برچسب سامان استرکی

یک ایستگاه جلوتر 1396

خلاصه داستان: عباس بعد از بیست سال به روستای محل تولدش بازگشته تا چند روزی را در آنجا به استراحت بپردازد. اهالی روستا مطلع می‌شوند که طبق تشخیص پزشکان عباس به بیماری سختی گرفتار است و چند روز بیشتر زنده نخواهد بود. اهالی با رجوع به عباس از او می‌خواهند، نامه‌هایی که برای مرده‌هایشان می‌نویسند با خود به آن دنیا و نزد مرده‌های‌شان ببرد چرا که در آن روستا عباس تنها کسی ست که از زمان مرگش با خبر شده و بدین ترتیب نامه‌ها در زیر خاک نمی‌پوسد.

حباب 1391

داستان این فیلم دربارهٔ اشکان نوجوان فوتبالیستی است که در حادثه‌ای مصدوم می‌شود و دیگر نمی‌تواند به بازی فوتبال ادامه دهد، آشنایی او با یک پسر نوجوان معلول باعث تغییراتی در زندگی اش می‌شود.

صندلی خالی 1387

صندلی خالی مجموع سه اپیزود و قصه است: داستان فیلم اول ماجرای زوجی است که فامیل‌‎اند و اجازهٔ بچه‌دارشدن ندارند، آن‌ها به تهران آمده‌اند تا به دور از چشم خانواده فرزندشان را به‌دنیا بیاورند اما فرزندشان معلول است.‌.‌. فیلم دوم زنی است که عابری را در تصادف اتومبیلش کشته و حالا در جست‌وجوی خانوادهٔ اوست تا رضایتشان را جلب کند و فیلم سوم دربارهٔ کارگردانی است که ناخواسته باعث کشته‌شدن سیگارفروشی شهرستانی در زمان فیلمبرداری می‌شود و اکنون درگیر عذاب وجدان است. در بیرون از فضای سه قصه، کارگردان این سه فیلم به‌دلیل جهان بیمارگونه‌ای که ساخته در حال بازجویی شدن است.