برچسب سالار دلغمین

برای یک زندگی معمولی (سلوک) 1400

داستان زنی برای رسیدن به خودش است، موقعیتی که نه تنها زنان ایرانی بلکه زنان بسیاری از کشورهای عربی هم با آن روبرو می‌شوند، آنها در بزنگاه‌هایی خود را متکی به مردها می‌دانند، در حالی که هیچ تکیه‌گاهی بهتر از خودشان ندارند.

ساهره 1404

داستان این سریال درباره مردی است که بیمار شده و کمتر از دو ماه فرصت زندگی دارد. او حالا همه چیز را رها کرده تا معنای مرگ و زندگی را پیدا کند. این مرد در مسیر طولانی با انسان‌هایی آشنا می‌شود که نگاهش تغییر می‌کند. انسان‌هایی که هر لحظه کاری انجام می‌دهند تا قدرت و ثروت خود را بیشتر کنند. در مقابل افرادی را هم ملاقات می‌کند که همه چیز را رها کرده‌اند تا به دیگران خدمت کنند.

خانه شیشه ای 1400

فیلم سینمایی خانه شیشه ای داستانی ملتهب از زندگی شخصی یک خواننده پاپ است، این فیلم به آسیب ها و هنجارهای زندگی بعضی سلبریتی ها پرداخته و با محوریت فعالیت پاپاراتزی ها، روایتی متفاوت از پشت پرده زندگی شخصی سلبریتی ها را به تصویر می کشد.

تعارض (ریست) 1398

شخصیت اصلی فیلم، احساس می‌کند که توسط دوربین‌های مداربسته تحت کنترل است و این حس به حدی است که او را به شک و تردید در مورد واقعیت اطرافش می‌کشاند. او معتقد است که یک نفر پشت تمام این دوربین‌ها نشسته و او را زیر نظر دارد. این احساس تشدید می‌شود و او را درگیر یک بحران روانی می‌کند. در نهایت، فیلم به بررسی این موضوع می‌پردازد که آیا این احساس کنترل شدن واقعی است یا زاییده ذهن اوست.

میراث (دنیای گمشده) 1397

داستان این مجموعه درباره یک طلبه جوان بوده که به همراه مادرش در یک روستایی بدون امکانات و دور افتاده زندگی میکند. او یک زندگی ساده و روستایی دارد و از وضوع مالی بسیار بدی برخوردار میباشد که بعد از مدتی متوجه میشود که یک کارخانه ای که ورشکست شده به او ارث رسیده است و همچنین دارای دو خواهر و دو برادر ناتنی است که به لحاظ رفتار اجتماعی و خلق و خو با او تفاوت‌های بسیاری دارند این طلبه برای گرفتن حق و حقوق خود به تهران می آید اما اتفاقاتی برایش رخ میدهد

غریزه 1401

آتیه و مادرش از تهران به خانه‌ی رسول‌خان در روستا می‌روند. کامران، پسر رسول‌خان در راه آن‌ها را دیده و وقتی در بالکن عمارت می‌بیندشان گل از گلش می‌شکفد و همان‌جا داستانش با آتیه شروع می‌شود.

خوشنام 1400

سریال «خوشنام» داستان زندگی شخصی به نام «شهرام» است که از زندگی قبلی خودش بازگشته و به فکر توبه و جبران اشتباهات گذشته خود است.