برچسب ساره رشیدی

بهار شیراز 1404

داستان «بهار شیراز» در شهر شیراز و در بستر زندگی خانواده‌ای ریشه‌دار جریان دارد؛ خانواده «نادر معدل» و همسرش، پوران نظافت که با فرزندان و اطرافیانشان، درگیر موقعیت‌هایی ساده، روزمره و در عین حال شیرین و طنزآمیز می‌شوند. روایت‌ها از دل روابط خانوادگی بیرون می‌آیند؛ جایی که شوخی، مهر، سوءتفاهم و همدلی، در کنار هم تصویری آشنا و دوست‌داشتنی از زندگی ایرانی ترسیم می‌کند.

اشک هور (پسران هور) 1403

داستان فیلم اشک هور در فضایی احساسی و تأثیرگذار روایت می‌شود. ننه علی، مادر چشم‌انتظار شهید علی هاشمی، در فضای بمباران و صدای آژیرهای قرمز، با نگرانی بر روی سکوی جلوی در خانه نشسته و منتظر بازگشت فرزندش از جبهه است. این انتظار که بیش از دو دهه ادامه دارد، در بستری از خاطرات و امیدهای مادرانه به تصویر کشیده شده است. فیلم با تأکید بر ارتباط عاطفی میان ننه علی و پسرش، تلاش دارد عمق دلبستگی‌های انسانی و سختی‌های دوران جنگ را به نمایش بگذارد.

دکارت (کوتاه) 1403

الناز و سعید که درگیر دیزاین قسمتی از خانه خود هستند متوجه اختلاف خانوادگی دوستشان شده و برای حل این اختلاف وارد خانه آن‌ها می‌شوند، خانه‌ای که دیزاین آن بهم ریخته است.

احمد 1402

فیلم احمد برای اولین بار قصه‌ای ناگفته از ۱۸ ساعت ابتدایی حادثه تراژیک زلزله بم و اقدامی قهرمانانه در این ساعات پُرالتهاب را همزمان با بیستمین سالگرد این اتفاق روایت می‌کند؛ یادی از رشادت‌های شهید احمد کاظمی در زلزله بم.

آنتن 1401

گوهر پس از فوت همسرش یک سال درس می خواند و با موفقیت در آزمون کنکور در رشته پزشکی قبول می شود. حالا او با نوه اش هم دانشگاهی می شود و همین موضوع ماجراهایی را در خانواده و دانشگاه پیش می آورد.

روزی روزگاری مریخ 1400

ناصر به خسرو خاردار بدهکار است و خسرو پول خود را از او طلب میکند. ناصر به او قول میدهد که در یک مسابقه شرط بندی فوتبال شرکت کرده و بعد از برنده شدن پول او را میدهد. برای شرکت در شرط بندی طلا و ماشین همسر خود مهگل را میفروشد تا در شرط بندی شرکت کند. اما در شرط بندی میبازد. بعد از باخت هم از خسرو خاردار فراری میشود و هم از مهگل....

خانه پرتقالی ها 1401

در «خانه پرتقالی ها» هر روز پدربزرگ و مادربزرگ همراه فرزندان و نوه های خود ماجرایی تازه را تجربه می کنند. روایت هر ماجرا نیز از فولکس قدیمی گوشه حیاط آغاز می شود.

مردم معمولی 1400

بردیا برازنده صاحب مرکز زیبایی تناسب طلایی، ثروتی دارد که همچون خساستش بی انتهاست. بعد از پلمب آژانس مسافرتی بارباراس که متعلّق به خواهر بردیا، باربارا برازنده است، باربارا برادرش را با زور و تهدید راضی می‌کند که فعالیت آژانس را تا فکّ پلمب در مرکز تناسب طلایی ادامه دهد. امّا، در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد و به زودی با افشای راز ثروت بردیا، وضعیت خانوادهٔ برازنده از این رو به آن رو خواهد شد…