زیر سقف منفی 5درجه!
اتوبان فرودگاه گم شده لابهلای مه انبوه و فشرده که مثل لحافی ضخیم و پنبهای لبههایش را گسترانده بر آسفالت سرد و یخزده تا خودروهایی را که برای رفتن شتاب دارند مچاله کرده باشد در خود.
اتوبان فرودگاه گم شده لابهلای مه انبوه و فشرده که مثل لحافی ضخیم و پنبهای لبههایش را گسترانده بر آسفالت سرد و یخزده تا خودروهایی را که برای رفتن شتاب دارند مچاله کرده باشد در خود.
جادوگری فقط جاروی پرنده و شنل غیبکننده توی فیلمها نیست. همین الان جادوگری نوین توی دستهای شماست! گوشی تلفن همراه یک اسپری ضداجتماعی است! جوری از آدمهای اطراف دورتان میکند و مثل یک موش آزمایشگاهی که در برابر پنیری سفید و تازه آب از لب و لوچهاش راه افتاده، توی تله دنیای مجازی میاندازدتان که اصلا خودتان هم متوجه نمیشوید چطور چند ساعت از وقت ارزشمندتان را صرف لایککردن رنگ شلوارک پسربچه فلان بازیگر معروف کردهاید.
میبینی نامرد! همین عنوان نامه را که تایپ کردم، وقتم را کِش رفتی. برای تو مینویسم ها؛ ولی تو نامردی میکنی. پیش از سلام، اجازه ندادی سلام کنم؛ حالا سلام. به همین راحتی کار خودت را انجام میدهی و ما را به هیچ هم حساب نمیکنی! انگار نه انگار کسی روی این دنیا نفسی هم میکشد.
«مرگ و زندگی او در دستان شماست»؛ این جملهای است که معمولا برای ترغیب خانوادهها برای اهدای عضو اعضای عزیزانشان به کار برده میشود؛ اینکه اقدام شما میتواند فرد دیگری را به رندگی بازگرداند، میتواند چراغ یکخانه را روشن نگه دارد، میتواند گرمابخش حیات در خانوادهای دیگر باشد و… . جملههایی احساسی که به امید تأثیرگذاری در کوتاهمدت به کار برده میشود و بهتر است اینطور بگوییم که تأثیر چندانی هم ندارد!