سریال زیر پای مادر که پیشتر نام لبخند رخساره را داشت، با دیالوگهای پرتکلف و آدمهایی که اطراف ما نمونههایشان چندان یافت نمیشود، سریال پرقدرتی نیست. آدمهای این سریال گویا از جایی دیگر آمدهاند. از سرزمینی که مردمانش برای گفتن یک جمله ترجیعبندی انتخاب میکنند و وقتی میخواهند معترض شوند...
در حالی که قسمت های پایانی سریال زیر پای مادر روی آنتن می رود، بررسی محتوایی این سریال در پربیننده ترین فصل سیمای ملی نشان می دهد، این سریال نتوانسته است آنچنان که ضرورت دارد سبک زندگی ایرانی را تبیین کند.
يکي ديگر از تفاوتهاي دو سريال «نفس» و «زير پاي مادر» در ديالوگنويسيهاي دو سريال بود. در سريال «نفس» جليل سامان تلاش کرده بود از جملات کوتاه و منقطع استفاده کند و اصطلاحاتش آنقدر به روز است که از فضاي دهه 50 فاصله زيادي داشت.
این چرخش عجیب خلیل کبابی، در حالی بود که حتی تا میانه قسمت آخر هم خلیل به رخساره علاقه نشان می داد و از او خواستگاری کرده بود. علاوه بر آن با توجه به این که از ابتدا قرار بوده نام سریال «لبخند رخساره» باشد، نمی توان پذیرفت که پایان بندی این مجموعه، از ابتدا همین طوری بوده باشد؛ آن هم با گم وگور شدن رخساره و لبخند آتنه!