نفیسه ساعتی پس از عقد سه روز با دوست پسرش بود
جر و بحث های تکراری پدر و مادرم، جو خانه را متشنج کرده بود. آن ها هر روز به خاطر حرف های تکراری و گلایه های همیشگی از اطرافیان، سر همدیگر داد می کشیدند و هیچ کدام رعایت حال من و برادر کوچولویم را نمی کردند.
