برچسب زهره آبیار

بامداد خمار 2 1405

محبوبه دختر یک خانواده اعیان تهرانی در دوران گذشته است که عاشق شاگرد نجاری به نام رحیم در محله‌شان می‌شود. او خواستگارهای خود را رد کرده و در برابر خانواده‌اش مقاومت می‌کند تا آنها عشقش را بپذیرند و به ازدواج او با رحیم رضایت دهند…

بامداد خمار 1404

سودابه دختر جوان تحصیل‌کرده و ثروتمندی است که می‌خواهد با مردی که با قشر خانوادگی او مناسبتی ندارد، ازدواج کند. برای جلوگیری از این پیوند، مادر سودابه وی را به پند گرفتن از محبوبه، عمهٔ سودابه، سفارش می‌کند.

شبی که ماه کامل شد 1397

عبدالحميد در بازار عاشق فائزه دختر زيباروي تهراني ميشود. آنها با يکديگر ازدواج ميکنند و زندگي عاشقانه اي را آغاز مي کنند. پس از مدتي فائزه متوجه مي شود که خانواده عبدالحميد در بلوچستان کارهاي خلاف و خطرناکي انجام ميدهند. او براي دور کردن عبدالحميد و فرزندش، از شرايط پيش آمده به فکر مهاجرت مي افتد اما مجبور ميشود براي مدتي به همراه عبدالحميد به پاکستان برود و در خانه عبدالمالک ريگي برادر عبدالحميد سکونت يابد....