برچسب زویا امامی

خسیس 1393

پیرمرد خسیسی به نام صابر رفعتی در آستانه ورشکستگی قرار دارد. در این حین تصمیم می گیرد با کمک پسرش امید 50 میلیون تومان به فرزند کوچکترش آیدین کمک کند تا برایش کار کند اما پول به سرقت می رود و …

پشت کنکوری ها 1381

“سیاوش” عاشق و دل‌باخته دختری می‌شود و به خواستگاری او می‌رود اما دختر برای ازدواج با او شرطی می‌گذارد و آن استخدام در یک اداره یا قبولی در کنکور دانشگاه است. به خاطر همین سیاوش قول می‌دهند در كنكور به هر طريقی شده قبول شود و…

پاتوق 1386

داستان مشتری‌های یک کافی شاپ که ماجراهای جالبی دارند که هر قسمت داستان جداگانه دارد . صاحبان این کافی شاپ یک خواهر و برادر هستند به اسم امید و آرزو ...

رانت خوار کوچک 1382

بعد از استعفای هیئت مدیره تعاونی مسکن و تعیین تکلیف نشدن واگذاری ده قطعه زمین بعد از ده سال ریاست اداره به معاون جدید خود برای تقسیم ده قطعه زمین بین کارمندان اختیار تام می‌دهد اشترخانی که از طرف علمشیر صاحبخانه که از قضا پدر اسفندیار دامادش هم است، تحت فشار برای تخلیه خانه و تعیین روز عروسی قرار گرفته‌است تلاش خود را بیشتر می‌نماید تا بلکه نظر معاونت جدید رو برای گرفتن یک قطعه زمین جلب کند؛ البته این کار و تلاشهای که می‌کند باعث دردسرهای فراوانی هم برای خودش و اطرافیان می‌شود.

راه بی پایان 1386

این مجموعه درباره ارتباطات ناسالم اقتصادی و نقش باندهای مافیایی در پولشویی و معاملات غیرقانونی است: «بهزاد» و برادر همسرش «کامران» به‌اتفاق «اکبر» سال‌هاست که با هم دوست و همکارند. «بهزاد»، مدیرعامل یک شرکت واردات و صادرات است که «اکبر» هم در آن شریک است. بعد از خواستگاری اکبر از دختر بهزاد و مخالفت او، بهزاد تصمیم می‌گیرد از شرکت جدا شود و…

پلاک هفت کوچه پاییز 1390

داود عاطفی استاد ادبیات دانشگاه و رئیس ساواک تهران، فهرست هفت نفره ای در دست دارد که از اعضای بلندپایه نهضت اسلامی هستند و قرار است در ۲۴ ساعت آینده پس از دستگیری آنها را به جوخه اعدام بسپارد. از طرفی هم امین، پسر جوان وی که مدتها است به نهضت پیوسته، سعی می کند فهرست را از دفتر کار پدر خارج کرده و آنرا در اختیار یاران امام خمینی (ره) برساند اما پیش از به اتمام رساندن ماموریتش به دست ماموران حکومت نظامی زخمی شده و به خانه ای پناه می برد که با پلاک ۷ در کوچه ای به نام پاییز قرار دارد. خانه ای که متعلق به فریدون سهرابی معاون ساواک تهران است . ماهرخ خواهر سهراب از آنجایی که دل خوشی از رژیم پهلوی ندارد جان امین زخمی را نجات می دهد و فهرست را پیش از خبردار شدن عاطفی از ناپدید شدنش، به دست انقلابیون می رساند. ماهرخ و امین همان شب از خانه فریدون می گریزند و ثمره ازدواج آنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پسری است به نام معین. در این مدت عاطفی بی خبر از سرنوشت پسرش امین، از کشور گریخته و به فرانسه می رود و پس از سه دهه و پس از مطالعه کتاب تازه منتشر شده " پلاک هفت کوچه پاییز " که قصه واقعی سرنوشت امین و ماهرخ است وارد کشور می شود تا با مراجعه به خانه سهرابی سرنخی از فرزندش پیدا کند. در این مدت فریدون با هویت جعلی توانسته از پیگرد دادگاه انقلاب اسلامی در خفا زندگی کند اما مبتلا به سرطان ریه است. رودر رویی داود با معاون سابقش و حضور ناخواسته ماهرخ در نزاع آنها به داستان کذب نوشته شده در فصل آخر کتاب پایان می دهد. در واقع امین به دست معاون ساواک کشته نمی شود بلکه وی با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شده و در آنجا به شهادت می رسد.

ششمین نفر 1390

در پی قتل پدر سرگرد آسایش که از افسران بلند پایه ارتش بوده، داوود برادر همسرش به اتهام قتل دستگیر می‌شود. این اتفاق سرآغاز روشن شدن ماجراهای پنهان دیگری است که ...