برچسب رژیم پهلوی

مرگ، زندان و غارت! بهای یک قطعه زمین

روایتی تکان‌دهنده از دوران رضاشاه نشان می‌دهد چگونه ده‌ها نفر از اهالی مازندران تنها به دلیل مالکیت زمین، بدون هیچ جرمی بازداشت و به زندان قصر منتقل شدند. این سرکوب سیستماتیک تنها با واگذاری املاک به پایان می‌یافت؛ به گونه‌ای که برخی زندانیان پس از ماه‌ها شکنجه، تنها به دلیل «نداشتن ملک» آزاد شدند. این وضعیت برای برخی به قیمت فجایع انسانی تمام شد؛ مردی که در این روایت حضور دارد، نه تنها زمینش را از دست داد، بلکه همسر و فرزند شیرخواره‌اش را در اثر فشار‌ها و کوچ اجباری از دست داد.

از اشغال ۳ روزه ایران تا پیروزی مقابل قدرت‌های اتمی

حکومت، هم اعلام بی‌طرفی کرد و هم کارشناسان آلمانی را که بهانه حمله به ایران بودند اخراج کرد؛ اما هیچ‌کدام جلوی اشغال کشور را نگرفت؛ چراکه تصمیم از قبل گرفته شده بود و اساساً اراده‌ای برای مقاومت در برابر ارتش متفقین وجود نداشت. ازسوی‌دیگر، رضا میرپنج

رهبری که بار‌ها ساواک را غافلگیر کرد!

دو عامل روابط و محدودیت‌های آیت‌الله خادمی در خلال رخداد‌های نهضت امام خمینی در اوایل دهه 40 به صورت مستقیم بر گستردگی و کیفیت فعالیت‌های ایشان در این مقطع تأثیرگذار بودند. به گزارش منابع و اسناد یکی از عواملی که نقش رهبری منطقه‌ای ایشان را استحکام بخشید، روابط خاص آیت‌الله خادمی با امام خمینی در طول نهضت بوده است.

دموکراسی؟ آزادی؟ این حرف‌ها یعنی چه؟!

از جمله حربه‌های رژیم برای استوار کردن ساختار سرکوب نظام شاهنشاهی انجام تغییرات در قانون اساسی بود. قانون اساسی و متمم آن که مبنای مشروطیت بود به کرّات مورد تجاوز رژیم قرار گرفت. تا پیش از سال 1328 که اولین تجدید نظر در قانون اساسی مشروطیت صورت گرفت و اختیارات شاه را افزایش داد وی همواره آن را سندی می‌دانست که علیه شاه نوشته شده است

بهداری یا شعبه‌ای از اتاق شکنجه؟!

عزت‌شاهی: «گاهی که مرا به بازجویی می‌بردند، چون هیچ لباسی به تن نداشتم، مرا لخت و عور به روی زمین سرد می‌نشاندند و هرچه التماس می‌کردم که یک تکه کاغذ یا مقوایی بدهند تا روی آن بنشینم فایده‌ای نداشت. گاهی از صبح تا ظهر روی زمین سرد می‌نشستم و به‌راستی خیلی اذیت می‌شدم و سرما تا عمق وجودم نفوذ می‌کرد.»

آنان که با لبخند به پیشواز گلوله‌ها رفتند

در سحرگاه بیست و ششمین روز از خرداد ۱۳۴۴، چهار تن از پاکبازانی که بر این اعتقاد بودند که حکومت شاه جز زبان اسلحه یارای درک زبانی دیگر را ندارد، به جوخه اعدام بسته شدند. آنان تا واپسین لحظات به کرده خود مباهی بودند و با لبخند و آغوشی باز مرگ را استقبال کردند.

ما شما را ترور خواهیم کرد!

شهید محمد منتظری در مجلس به افشای عملکرد عباس امیر انتظام پرداخت و هنگامی که او را محاکمه می‌کردند، در دادگاه حاضر شد و عملکرد جاسوسی او را افشا کرد. این مواضع به‌قدری برای امیرانتظام سنگین بود که در یکی از جلسات دادگاه خطاب به محمد منتظری فریاد زد: «ما شما را ترور خواهیم کرد!»