وقتی از «نیک هلدستاک» خواسته شد لیستی را از کتابهای بهجامانده «دوریس لسینگ» در خانه این نویسنده تهیه کند، او با کمال میل پذیرفت تا به دنیای دستنیافتنی این نویسنده فقید سفر کند، اما بعد از دو هفته از تصمیم خود پشیمان شد...
سر قبر رفتیم بین من و دکتر فاطمی یک قبر فاصله بود. او آمد صحبت کرد و من ماشه را تکاندم. شلوغ شد و من اسلحه را روی قبر انداختم. شخصی به نام عباس گودرزی بود که آمد اسلحه را بردارد. همه سر او ریختند و من هم فریاد می زدم الله اکبر. پاسبانها من را از دست مردم که مرا میزدند بیرون کشیدند در یک ماشین من را سوار کردند و مرا به شهربانی آوردند .
دکتر سحابی میگفت "کوشش کن به هر شکلی که میتوانی دکتر مصدق را به ابنبابویه منتقل کنی، چون دکتر مصدق وصیت کرده بود. اگر روزی این امکان فراهم شد و من نبودم این جنازه را ببرید در ابنبابویه در کنار شهدای سیاُم تیر دفن کنید". ولی نگذاشتند و هنوز همانجا به صورت امانت مانده است.