برچسب زهره سادات طالقانی

مأمنی برای مردم محله

در حاشیه غبارآلود اصفهان، جایی که خیابان‌های انتهایی شهر به شهرک ولــی‌عــصــر(عــج) مـــی‌رســـنـــد، مـسـجـد امام‌حسن(ع) با ۴۰ سال سابقه مذهبی، همچون نگهبانی در این محله محروم، ایستاده است.

مادری که پسرش را به آسمان سپرد

نفیسه جوزدانی، مادری با نگاهی مصمم و پرمهرو با لبخندی تلخ وشیرین، از روزهـــای کودکی مهدی میگوید؛ صدایی با قاطعیت یک کوه و گرمای دستهایی که هنوز دلتنگ نـوازش پسرش است.

مجتبی، حسین مادرش بود

خانم آجودانیان، متولد ۱۳۷۳، همسر شهید مجتبی امین زاهد (متولد ۱۳۶۶)، خاطرات زندگی کوتاه اما پربارشان را با چشمانی پر از اشتیاق و صدایی آرام تعریف می‌کند. گویی هر کلمه‌اش عطر خاطراتی را زنده می‌کند که حالا با شهادت همسرش، جاودانه شده است.

توقف زمان پشت سجاده مهدی

طنین دل‌نشین اذان که در خانه می‌پیچد، بچه‌های خانه سرگردان می‌شوند. صدای مؤذن همچون نسیمی آرام، خاطره‌هایی را از گوشه‌های ذهن بچه‌ها بیدار می‌کند.

مناجاتی که خبر شهادت را نوید داد

شب مهمانی خانوادگی بود. سفره شام هنوز جمع نشده بود که صدای زنگ، در خانه پیچید. پسر محمدجواد آرام در گوش پدربزرگش گفت: مهمان داریم. بیایند پایین یا بروند طبقه بالا خانه خودمان؟ پچ‌پچ او را شنیدم و گفتم: بیایند پایین.