده و تمام اعمال دینی بر او واجب میشود و…
داستان این سریال درباره ی دختری از یک خانواده فرهیخته است که درست اول ماه رمضان به سن تکلیف رسیده و تمام اعمال دینی بر او واجب میشود و…
داستان این مجموعه درباره خانوادهای است که دو پسر به نامهای احسان و امید و دختری به نام مرجان دارد. امید پسربچهای ۱۱ ساله است که قهرمان داستان محسوب میشود.
مجموعه برف بی صدا می بارد قصه اي درام، اجتماعی و خانوادگی دارد کـه در آن داستان زندگی یک خانواده پنج نفره بـه تصویر روایت شده اسـت.
در این کار داستان زندگی فرزند ناخدا یاور روایت میشود که برای تصویربرداری از انتقال نفت توسط نفتکش به کشورهای خارجی، راهی سفری دریایی میشود. این در حالی است که به دلیل مقتضیات شغل پدر، پارسا همواره دچار تعارضات اساسی با او بوده، اما حمله دزدان دریایی خلیج عدن به نفتکش ایران و عملیات موفقیتآمیز نیروی دریایی ارتش به فرماندهی ناخدا یاور با دزدان، محملی برای تغییر نگاه پارسا نسبت به پدرش میشود.
این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت میکند که گره پروندههای جنایی را باز میکند و در این میان به پرونده ای برمیخورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان میکشد این واقعیت بر میگردد به سالها پیش زمانی که در بم خدمت میکرد و زلزله بم…
امروز و فردا با مضمون کودک، داستان زندگی پسر بچهای را روایت میکند که در ارتباط با مسائل و مشکلاتی که خانوادهاش با آن دست و پنجه نرم میکنند، انشایی را مینویسد که متن آن آغاز ماجراهایی جدید در زندگی او است.
مزدک یک کارگردان جوان مستند ساز است که تصمیم به ساخت فیلمی درباره مهاجرت و فرار ایرانیان به خارج از مرزها میگیرد. او در مسیر مهاجرت عدهای از هموطنان، همراه آنها شده و از مسافران دلبریده از وطن در جریان سفری بیبازگشت تصویربرداری میکند. آنها سوار اتوبوس میشوند و همراه با قاچاقچیان به شهری مرزی میروند. در نزدیکی مرز، کارگردان جوان در ارتباط با آدمهای مختلف در سنین و طیفهای مختلف اجتماعی عمیق شده و از آنها در خصوص تصورشان از آن چه که بیرون از این مرز خواهند دید سوال میکند.
حوادث مختلفی روی می دهد: فیلمبردار کشته می شود، دختر جوان و پسر روستایی که عاشق هم هستند از یکدیگر جدا میافتند، مرد مرموز و ساکتی که دائماً در حال مطالعه است میمیرد و بالاخره مزدک به این نتیجه می رسد که آسمان، همهجا یک رنگ است، با این حال خود به آن سوی مرز عزیمت می کند.
داستان خانوادههایی را روایت میکند که برای تفریح در ایام نوروز به شهر مشهد سفر میکنند؛ اما در این میان ماجراهای جالبی برای آنها رخ میدهد و به گونهای داستان این خانوادهها در قسمتی از فیلم به یکدیگر مرتبط میشود. فیلمبرداری این فیلم در مشهد بود.