کاشونچهای که بهرامآباد شد
ساعت حدود شش بعدازظهر است. از سمت خیابان بهارستان پس از عبور از تابلوی بهرامآباد از سمت چپ وارد خیابان قدوسی شده و پس از عبور از کوچههای فراوان وارد مرکز محله بهرامآباد میشوم.
ساعت حدود شش بعدازظهر است. از سمت خیابان بهارستان پس از عبور از تابلوی بهرامآباد از سمت چپ وارد خیابان قدوسی شده و پس از عبور از کوچههای فراوان وارد مرکز محله بهرامآباد میشوم.
پیاده در حال قدمزدن در خیابان قدیمی بهرامآباد هستم، خیابانی مملو از جمعیت با مغازههای قدیمی. آنطرف خیابان مغازهای با دیوارهای کاهگلی و انواع و اقسام وسایل مختلف برقی از جاروبرقی و چرخگوشت گرفته تا سماور برقی و کتری و حتی چینی و ظرفهای بلور نظرم را جلب میکند.
اهالی اصفهان محله ناژوان را با باغ پرندگان و مادیهای فراوان میشناسند. اینبار به این محله رفتم تا از نزدیک شاهد تاریخ و گذشته ناژوان باشم.
در گذشته شهری به نام رهنان بود که از چهار قلعه تشکیل شده بود و در حال حاضر از این قلعهها آثاری باقی نمانده است. بیشتر مردم رهنان از سایر اقوام ایرانزمین در این منطقه جمع شدند؛ اقوام ترک قشقایی، عرب، لر بختیاری، فارسی و حتی خوزستانی.
نقشجهان یکی از محلههایی است که در ساختار فکری، فرهنگی، هنری، مذهبی، سیاسی و اجتماعی اصفهان نقش بسزایی داشته و علاوه بر مدارس، مساجد، کاخها و بازار، مرکز حکومتی بسیاری از دورههای تاریخی بهویژه دوران آلبویه، سلجوقی و صفویان بوده است.
قای منصوری با وجود اینکه در نقاشی مینیاتور مهارت دارد؛ اما سالهاست که به علت شرایط بازار اقدام به ساخت و فروش قلممو دستساز کرده است.
ساعت حدود ۵ بعدازظهر است. هنوز گرما بار خود را جمع نکرده و خبری از ترافیک سنگین نیست. از ابتدای سرای هنرمندان اسپادانا وارد بازار بزرگ میدان امام(ره) میشوم. مغازههای زیبا مانند یک اثر هنری خودنمایی میکنند.
نزدیکیهای غروب است که وارد محله امیرالمؤمنین(امیرعرب) از سمت خیابان بهارستان میشوم. بهسمت خیابان اصلی میروم. خیابان امین مملو از تعمیرگاههای خودرو، مکانیکی و جوشکاری است؛ بهگونهای که تصور میکنی وارد یک منطقه صنعتی شدهای.