برچسب ساسان فرهادپور

بی مرز 1404

سریال"بی مرز" روایتگر زندگی فرشته، زنی جوان است که همراه همسرش رضا روزگاری آرام را می‌گذراند. رضا از مبارزان انقلابی است و سال‌ها برای بیداری و آگاهی مردم در برابر ظلم تلاش می‌کند. با وقوع حوادثی سرنوشت‌ساز در کشور، زندگی آن‌ها دستخوش تغییر می‌شود و امنیتشان به خطر می‌افتد.

بامبولک 1403

داستان فیلم «بامبولک» درباره دختربچه‌ای به نام «نعنا» است که آرزوی داشتن خواهر و برادر را دارد، اما پدر و مادرش مخالف این موضوع هستند. «بامبولک»، نوه آخر بامبالاخان، مأموریت پیدا می‌کند تا نعنا را در رسیدن به آرزویش یاری کند. در این میان، «شیطونک» نمی‌خواهد که آن‌ها به آرزویشان برسند و در این مسیر مانع‌تراشی می‌کند.

دوباره عاشقی 1389

اظهار علاقه همزمان مسعود به دو دوست دانشگاهی و درگیری عاطفی با آنها منجر به بروز اتفاقات ناخواسته میان این سه تن می‌شود که از سوی دیگر اسرار خانواده مسعود برای ازدواج با بردار زن بیوه اش به این حوداث دامن میزند و ...

هشتگ خاله سوسکه 1397

شهر افسانه‌ها توسط دیو بزرگ دچار طلسم تکرار می‌شود. این در حالی است که شب هزار و یکم، شهرزاد قصه‌گو به صبح رسیده و قرار است به دستور حاکم بزرگ جشن عروسی خاله سوسکه و آقا موشه برگزار شود؛ اما به خوشبختی نمی‌رسد…. داستان فیلم به گونه ی به پایان رسید که ادامه دار بودن این سریال و احتمال ساخت فصل دوم را قوت میدهد.

هیچ 1388

مردی که به خاطر پرخوری زیاد همه اطرافیان خود را ناراضی کرده، به بهانه ازدواج، با مادر خانواده وارد یک خانواده شلوغ و بی پول جنوب شهری میشود به این امید که با درآمد مستمری که دارد دردی از آنها دوا کند غافل از اینکه…

آدم آهنی 1391

روايت پسر بچه اي است که تحت تاثير يک بازي رايانه اي خشن قرار مي گيرد و رفتار هاي وي بر اساس تأثيرپذيري از اين بازي تغيير مي کند و اين تغيير رفتار براي اين کودک و خانواده او اتفاقاتي را رقم مي زند.

خوابهای دنباله دار 1388

داستان این فیلم در مورد دختری است به نام ریحانه( آرمیتا مرادی )که می خواست فردا امتحان بدهد. شب در خواب می بیند که معلمشان تصادف می‌کند. او از خواب می پرد و روز بعد موقع امتحان معلمشان خانم همتی سر کلاس نیامد و ریحانه ناراحت پیش خانم مدیر می‌رود و قضیه خواب با جزئیات کامل را می گوید و آن‌ها وقتی با خانه میترا همتی تماس میگیرند معلوم می‌شود که همه جریانات درست است. ولی اثری از خانم همتی پیدا نمی‌کنند ولی وقتی دوباره ریحانه به خواب می‌رود دوباره ادامه خواب را می بیند که خانم همتی تصادف نکرده ولی با پیرزنی برخورد می‌کند و پای پیرزن مجروح می‌شود و مجبور می‌شود که وسایل پیرزن را به همراهش تا خانه‌شان ببرد. پیرزن در آپارتمانی زندگی می‌کرد که نگهبان آن دختری داشت که ناقص بود و مدرسه خانم همتی آن را قبول نمی‌کرد و آن دختر را بیرون کرده بودند. دختر از آن‌ها خیلی ناراحت بود. موقعی که خانم همتی وسایل پیرزن را تحویل داد و خواست برگردد آن پله‌های سقوط می‌کند و به طبقه همکف می افتد و بیهوش می‌شود و آن دختر ناقص او را می برد و می بینند. از طرفی ریحانه با پلیس همکاری می‌کرد و به خواب می رفت و از ادامه ماجرا با خبر می شد. در پایان خانم همتی که دید دختر آن را بسته و بسیار از آن‌ها ناراحت است وقتی دختر او را آزاد کرد او برگشت و به دختر درس داد.