برچسب زهره عبیدی

پلاک 114 1401

طاهر بیکار است و کارش پرورش کبوتر است. یکی از بهترین کبوترهایش را نام طوقی را برای رقابت با کبوتران دیگر در مسابقه شرکت می دهد. او مبلغی پول برای شرکت در مسابقه داده است. به امید این که برنده شود و 40 میلیون جایزه را از آن خودش کند. از آن طرف طاهر پول مسابقه از گنجه خانه برداشته است. آن پول متعلق به قرعه کشی زنان محل است که به امانت دست مادر طاهر می باشد. طیبه خواهر طاهر وقتی از برادرش می شوند که پول را از گنجه برداشته خیلی ناراحت می شود. زیرا همان روز قرعه کشی دارند و باید پول را به برنده قرعه کشی بدهند. طاهر به خواهرش می گوید مادرشان متوجه نشود تا بتواند هرچه زودتر پول را جورکند. کبوترش در حین پرواز به یک پهباد برخورد کرده و زخمی می شود. او به دنبال کبوتر راهی خیابان می شود تا به خانه حاج آقا سیدرضا می رسد. زنگ خانه را به صدا در می آورد کسی جواب نمی دهد. تا این که همسایه به او می گوید که حال مادر سید خوب نبوده و او به شهرستان رفته است. طاهر به ناچار برای یافتن کبوتر طوقی اش از روی دیوار وارد خانه سید رضا می شود. با ورود به خانه وسوسه می شود و ...

در مسیر زاینده رود 1389

جوان فوتبالیستی به نام مهران سارنگ (اشکان خطیبی) برای قرارداد با یک باشگاه اصفهانی به اصفهان می‌آید و ناخواسته جوانی اصفهانی به نام مسعود مصیب که یک فعال فرهنگیست را، در یک تصادف به قتل می‌رساند. و به ناچار به دنبال اخذ رضایت از خانواده مقتول است.

یوسف پیامبر 1387

سریال «یوسف پیامبر» روایتگر زندگی «حضرت یوسف (ع)» از کودکی تا بزرگسالی است. زمانی که او کودک بود برادران حضرت یوسف او را در چاه می اندازند. زمانی که کاروانی برای استراحت قصد آب خوردن از این چاه را داشتند او را پیدا می کنند و با خود به مصر می برند و داستان او از اینجا شروع می شود.

روشن تر از خاموشی 1382

در زمانی که کشور از لحاظ سیاسی و اجتماعی، در شرایطی نابه‌سامان قرار گرفته و علاوه بر تهدیدات و دست‌اندازی مستعمران به خاک ایران، عده‌ای نیز در داخل داعیه حکومت دارند؛ صدرالدین محمد قوام شیرازی متخلص به ملاصدرا، در راه کسب علم و دانش قدم می‌گذارد. این فیلسوف برجسته، که روحی تشنه و مشتاق یادگیری دارد؛ در محضر دانشمندان و عالمان بزرگ اسلامی چون شیخ بهایی و میرداماد و میرفندرسکی درس می‌آموزد . . .

در چشم باد 1382

«در چشم باد» قصه زندگی خانواده‌ای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگی‌شان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده می‌شود، قصه از زمانی آغاز می‌شود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری می‌کند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز می‌شود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو می‌کند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانواده‌اش به تهران کوچ می‌کند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیت‌های سیاسی‌اش را پی می‌گیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی می‌کند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین می‌جنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید می‌شود.

بیژن زمانی که اسیر می‌شود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا می‌کند و به همراه او فرار می‌کند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران می‌آید و برای پیدا کردن پسرش مجبور می‌شود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی می‌کند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعی‌جم» بازی می‌کند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید می‌شود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج می‌کند.

پستچی سه بار در نمی زند 1387

این فیلم داستان مردي است كه به خاطر تسويه حساب شخصي با مردي ديگر، دختر او را گروگان مي گيرد و به خانه اي در خارج از شهر مي رود و منتظر آن مرد مي ماند. اما سرنوشت ديگري در اين خانه متروكه در انتظار آنهاست.

ملک سلیمان 1387

پس از وفات داود نبی، فرزند 9 ساله ی او سلیمان به نبوت برگزیده می شود . سلیمان جوان در طول سلطنت خود عدالت را بر ملک خود حاکم کرده و تشکیل حکومت دینی می دهد. قلمرو سلیمان در امن و امان است، مردم در آرامش کامل به سر می برند،