برچسب زهرا منصوری

چرا حزب توده کمتر از منافقین سوژه مستند شده؟

احسان عمادی از روزنامه‌نگارانی است که دورخیزش برای ورود به میدان کارگردانی تا به امروز به ساخت مستندهایی تماشایی در حوزه تاریخ معاصر منجر شده است. این کارگردان جوان بعد از دادگاه دکتر مصدق و پرونده مرموز ترور رزم‌آرا، در سومین مستند بلند سینمایی خود سراغ سوژه‌ای بکر رفته و ماجرای بزرگ‌ترین فرار تاریخ سیاسی ایران را به تصویر درآورده است. «فرار از قصر» روایتی ناگفته از فرار رهبران حزب توده از زندان قصر است که عمادی با تکیه بر سابقه رسانه‌ای خود، آن را تبدیل به یک روایت پرکشش و دراماتیک کرده است. به بهانه پخش این مستند در فیلیمو گفت‌وگویی با این کارگردان داشته‌ایم. این مصاحبه پیش از این در رسانه دیگری منتشر شده است.

با اغماض پدر فیلم‌های کوتاه هستم، نه پدربزرگ‌‌!

سیاوش چراغی‌پور بازیگر پرکار جشنواره فیلم کوتاه تهران است؛ او همکاری با کارگردانان جوان را فرصتی برای تجربه‌های جدید سینمایی می‌داند و به این نسل یادآوری می‌کند که از اشتباه کردن نترسند. گفت‌وگو با او درباره آثار و فضای جشنواره فیلم کوتاه تهران در سال ۱۴۰۴ خواندنی است.

حرف «تخطی» تجویز آتش به اختیاری نیست

مرور جشنواره فیلم کوتاه تهران

  • جنس انتخاب سوژه‌های شما در همین دو فیلمی که کارگردانی کرده‌اید، حکایت از دغدغه‌تان در مسائل اجتماعی و به‌طور خاص سوژه‌های ملتهب در این حوزه دارد. دلیل این گرایش چیست؟

میکاییل دیانی، کارگردان فیلم تخطی: در ابتدا تأکید می‌کنم که هدفم در این مسیر، تمرکز بر مسئولیت فردی و مسئولیت اجتماعی است. سابقه من در روزنامه‌نگاری اجتماعی بوده و بعداً وارد سینما شدم. در حوزه مستند نیز کارهایی با موضوع مسائل اجتماعی ساخته‌ام؛ از جمله مستندهایی مانند «بیجه»، «اعتراض خاموش»، «بچه های زمین خاکی» و «فراموش شده‌ها». اولین تجربه‌های من همواره حول محور مسائل اجتماعی بوده و وقتی وارد داستان‌گویی شدم، مسئله اجتماعی برایم همواره در اولویت بود. مسائل اجتماعی که برای من اهمیت داشت، مسائلی بودند که بتوان درباره آن‌ها فضای گفتمانی و نظری ایجاد کرد و در همان حال امکان تبیین این فضا که «نقد حکومت آری، نفی حاکمیت هرگز» وجود داشته باشد، بدون اینکه صرفاً به سطح نقد محدود شود. در همین راستا، فیلم «مدیر مدرسه» را با محوریت مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی ساختیم.

  • جرقه اولیه شکل‌گیری ایده «تخطی» چه بود؟

در این فیلم، ما یک ایده ناظر داشتیم که پرسش اصلی آن این بود: «آیا مجازات برای جرمی مانند خفت‌گیری کافی و بازدارنده است یا خیر؟» به‌عنوان مثال، به تازگی مصاحبه جانشین فرمانده نیروی انتظامی را می‌خواندم که تأکید داشت توقع مردم از مجازات مجرمان به گونه‌ای است که بازدارندگی ایجاد کند و برخورد جدی با بزهکاری انجام شود. ما تلاش کردیم ایده‌ای طراحی کنیم که این فضا را نمایندگی کند. با توجه به اینکه در سال‌های اخیر مسئله خفت‌گیری‌های خیابانی بسیار جدی و پررنگ بوده، این موضوع می‌توانست بستری مناسب برای بررسی کفایت یا ناکافی بودن مجازات ایجاد کند. بر این اساس، قصه فیلم به گونه‌ای طراحی شد که تقابل میان عدالت و قانون را نشان دهد؛ قانونی که برای برقراری عدالت وضع شده، اما آیا همیشه قادر است عدالت را تحقق بخشد؟

میکاییل دیانی، کارگردان فیلم تخطی

  • از نگاه خودتان واقعا «قانون» چنین ظرفیتی را برای تحقق عدالت دارد؟

دقیقا فیلم همین سؤال را مطرح می‌کند که آیا قانون همیشه می‌تواند احقاق حق کند یا خیر؟ در برخی موارد، قانون کفایت نمی‌کند. نمونه‌ها در فیلم شامل متهمی است که چندین بار مرتکب جرم شده، پدر آسیب‌دیده‌ای که با بازگشت مجرم مواجه است و پلیسی که با ابزار قانونی خود در تلاش برای تأمین عدالت است. این موقعیت‌ها نشان می‌دهد که قانون به تنهایی کافی نیست و عدالت ممکن است تحقق نیابد و نیاز به ترمیم قانون حس می شود.

  • از این منظر می‌توان فیلم «تخطی» را در تقابل با قوانین ناعادلانه تحلیل کرد؟

به نظر من، فیلم در تقابل میان عدالت و قانون فضایی گفتمانی ایجاد می‌کند و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا قانون همیشه می‌تواند کفایت کند یا خیر. نکته‌ای که در هر بار تماشای فیلم برای من مشهود بود، این بود که برخی نقدها به قانون صرفاً هوشمندانه بود و برخی دیگر ناشی از ناتوانی سیستم‌های قضایی و پلیسی برای اعمال عدالت مؤثر. یعنی گاهی نقد قانون می‌توانست به نقد سیستم پلیس یا سیستم قضایی نیز تبدیل شود، چرا که مشاهده می‌کنیم متهم پس از شش ماه دوباره آزاد می‌شود و عملاً اراده‌ای برای اجرای عدالت وجود ندارد.

  • اما در اینجا، پلیس دارد به وظیفهٔ خود عمل می‌کند و حتی در فیلم دیالوگی هست که پلیس می‌گوید «وظیفهٔ من این بود که این مجرم را بگیرم» این تعارضی با آنچه می‌گویید ندارد؟

پلیس تأکید می‌کند که وظیفه‌اش مقابله با مجرم، دستگیری او و بازگرداندن اموال مسروقه به مالباخته است؛ یعنی در سطح خودش پلیس به وظیفه‌اش عمل می‌کند. اما سؤال این است که پس از اقدام پلیس، آیا قانون به‌تنهایی کفایت می‌کند تا بازدارندگی لازم ایجاد شود یا خیر؟ ظاهراً پاسخ منفی است.

  • اما انگار در مواجهه با پلیس و نقد آن، تعمدا محافظه‌کاری کرده‌اید!

ماجرا صرفاً این نیست که بگوییم سیستم انتظامی کارآمد است یا ناکارآمد؛ بلکه حتی وقتی پلیس به‌درستی عمل می‌کند، باز هم ممکن است قانون در ایجاد بازدارندگی کافی نباشد.

  • با این حال به نظرم مخاطب با نقطه نظر پدرِ ناراضی که خطاب به مأمور پلیس می‌گوید «شما همین‌جوری رها می‌کنید!»، بیشتر ارتباط برقرار می‌کند؟

مردم، تمایزی میان نهادها قائل نیستند؛ مردم نظام حکمرانی را یکپارچه می‌بینند و انتظار دارند که در این حکومت کارآمدی وجود داشته باشد تا حق‌شان احقاق شود و اگر نشود گله مندی شان از کلیت است، تفکیکی بین اجزا نمی کنند. اما ما در مقامِ نگارش فیلمنامه می‌دانیم که تفکیکِ کارکردی میان نیروی انتظامی، قوهٔ قضائیه و سایر نهادها وجود دارد؛ از این رو، سعی کردیم محورِ نقد را روی جایی بگذاریم که قانون باید کفایت کند.

فیلم کوتاه تخطی

  • جای این نگرانی هم هست که برخی ممکن است این برداشت را از فیلم «تخطی» داشته باشند که پلیس گاهی باید «آتش‌به‌اختیار» عمل کند و بخش‌هایی از فیلم نیز این برداشت را تقویت می‌کند. آیا تصور نمی‌کنید که اگر این قاعده لغو شود و هر کس به‌راحتی بتواند تیراندازی کند، به وضعیت خطرناکی دچار خواهیم شد؟

پمن تلاش کردم پیامی منتقل کنم که نشان دهد پلیسی که دست به این اقدام می‌زند، ناچار به عمل قهرمانانه شده است؛ یعنی می‌گوید «اگر قانونِ شما کفایت می‌کرد، من دست به این کار نمی‌زدم.» بحثِ من این است که من راغب نیستم این وضعیت به‌عنوان «آتش‌به‌اختیاری» ترویج شود یا اساساً بسترِ آتش‌بی‌اختیاری فراهم شود اما در فیلم، پلیس ناگزیر به این گونه عمل‌هاست. از یک سو می‌گوید وظیفه‌ام احقاق حق و حفظ امنیت مردم است از سوی دیگر با ناکافی بودنِ قانون مواجه است. این تضاد، مسئلهٔ محوریِ فیلم است.

  • ما دورانِ پرتنشی را پشت سر گذاشته‌ایم. اگر قانونِ مربوطه برداشته یا تضعیف شود، تجربه نشان داده که گروه‌ها یا افراد مختلف، ممکن است اقدام به خشونت مسلحانه علیه متخلفین کنند و در این فرآیند افراد بی‌گناهی کشته شوند. این سناریو واقعاً ترسناک است.

در فیلم ما اساساً نقدی به «قانونِ استفاده از سلاح» نداریم؛ یعنی نقد ما به اصلِ قانونِ استفاده از سلاح نیست، بلکه به ناکافی بودنِ کلیتِ سازوکارِ حقوقی در تأمینِ عدالت و ایجاد بازدارندگی است. سرگرد فیلم ما می‌پذیرد که در استفاده از سلاح اشتباه کرده است و قدردانی می‌کنیم از اینکه این موضوع در فرایند فیلم‌برداری روشن شده است. مشخص است که آقا، این محکوم در موضوع مورد بحث قرار دارد. مسئله اصلی این است که وی در موقعیت مجرمانه‌ای قرار گرفته و سابقه دارد؛ خفت‌گیری انجام داده و موجب ارعاب و ایجاد وحشت عمومی شده است. پرسش اینجاست که آیا چنین فردی باید پس از شش ماه از زندان آزاد شود؟ چالش این موضوع، تفاوت دارد با بحثی که مربوط به استفاده از سلاح است؛ در مورد استفاده از سلاح، او اشتباه خود را پذیرفته و قاضی نیز حکم صادر کرده است.

  • اما ذهن مخاطب ممکن است به سمت دیگری برود و این موضوع را با اتفاقات اجتماعی اخیر تطبیق بدهد.

قانون خود ویژگی‌ای دارد و می‌گوید که هدف آن نفع عموم است و باید جامعه را در بر گیرد. اقدامات پلیس در فرایند قضایی نیز باید در راستای نفع عمومی یا عدم نفع عمومی ارزیابی شود. آیا عموم مردم تمایل دارند که پلیس با مجرمینی مانند خفت‌گیرها برخورد قاطع داشته باشد یا خیر؟ اگر این توقع وجود دارد، پلیس به‌درستی عمل کرده است.

  • درباره استفاده از بازیگر چهره در فیلم‌کوتاه، یادم می‌آید در سال‌هایی که آقای آذرپندار مدیر انجمن و دبیر جشنواره بودند و شما نیز در کنارش بودید، گفته می‌شد فیلم‌هایی که عوامل حرفه‌ای و بازیگر چهره دارند، برای داوری امتیاز منفی می‌گیرند. اما حالا که مدیر نیستند، خودتان سراغ بازیگر چهره رفته‌اید!

در این فیلم ، بازیگرانی حضور دارند که عمدتاً به صورت حرفه‌ای در فیلم کوتاه فعالیت می‌کنند و بازیگران سرشناسی که خارج از جامعه فیلم کوتاه باشند، به کار گرفته نشده‌اند. برای مثال، آقای چراغی‌پور سالانه ۱۰ تا ۱۵ فیلم کوتاه کار می‌کنند، امیر نوروزی چندین فیلم کوتاه بازی می‌کند، آرش فلاحت‌پیشه در فیلم کوتاه فعالیت دارد و محمد موحدینی نیز که در فیلم قبلی خودم حضور داشت. در فیلم بازیگرانی هستند که به صورت حرفه‌ای در سینما فعالیت می‌کند و احترام ویژه‌ای برای فیلم کوتاه قائل هستند. من سعی کردم بازیگرانی را انتخاب کنم که در جامعه فیلم کوتاه شناخته شوند و تجربه کافی داشته باشند. به‌عنوان نمونه، از ترکیب بازیگران من در تخطی سه سال قبل نوروزی و فلاحت پیشه مکمل همدیگر بودند و فیلم‌ «ضد یخ» را بازی کردند و در دیگر آثار کوتاه، گزیده‌کار بوده و تجربه حرفه‌ای دارند.

فیلم کوتاه تخطی

  • یعنی اگر همین فیلم در دوره مدیریت آقای آذرپندار ارائه می‌شد، استفاده از بازیگر چهره به‌عنوان نکته منفی محسوب نمی‌شد؟

در انجمن حرف ما این بود که حضور بازیگر چهره امتیازی برای فیلم نمی‌آورد و داوران، کیفیت فیلم را بررسی می‌کنند نه صرفاً شهرت بازیگران. حتی در جشنواره‌ها گاهی فیلمی با بازیگر چهره پذیرفته می‌شد، زیرا فیلم مستقل از بازیگر، کیفیت و استحکام داستانی داشت. به‌طور خلاصه، بسیاری از فیلم‌سازان کوتاه تصور می‌کنند که فیلم‌ها بر پایه بازیگر چهره قضاوت می‌شوند، در حالی که داوران فیلم را خود فیلم و محتوای آن ارزیابی می‌کنند، نه صرفاً شهرت بازیگران.

  • درباره کارگردانی «تخطی» قبول دارید که صحنه‌هایی از فیلم یادآور فیلم «متری شیش و نیم» است؟

من هر بار که می‌خواهم فیلمی را کارگردانی کنم، حتما چند فیلم با فضایی که مدنظر دارم را با دقت تماشا می‌کند. کمااینکه پیش از «مدیر مدرسه» هم چند فیلم با موضوع مدرسه و محیط دانش‌آموزی را دیده بودم. قبل از «تخطی» هم فیلم‌های متعددی را دیدم که یکی از آن‌ها «متری شیش و نیم» بود. معتقدم هر کارگردانی باید تجربه‌های قبلی را مرور کند اما به دنبال تکرار آن‌ها نباشد. علاوه‌بر «متری شیش و نیم» من فیلم‌های دیگری مانند «رونین»، «ارتباط فرانسوی»، «رانندگی» و یا حتی «شنای پروانه» و چند فیلم کره ای که در سال های اخیر با فضای تعقیب و گریز های دزد و پلیسی ساخته شده را هم دیدم تا تسلط کاملی روی تجربه کارگردانی آن‌ها داشته باشم اما در اجرا، هیچ نما و سکانسی را کپی و تکرار نکردم. بعضی موارد مانند استفاده از اسلحه، اتاق بازجویی و یا تعقیب و گریز، از جزییات جدایی‌نایذیر در ژانر پلیسی هستند و نمی‌توان آن‌ها را در یک فیلم پلیسی کنار گذاشت.

خرید بلیت جشنواره فیلم کوتاه تهران ۱۴۰۴

روایتی ناگفته از عملیات برون‌مرزی در خاک عراق

مستند «گردان تخریب» به کارگردانی سامان مختاری یکی از مستندهای جست‌وجوگر درباره بخشی از ناگفته‌های تحولات تاریخ معاصر در ایران است. مستندی که با تمرکز بر تجربه‌های یک گروه از مبارزان ملی و برون‌مرزی، به زوایای تاریکی از تحولات منطقه نور انداخته و حاوی مستنداتی دست‌اول و شنیده‌نشده است. به بهانه عرضه این مستند در پلتفرم فیلیمو، گفت‌وگویی با سامان مختاری درباره تجربه ساخت آن داشته‌ایم.

کلینیک رویا 1405

این مجموعه با روایتی چندلایه در بستر یک زایشگاه، قصه‌هایی انسانی را در گذر چند دهه به تصویر می‌کشد؛ فضایی که در آن زندگی شخصیت‌ها با تحولات اجتماعی و پیشرفت‌های علمی گره می‌خورد و تجربه‌ای متفاوت از یک درام خانوادگی ارائه می‌شود.

فیلمسازان «فجر» چهلم چه «قصه‌هایی» دارند؟/ امید به احیای ژانرها

سروش سینما/ زهرا منصوری: «ژانرکشی» همان اصطلاحی است که طی چند سال اخیر سینماگران از آن سخن می‌گویند، برخی آن را حاصل فرار از دایره تنگ ممیزی‌ها و معذوریت‌ها می‌دانند و عده‌ای راه‌حلی برای تحمل ضرر کمتر و در نتیجه رفتن به سمت…

آواز گنجشک ها 1386

این فیلم به داستان مرد ساده و میانسالی به نام کریم می‌پردازد. وی در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می‌کند و شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آن‌ها برقرار کرده‌است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می‌کند. کریم چند روزی جستجو می‌کند، اما موفق به یافتنش نمی‌شود و در نتیجه از کار اخراج می‌شود. این بهانه‌ای می‌شود که برای اولین بار به شهر برود. در شهر از طریق مسافرکشی با موتورسیکلت امرار معاش می‌کند. در شهر با حوادث زیادی روبرو می‌شود و تجارب زیادی پیدا می‌کند. در کوران این حوادث، شاهد تحول کریم هستیم.

خروس جنگی 1387

زنی خانه دار و شوهرش که در کار اداره تالار برای برگزاری عروسی ها است تصمیم می‌گیرند مدتی جایشان را با هم عوض کنند، قرار گرفتن در جایگاه یکدیگر برای هر کدام مشکلات و ماجرایی را بوجود می‌آورد. زن در اداره تالار با مشکلات و بدهکاری های آن مواجه می شود و شوهر نیز در اداره منزل و نگهداری از فرزندان در می ماند . .