محکومین 1396
این مجموعه اپیزودیک، فصل ۲ سریال محکومین است و با موضوع مجازات جایگزین زندان و اپیزودهایی با محوریت مشکلات مردم، اخلاق، بحران، خانواده، طلاق و… میپردازد
این مجموعه اپیزودیک، فصل ۲ سریال محکومین است و با موضوع مجازات جایگزین زندان و اپیزودهایی با محوریت مشکلات مردم، اخلاق، بحران، خانواده، طلاق و… میپردازد
قصه و سناریو این سریال، در دهه شصت و سال ۶۹ و پیرامون شخصیت نساء (شبنم قلیخانی) میباشد، نساء کارگر زوجی به نامهای مینو و امیرعلی در شیراز است و در پی فرار کردن نساء از دست شوهرش برای نفروختن بچه اش، همراه با این زوج راهی یک سفر میشود، که همین سفر، خود، شروع ماجراهای این سریال است، در ادامه داستان زندگی نسا، دروغ وارد زندگی او میشود و همان دروغ، موجب دروغ گفتنهای بعدی او و آغاز ماجراهای جدیدی برای او میشود
«تينا» همسر «خسرو پارسا» خواننده مشهور پاپ پس از اطلاع از رابطه پنهاني همسرش با دختر دانشجوئي به نام «حنا» اقدام به خودکشي ناموفق مي کند وپس از قطع نخاع ورفتن در کما به خانه بازمي گردد.«خسروپارسا» با آوردن «حنا » به عنوان پرستار خصوصي «تينا» با يک تير چند نشان مي زند، اما چندي بعد «تينا» در بسترش به طرز فجيعي به قتل مي رسد و«حنا» به عنوان قاتل بازداشت واعدام مي شود ؛درحالي که تا روز آخر مدعي بود که قاتل نيست.
ماجراي صعود يك تيم فوتبال دسته اولي به ليگ برتر و مشكلاتي كه در اين مسير برايشان پيش مي آيد. با ورود مربي برزيلي اين مشكلات چند برابر مي شود و همه چيز به شكلي درهم و برهم اتفاق مي افتد.
داستان فیلم روایت زن سوپراستاری است که بنا بر دغدغههای شخصی و انساندوستانه خود به عکاسی روی آورده و برای پیگیری همین سنخ دغدغهها، قصد سفر به سومالی را دارد که ...
ماجرای فیلم حول محور یک خانواده است که بار مسئولیت و فشار مالی خانواده بر روی دوش مادر است، زیرا پدر خانواده سالهاست که بر اثر سانحهای از کار افتادهاست. منصور پسر خانواده بعد از به هم زدن نامزدی اش با دختر عمه متمول خود و شروع یک رابطه عاطفی با دختر ی همسطح خودش، اقدام به سرقت از یک طلافروشی میکند تا دیه و دیون برادرش مرتضی که فراری است را بپردازد. بعد از دستگیری منصور به دلیل سرقت یک ماشین و آزادی به قید اخذ سند که صاحبکار مادر خانواده گرو گذاشته، مجدداً اقدام به سرقت مسلحانه یک بانک میکند، که مجدداً توسط پلیس دستگیر میشود. صاحبکار مادر خانواده در انتهای فیلم پول زیادی به او میدهد وی نیز آنرا به مرتضی دیگر پسر خود میدهد.
غلامرضا تختي پس از کسب چندين مدال در کشتي، به دليل حمايتش از مردم و مصدق و شرکت در سخنرانيها و تجمعات سياسي مورد غضب حکومت قرار ميگيرد. اما پيشنهادات متعدد حکومت را مبني بر تباني با آنان نميپذيرد و روز به روز منزوي تر و فقيرتر ميشود. از طرفي هرآنچخپه در توانش است خواسته هاي ريز و درشت مردم را برآورده ميکند و به همين دليل محبوبيت شگرفتي نزد آنان دارد. حکومت اين جايگاه تختي در ميان مردم را برنمي تابد و زندگيرا چنان به او سخت ميکند که وي سرانجام در هتلي در تهران خودکشيميکند...
خانوادهای که قصد مهاجرت به آمریکا را دارند و چندین سال در انتظار اقامت در این کشور هستند که یکی از اعضای فامیل قرار است برایشان این کار را انجام دهد با تغییر رییس جمهور و تصویب قانون جدید منع مهاجرت مردمان ایرانیتبار درگیر مشکلاتی میشوند...این فیلم مشکلات مهاجرت از ایران به کشورهای غربی را به نمایش میکشد..