انحراف موقت (نمایش) 1397
میثم که تنها وارث تاج و تخت مالک است، در پی انتقام از قاتل اوست؛ در این میان، نبود مالک بهانه ای می شود برای ورود طلوعی، تنها حامی قدرتمند هولدینگ ریزآبادی به آنجا برای سروسامان دادن به اوضاع...اما این تمام حقیقت نیست!
سریال «همهگیری» دوران اوج کرونا و پیک پنجم به بعد را روایت میکند و به بحران کرونا و تلاش شبانهروزی کادر درمان و نیروهای جهادی برای مقابله با این بیماری میپردازد.
لیلا (ترانه علیدوستی) زنی چهل ساله و مجرّد است که در خانوادهای درگیر با بحران اقتصادی زندگی میکند. او در دفتر اداری یک پاساژ کار میکند و تنها درآمد ثابت خانواده را دارد اما نه پدر و نه چهار برادرش به حرف او گوش نمیدهند. اسماعیل (سعید پورصمیمی) پدر خانواده، پیرمردی تریاکی است که اخیراً نشانههای آلزایمر را بروز میدهد. علیرضا (نوید محمدزاده) برادر معقول، کارگری است که به علّت اختلاس صاحب کارخانه تعدیل نیرو شدهاست. پرویز (فرهاد اصلانی) در پاساژ لیلا به عنوان خدمهای که عوارض توالت را دریافت میکند مشغول است. پنجمین فرزند او به تازگی متولد شدهزیرا همیشه به دنبال فرزند پسر بودهاست. فرهاد (محمد علیمحمدی) نیز شغل ثابتی ندارد و مدام در حال بدنسازی است. منوچهر (پیمان معادی) هم آدم دغلکاری است که برادرانش را ترغیب به نوعی کلاهبرداری میکند که پول پیشخرید ماشین را بالا بکشند. اسماعیل چندین سکه طلا پسانداز کرده و لیلا پیشنهاد میدهد با پول سکهها، واحدی تجاری در پاساژ را بخرند تا بوتیک راه بیندازند. این بوتیک قرار است در محل فعلی توالتهای پاساژ باشد. از طرف دیگر بزرگ فامیل فوت میکند. اسماعیل همواره به دنبال این مقام بوده زیرا بزرگ فامیل میتواند بخشی از کادوهای عروسیهای فامیل را صاحب شود، پس بنا به رسم خانوادگی، سکههایش را به عنوان کادو عروسی میدهد …
آرمین (ساعد سهیلی) جوانی ۲۵ ساله و دانشجوی تیزهوش کامپیوتر؛ توان برقراری ارتباط با آدمها را ندارد و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانیاش که خودش ساخته میگذراند. پدرش (مجید مظفری) مبتلا به بیماری ام اس شده و از مادرش (پریوش نظریه) جدا شدهاست. او در وبگاه کتابخوانی با ژاله (ماهور الوند) دختری که فهرست کتابهای مورد علاقهاش بسیار شبیه به آرمین است، آشنا و علاقهمند میشود. ژاله او را که مشکل مالی دارد، برای کار به شرکتی که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند، معرفی میکند. آرمین در شرکت با بهمن (حسین یاری) رئیس شعبه، آناهیتا (لیلا حاتمی) نامزد بهمن، هاله (آزاده صمدی) منشی شرکت، نادر (حمیدرضا آذرنگ) از اعضای هیئت مدیرهٔ شرکت مادر، و مروارید (ویشکا آسایش) همسر نادر و یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر آشنا میشود. آرمین در این شرکت به عنوان مسئول امنیت شبکه استخدام میشود و این شروع ماجراهای زندگی تازه او است.