من و بابا در جبهه رفتن رقیب هم بودیم
صبح همان روزی که میخواست برود به ایشان گفتم. پدر جان سالگرد شهید موسوی نزدیک است (اسفند ماه ۶۵ بود) شما بمان بعد از مراسم سالگرد رفیقت برو. رو به من کرد و گفت: «مرده یا زنده من برای مراسم سالگرد رفیقم اینجا خواهد بود، نگران نباش.»
