در باب حملونقل شهری
داشتم فکر میکردم درباره چه موضوعی بنویسم که به یک مناسبت جالب بر خوردم. بیستوششم آذرماه روز حملونقل و رانندگان بود.
داشتم فکر میکردم درباره چه موضوعی بنویسم که به یک مناسبت جالب بر خوردم. بیستوششم آذرماه روز حملونقل و رانندگان بود.
چند سالی است با نزدیکشدن به پایان سال میلادی و برگزاری جشن کریسمس، بازار مجادله و تحلیلهای گوناگون داغ میشود. مانند هر پدیده، عدهای موافق و گروهی مخالف گرایش به آن هستند.
یکی از تجربیات مشترک اغلب ما انسانها، تصمیم به شروع کارها از شنبه است.
نوجوان که بودم، زندگی رنگ و بوی دیگری داشت. ایام اعتکاف که میشد، کولهبارم را جمع میکردم و راهی مسجد میشدم؛ آنهم عموما مسجدی که به خانهمان نزدیک باشد، تا بتوانم در پایان هر روز یکی دونفر از اعضای خانوادهام را ببینم.
چند روز پیش با تابلوی جدید و جالبی مواجه شدم: چهارراه استاد ظریفی اصفهانی. از آنجا که این چهارراه در گذشته نام شخص بر خود نداشت و «دشتستان» خوانده میشد، کمی تعجب کردم.
هنوز زمان زیادی از خشکشدن دوباره زایندهرود نگذشته است؛ اما به نظر میرسد وعدهها و مطالبهها، دیگر بار به فراموشی سپرده شدهاند.
سید احمد مراتب متخلص به درهالتاج در ۱۳۳۱ در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. او که در خانوادهای مذهبی که سبقه درخشانی داشتند، متولد شده بود، از همان کودکی در مجامع هنری و مذهبی حضور یافت.
«ایران» از جمله مفاهیمی است که بسیار در فیلمها و سریالها به آن پرداختهشده. اگر سری به آرشیوها بزنیم، سکانسهای متعددی از نمایش عرق ملی، وطندوستی و میل به خاک خواهیم یافت که هرکدام از زاویهای موضوع را بررسی کردهاند …