برچسب سارا بهرامی

آینه های روبرو 1388

رعنا و آدینه (ادی) دو جوان از دو موقعیت کاملاً متفاوت خانوادگی و اجتماعی، بر اثر حادثه‌ای با هم مواجه و همسفر می‌شوند. رعنا زنی کم تجربه و مذهبی است که بخاطر نیاز مالی، پنهانی مسافرکشی می‌کند و آدینه (ادی) پسری با وضع مالی خوب است که از خانهٔ خود فرار کرده‌است. در میانهٔ راه رعنا متوجه می‌شود که همسفرش یک تراجنسیتی است و قصد عمل جراحی تطبیق جنسیت دارد. واقعیتی که درک و پذیرش آن برای رعنا، غیرممکن و به منزله عبور از همهٔ مرزهای اعتقادی و سنتی است. آدینه که از رعنا میخواهد ادی صدایش بزند به دلیل اجبار پدرش به ازدواج از خانه فرار کرده است و قصد مهاجرت دارد.ادی کسی است که در شناسنامه و مدارک هویتی‌اش، زن شناخته شده، اما خود را مرد می‌داند که به چنین شخصی اصطلاحاً ترنس اف تو ام گفته می‌شود و جنسیت وی مرد شناخته می‌شود هرچند که جراحی‌تطبیق‌جنسیت یا هورمون‌تراپی نکرده باشند.

گیتا 1394

گیتا مادر متین است و به او دلبستگی زیادی دارد. او و همسرش امیر دل‌مشغولی‌های زندگی ساده خود را دارند. گیتا بعد از گذشت دو سه سال از رفتن پسرش متین به خارج از کشور هنوز بشدت دلتنگ است و دوری او را برنمی‌تابد. فارغ از همه تدابیر و دلخوشی‌های ساده آن‌ها، سرنوشت تغییرات پیچیده و غیرمنتظره‌ای برایشان رقم می‌زند. پس از حادثه‌ای که برای متین پیش می‌آید، گیتا تلاش می‌کند تا با این موضوع کنار بیاید، اما با گذر زمان متوجه واقعیت‌های جدیدی می‌شود.

جمشیدیه 1397

سارا و امير زوجي جوان، در خيابان با يک راننده تاکسي درگير ميشوند و سارا براي دفاع از امير با گوشي موبايلش ضربه هايي به راننده تاکسي ميزند. پس از يک روز آنها متوجه مي شوند که راننده تاکسي فوت شده است و سارا در عذاب وجداني ميماند که ضربه هاي او باعث مرگ راننده ميانسال شده است. او خود را معرفي مي کند و ....

لتیان 1397

مهمان‌هایی ناخوانده به یک سفر تفریحی دعوت شده‌اند، حال آنکه نباید آنجا باشند، در نتیجه قرار است دردسرهایی ایجاد شود.طه (امیر جدیدی) و سلما (پریناز ایزدیار) قرار است با یکدیگر ازدواج کنند اما در یک سفر دوستانه، یاسی (سارا بهرامی)، پای مانی شوهر سابقِ سلما را به این سفر باز می‌کند تا مانی فرصتی برای بازگرداندنِ سلما پیدا کند.

سرکوب 1397

سرکوب داستان یک روز از یک خانواده می‌باشد. مادر خانواده (رؤیا افشار) به دلیل مشکل آلزایمر تحت مراقبت توسط یک پرستار (باران کوثری) می‌باشد. پدر خانواده همواره به آزار اذیت جسمی و روحی مادر و سه دختر می‌پرداخته و مدتی است که از خانه رفته‌است. دختر بزرگتر (الهام کردا) یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارد. دختر وسط (سارا بهرامی مدتی است با یک مرد دوست شده‌است که بعد از چند هفته متوجه می‌شود که این مرد همانند پدرش به آزار و اذیت جسمی و روحی وی می‌پردازد. دختر کوچکتر (پردیس احمدیه) یک دختر دانشجو می‌باشد که کودکی پرتنشی را به همراه پدرش گذرانده‌است. در فیلم شاهد شنیدن خبر مرگ پدر خانواده می‌باشیم اما هیچ‌یک از اعضای خانواده حاضر به رفتن برای شناسایی جسد نمی‌باشند.

روشن؛ سیمای مردی همیشه بازنده

روشن داستان انفعال و اختگی است. داستان مردی که می‌خواهد بازیگر شود اما قواعد بازی زندگی خودش را گم‌کرده است. روشن (با بازی رضا عطاران) زندگی‌اش را باخته است. مریم (با بازی سارا بهرامی) همسرش او را ترک کرده و به دنبال گرفتن حضانت دخترشان است. صاحب‌خانه اجاره‌های عقب‌افتاده‌اش را می‌خواهد و به دنبال فرصتی برای بیرون ریختن اسباب و اثاثیه او است و خانه‌ای که تمام داروندارش را در آن سرمایه‌گذاری کرده هنوز تمام نشده است. روشن مدام دست‌وپا می‌زند. دست‌وپا زدنی که باعث می‌شود بیشتر در این منجلاب فرورود.

ایتالیا ایتالیا 1395

«ایتالیا ایتالیا» داستانِ جوانی است به اسم نادر (حامد کمیلی) که عاشق ایتالیاست. او در دانشگاه ادبیات ایتالیایی خوانده، کتاب‌های ایتالیایی ترجمه می‌کند، درباره‌ی ایتالیا و تاریخش کتاب می‌نویسد، دست‌بندی به شکل پرچم ایتالیا به دستش دارد، موزیک ایتالیایی گوش می‌کند و رویایش این است که برود «ایتالیا زندگی کند. ایتالیایی زندگی کند.» (بخشی از نریشن فیلم). تا اینکه به صورت اتّفاقی برای بازی در یک سکانس به یک پروژه‌ی سینمایی معرّفی می‌شود که دستیار کارگردانش برفا (سارا بهرامی) است. و این شروع رابطه‌ی این دو است. رابطه‌ای که نهایتاً به عشق و ازدواج منجر می‌شود و بعد زوال آغاز می‌گردد…