برچسب سالار دریامج

از یادها رفته 1398

داستان این سریال در سال ۱۳۱۹ می‌گذرد و دربارهٔ زندگی دختری به نام مهربانو است که در فرانسه درس خوانده و پس از بازگشت به ایران به دلیل ناآشنایی از وضعیت کشور و آداب رسوم آن دچار بحران شدیدی می‌شود. همچنین قرار است به موضوعاتی تاریخی مثل کشف حجاب و کشت و تولید تریاک در این سریال پرداخته شود.

شخصیت اصلی قصه، مهربانو است که هلیا امامی آن را بازی می‌کند و ماجرای اصلی دربارهٔ عشقی است که بین او و خسرو با بازی حسین یاری و همچنین مهراد با بازی رضا یزدانی وجود دارد.

تهران پلاک 1 1391

عموی مراد فوت می‌کند و چون وارث دیگری ندارد تمام ارثش به مراد (حامد وکیلی) و خانواده‌اش که در ده زندگی می‌کردند می‌رسد. این آغازی می‌شود بر نقل مکان آنها از ده به شهر تهران و تفاوت فرهنگی که داستان‌های زیبایی را خلق می‌کند…

باغ شیشه ای 1388

روح پدر قربان نعلبندیان به خواب او آمده و می گوید که یک نفر از نزدیک ترین افراد به قربان، درصدد نابودی اش است. قربان به تمام اعضای خانواده شک می کند و این شروع بحران در خانواده نعلبندیان است. آنهایی که چند قسمت اولیه این سریال را دیده اند حتما با ماجراها و شخصیت های آن آشنا هستند. قربان نعلبندیان (فرامرز قریبیان) از آن مردهای شکاک است. شک او وقتی شدیدتر می شود که در مراسم جشن تولدش برایش یک قاب عکس خالی می فرستند. او این توهم را دارد که یک عده آشنا و ناآشنا می خواهند او را بکشند. خاطره حاتمی نقش یک دختر نسل سومی کنجکاو را بازی می کند. سپیده در یک عالم دیگری سیر می کند و به همین خاطر برای خودش یک آلاچیق ساخته تا جدا زندگی کند. نعیمه نظام دوست (الهام) هم از آن زنهایی که به روابط شوهرش مشکوک است و مدام او را کنترل می کند. عمو کیکاووس هم از آن پیرمردهای سمج و سر به هواست.

دراکولا 1400

ژاله کبیری همسر جدید کامران کامروا که ۳ سال است با او ازدواج کرده برای او جشن تولد گرفته و همهٔ آشنایان و دوستان را دعوت کرده تا ثروت خود را برای دیگران به نمایش بگذارد. کامران کامروا هم مؤسسهٔ خیریهٔ جدیدی برای کودکان کار راه‌اندازی کرده و مانند گذشته به پولشویی مشغول است و مهیار مهرافزون را به استخدام خود درآورده‌است. مهمانی باشکوهی برپاست و ما با دوستان و خانوادهٔ جدید کامروا آشنا می‌شویم.

دودکش 2 1400

خانواده فیروز مشتاق که بی‌قیف و قپی به سفری رفته‌اند، در راه بازگشت به تهران با دختری همسفر می‌شوند که از نظر بهروز، نیمه گمشده قلمداد می‌شود و به ضرس قاطع، شروعی برای فرو رفتن خانواده در آمپاس جهش‌یافته است! بماند که با آنچه از نصرت و شرایط جدیدش مشهود به نظر می‌رسد، بستر قمپزش گسترده‌تر از قبل شده است و با عقبه‌ای که از آنان سراغ داریم، ماجراهایی آغاز می‌شوند که بی‌هیچ شائبه‌ای در زندگی همه و بویژه کسانی که پا به قالیشویی می‌گذارند، تأثیرگذار هستند!