جنگ خر است (کوتاه) 1396
سریال «بیعاطفه»، داستان آشنای اختلاف کهنه و دیرینهی دو برادر، کامران و بهرام، است که در طی سالها حلنشده باقی مانده و مانند سدی در مقابل عشق شکلگرفته میان فرزندان آنها قرار میگیرد. عاطفه و علی که سالها از هم خبر نداشتند، در اینستاگرام یکدیگر را پیدا میکنند و همین موضوع سبب شکل گرفتن ارتباط بیشتر و علاقه بین آنها میشود؛ دقیقا جایی که درام شکل میگیرد و مخاطب را با خود همراه میکند. نفرت حاصل از اختلاف قدیمی دو برادر بر سر ملکی موروثی از یک طرف، و عشق شکلگرفته میان نسل بعدی خانواده از طرفی دیگر، همان موضوع آشنای تقابل عشق و نفرت است ....
بچه مردم یک فیلم اجتماعی است که خلاصه داستان آن از زبان یکی از شخصیتهای اصلی فیلم روایت میشود، در واقع فیلم «بچه مردم» سرگذشت چند نوجوان است که سالها در مراکز بهزیستی زندگی کردهاند. محور اصلی داستان، چالشهای بلافاصله پس از ترخیص اجباری آنها از آسایشگاه در سن ۱۸ سالگی است. شخصیتهای اصلی داستان در تلاشند تا ناگهان وارد بازار کار شوند، برای اولین بار خانه اجاره کنند و در جامعهای که هیچ پشتیبان رسمی ندارند، خودشان را حفظ کنند. داستان نشان میدهد که این جوانان در مسیر استقلال، چگونه با افراد سودجو و مشکلات اقتصادی مواجه میشوند و چطور یک تصمیم اشتباه یا یک برخورد نامناسب در جامعه، میتواند کل آینده آنها را به خطر بیندازد و آنها را به سمت تصمیمگیریهای ناخواسته سوق دهد. .
مینو ناخواسته با خود رازی را حمل میکند که تمام زندگی اش را دچار ترس و تردید کردهاست، او برای خلاص شدن از این راز، تصمیم سختی میگیرد.
علیرضا بعد از از دست دادن برادرش نمیتواند گریه کند. دوستانش با راههای مختلف از او دعوت میکنند تا گریه کند…
داستان این فیلم درباره خانواده ای از قشر مرفه شهری میباشد که روز تولد مادر خانواده، میمنت، مصادف با ۱۴ تیر، با ماجراهایی غیرمنتظره و رازهایی مدفون روبهرو میشود. ماهرخ، دختر جوان خانواده، پس از دو ماه سفر به ارمنستان به خانه بازمیگردد و با خود خبرهایی عجیب میآورد.
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.