متولد آوریل 1405
داستان این مجموعه با زندگی جوانی نخبه به نام سیاوش آغاز میشود که در آستانه ازدواج و مهاجرت قرار دارد، اما آشنایی او با شخصیت و زندگی شهید کمال کورسل، نخستین شهید فرانسوی دفاع مقدس، مسیر زندگی و نگرش او را دگرگون میکند.
داستان این مجموعه با زندگی جوانی نخبه به نام سیاوش آغاز میشود که در آستانه ازدواج و مهاجرت قرار دارد، اما آشنایی او با شخصیت و زندگی شهید کمال کورسل، نخستین شهید فرانسوی دفاع مقدس، مسیر زندگی و نگرش او را دگرگون میکند.
سریال«روزی روزگاری آبادی» بازگشت «داوود» به همراه مادرش به روستای زادگاهش را روایت میکند؛ بازگشتی که با چالشهای خانوادگی، رقابت بر سر کسبوکار بسته و کشف رازی مشکوک همراه میشود.
داستان سریال قطب شمال در مورد زوجی به نام همایون و ارغوان است که در آستانه ازدواج، قربانی خیانتی هولناک میشوند. همایون به دلایلی زندانی شده و پشت دیوارهای زندان برای انتقام از سامان لحظهشماری میکند که مرگ از راه میرسد. آرشام یکتا متولد میشود، دختری به نام صحرا کنارش قرار میگیرد تا مسیر انتقام از خائنها برای آرشام هموار شود.
"نوجوانی ۱۶ ساله برای حفظ موقعیت خانوادگی خود و فرار از فقر برای هدفی خاص جان خود را به خطر میاندازد، اما او وارد یک بازی خطرناک شده و راهی جز نابودی ندارد...."
دختر و پسر نوجوانی، به دلیل شرایط اقتصادی خانواده ،آرزوی زندگی بهتری را می کنند. در نهایت، و در ادامه ی داستان، این آرزوها برآورده می شود و تجربیات تازهای را با خود به همراه می آورد.
این سریال دربارهٔ زندگی ناصرالدینشاه قاجار ساخته شدهاست.
کاوه (امیرحسین آرمان) و همتا (نازنین بیاتی) رابطهٔ عاشقانهای را آغاز کردهاند، اما مشکلات اجتماعی و اقتصادی باعث میشود در این مسیر با چالشهایی مواجه شوند .
البرز شیمیدان ساکن آلمان است . پدرش خسرو و مادرش خورشید در ایران زندگی میکنند. البرز با دختری به نام سارا که در ایران زندگی میکند و برای درمان بیماری پدرش به آلمان آمده، آشنا میشود و با او نامزد میکند. او قرار است در ترکیه با سارا ازدواج کند. همهچیز برای یک مراسم به یادماندنی مهیا است که خبر میرسد پدرش به کما رفته است. البرز با گذشتهای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد، ولی بنابر مشکلاتی او مجبور است که به صورت قاچاقی به ایران بیاید. با وجود اصرار فراوان مادر البرز برای بازنگشتن او به ایران، البرز تصمیم خود را گرفته است. وقتی او باز میگردد هیچکس او را نمیشناسد و او را فرهاد بابایی خطاب میکنند و کسی جز قاچاقچی او را به خاطر ندارد ....