مدرسه مادربزرگ ها 1375
سریال مدرسه مادربزرگها داستان تعدادی خانم میانسال است که خانم معلم جوانی دارند و در هر قسمت ماجراهای جالبی را به وجود میآورند.
سریال مدرسه مادربزرگها داستان تعدادی خانم میانسال است که خانم معلم جوانی دارند و در هر قسمت ماجراهای جالبی را به وجود میآورند.
یک مرد خلافکار که به فردی بانفوذ و ثروتمند که به سید مشهور است شباهت دارد خود را به جای او جا می زندو…
آقای اسکویی رئیس یک شرکت ساختمانی و برجسازی معتبر، کتی جادویی دارد که جیبهایش همیشه پُر پول است و هرگز تمام نمیشود. او در نظر دارد به نحوی از شر این کت خلاص شود، چراکه در کنار این ثروت بی حد و حصر، دردسرها و مشکلات فراوانی برایش ایجاد کرده است؛ به همین سبب، تصمیم میگیرد کت را به «عماد» کارمند شرکت که جوانی آس و پاس اما خوش قلب و سالم است، بسپارد. «عماد» خشنود است که با بدست آوردن آن کت، یک شبه راه صد ساله را طی میکند، اما…
هسته اصلی این سریال دبیرستان دخترانهای بود که با پی گرفتن دغدغهها و مشکلات دختران نوجوان سعی داشت مشکلات این گروه سنی را به تصویر بکشد. با این حال محوریت خاص قصه روی شخصیت شکیبه (با بازی آزیتا حاجیان) معلم امور تربیتیای بود که سعی میکرد با فعالیتهای مثبت و ثمربخش خود چهرهای مناسب از این طیف آموزشی در مدارس به نمایش بگذارد. شکیبه با ارتباطی که با دختران نوجوان داشت، دغدغههای آنها را بررسی میکرد.
دختری به نام لیلا در سالهای قبل از انقلاب از خانوادهاش جدا شده و اکنون در پی حوادثی در جستجوی کشف هویت خویش است.لیلا در اوج سرخوشی است و میخواهد با کسی که دوستش دارد ، ازدواج کند. اما در شب عروسیاش میفهمد که پدر و مادرش افراد دیگری هستند. او سراغ آنها را میگیرد و تا خرمشهر که جنگ شده ، میرود. در میانه راه، همسرش با بمباران جنگنده های عراقی کشته میشود و او تنها به شهری غریب میرود. در آنجا مادرش را می یابد اما پدرش اسیر عراقی ها میشود و فقط می توانند از بین دیواری ، همدیگر را ببینند.
داستان از این قرار است که یک بانک، اقدام به برگزاری مراسم قرعهکشی میکند. یکی از جوایز این قرعهکشی، سفر به کربلاست. تعدادی از دارندگان حساب پسانداز، برنده این جایزه میشوند که هر کدام از آنان برای خودشان داستانی دارند. این مجموعه موقعیت دراماتیک افرادی را روایت میکند که میهمان امام حسین (علیهالسلام) هستند.