برچسب زهرا شطی

راز شماره ۱۴

زندگی همه ما با اعداد گره خورده است. بله؛ همه ما؛ از صبح که از خواب بیدار می‌شویم تا شب که به رختخواب می‌رویم؛ وقتی چشم باز می‌کنی و ساعت هفت صبح را می‌بینی و مثل برق از جایت بیرون می‌پری؛ وقتی می‌خواهی آدرس منزل به دیگران بدهی و شماره پلاک و واحد می‌گویی یا وقتی می‌خواهی به دیگران زنگ بزنی؛ وقتی برای خرید، اسکناس می‌شماری و تحویل صاحب مغازه می‌دهی و شب‌ها که گوسفندان را می‌شماری؛ ولی آیا تابه‌حال از خود پرسیده‌اید که این اعداد چه انرژی‌ و نیرویی با خود دارند؟!

بهانه اتمامِ حجت

چه کسی بیدار است؟ شعور و آگاهی چیست؟چطور می‌توان به آن رسید؟ چه عاملی در انتخاب روش زندگی تأثیر دارد؟ آیا تفاوتی می‌کند در کدام مرحله از تاریخ باشیم برای رسیدن به بلوغ و بیداری؟ این‌ها سؤالاتی است که این روزها ذهنم را درگیر کرده است!

مکتبی که حاج‌قاسم وام‌دار آن بود

«مهربانی»؛ این کلمه، جواب دختر بود به پرسش گزارشگر که از او پرسید: «با آوردن نام حاج‌قاسم، چه چیزی به ذهنتان می‌آید؟» و حالا امروزی که ما، دختران حاج‌قاسم، در اصفهان دور هم جمع شدیم، برف می‌بارد.

قدقامت عشق!

صدای رجزخوانی «اسمع اسمع یا صهیون» از فاصله دورتری از ورودی گلستان‌شهدای اصفهان به گوش می‌رسد. مصرع بعد را زمزمه می‌کنم: «لشکریان حزب‌الله ماشاءالله/ سربازان روح‌الله نصر من الله».

وداع با ابوالشهیدین!

از نظرم گلستان شهدای اصفهان با تقریبا هشت‌هزار شهید آرمیده در آن، بهشت خداست بر روی زمین؛ بهشتی که وقتی دلت می‌گیرد، وقتی پناه و امیدی نداری، می‌توانی خودت را به آن برسانی! مثل من

نگاه یک نوجوان ۱۴ساله به آزادی خرمشهر!

سرهنگ جانباز «محمود نجیمی» که در پایان جنگ فرمانده گردان سلمان یگان ۲۲ بعثت است، در عملیات الی بیت‌المقدس که یک سال بعد از ورودش به جبهه انجام می‌شود، نوجوانی ۱۴ ساله است. در گفت‌وگو با ایشان فارغ از نگاه‌های مرسوم به ابعاد تاکتیکی عملیات تلاش شد تا از زاویه نگاه نوجوانی ۱۴ساله به صحبت درباره عملیات آزاد سازی خرمشهر بپردازیم.