برچسب رویا افشار

تحفه ها 1366

حشمت كه در شيراز به حرفه حمالي اشتغال دارد اندك اندك سرمايه اي گرد مي آورد. ابتدا صاحب يك دكه و بعد مغازه و بالاخره حجره قند فروشي مي شود. جنگ جهاني اول در مي گيرد، حشمت كيسه هاي قندش را احتكار مي كند و پس از مدتي به چندين برابر قيمت به قشون (S.P.R) مي فروشد و با پولي كه از اين راه نصيبش مي شود به تهران مي آيد و تصميم مي گيرد كه مثل پولدارها زندگي كند و لي چون اصل و نسب درستي ندارد و از فرهنگ ويژه پولداران نيز بي بهره است. ببازي گرفته نمي شود. حشمت مي كوشد با استفاده از ثروتي كه بهم زده است، به اين آرزو جامه عمل بپوشاند و براي خودش كسي بشود. پس از صرف پول فراوان و نيروي بسيار، وقتي درمي يابد كه بزودي به همه خواسته هايش دست خواهد يافت تحمل اين همه شادي و خوشبختي را نمي آورد و از ذوق سكته مي كند.

سرکوب 1397

سرکوب داستان یک روز از یک خانواده می‌باشد. مادر خانواده (رؤیا افشار) به دلیل مشکل آلزایمر تحت مراقبت توسط یک پرستار (باران کوثری) می‌باشد. پدر خانواده همواره به آزار اذیت جسمی و روحی مادر و سه دختر می‌پرداخته و مدتی است که از خانه رفته‌است. دختر بزرگتر (الهام کردا) یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارد. دختر وسط (سارا بهرامی مدتی است با یک مرد دوست شده‌است که بعد از چند هفته متوجه می‌شود که این مرد همانند پدرش به آزار و اذیت جسمی و روحی وی می‌پردازد. دختر کوچکتر (پردیس احمدیه) یک دختر دانشجو می‌باشد که کودکی پرتنشی را به همراه پدرش گذرانده‌است. در فیلم شاهد شنیدن خبر مرگ پدر خانواده می‌باشیم اما هیچ‌یک از اعضای خانواده حاضر به رفتن برای شناسایی جسد نمی‌باشند.

معادله 1382

بيژن پس از حل معادله اي دشوار در ميان استادان و هم دانشگاهيانش مورد توجه زهره قرار مي گيرد، اما مشكلي در راه ازدواج اين دو وجود دارد. بيژن در مراسم خواستگاري اعلام مي كند كه از هويت پدرش بي اطلاع است و پدر زهره هم ازدواج اين دو را تنها به شرط حضور پدر بيژن ممكن مي داند. بيژن تلاش مي كند تا با اطلاعاتي كه از عمه خانم به دست آورده، پدر گم شده اش را بيابد. از طرف ديگر امير، دوست و هم خانه و هم كلاس بيژن، هم در صدد رسيدن به زهره است و با استفاده از تنگنايي كه دوستش در آن گير كرده، راه حل معادله ي اينترنتي را از او مي ربايد و به نام خودش ارائه مي دهد. بيژن پس از يافتن پدرش، علي مراد، متوجه مي شود كه او قصد ندارد هويت پسرش را به رسميت بشناسد. علي مراد كه زنان صيغه اي متعددي دارد و آنان را از همسر و فرزندانش پنهان مي كند، قرباني نقشه ي بيژن و زهره مي شود. ناصر، برادر ناتني بيژن، پس از آگاهي از قضيه سعي مي كند بيژن را از سر راه پدرش دور كند چون وجود او ممكن است شرايطي را به وجود بياورد كه سرمايه ي پدرش تقسيم شود، از اين رو با امير همدست مي شود. خواستگاري هاي متعدد امير و خانواده اش از زهره نتيجه نمي دهد تا اين كه پس از دستگيري بيژن، زهره براي حفظ جان او به ازدواج با امير رضايت مي دهد. همسر علي مراد وقتي در جريان هويت قرار مي گيرد، پس از مجادله فراوان، به همراه شوهرش تصميم مي گيرند تا او را همچون فرزند خودشان داماد كنند و اين همزمان با مراسم ازدواج امير و زهره است. فرار بيژن از مخفي گاهي كه او ار به آنجا برده اند، نقشه ي امير و ناصر را به هم مي ريزد و امير براي از بين بردن شاهد، ناصر را زنداني و مجروح مي كند. ورود علي مراد، همسرش و بيژن به مراسم عروسي، كشمكش و جنجال زيادي را به همراه مي آورد تا اين كه اين دو سرانجام به يكديگر مي رسند.

دایناسور 1386

این فیلم دربارهٔ نویسنده‌ای است که بچه‌هایش را از دانشگاه به دلیل ندادن شهریه اخراج کرده‌اند و صاحب خانه، حکم تخلیه گرفته و چک بانکی که از تهیه‌کننده اش گرفته نقد نمی‌شود، وی تصمیم می‌گیرد که دست به اسلحه برده و چک را نقد کند.

ایستگاه اتمسفر 1395

فیلم «ایستگاه اتمسفر» روایت گر داستان زندگی زوج جوانی به اسم «مرجان» و «وحید» است که هشت ماهی میشود طلاق گرفته اند اما به دلایل خاصی مجبورند به زندگی در کنار هم ادامه دهند. در این میان مرجان که تصمیم به مهاجرت دارد، تمام تلاشش را برای گرفتن اقامت دائم کانادا میکند اما

تلاش برای ارائه تصویری متفاوت از یک مادر

انتخاب «مامان» به عنوان کلمه‌ای صمیمانه‌تر و عامیانه‌تر به جای «مادر» که پژواکی رسمی دارد نشانه خوبی برای ورود به فیلم آرش انیسی است و ظرافت انتخاب نویسنده برای فهم فیلم از دریچه عنوان آن را نشان می‌دهد.مامان بیش از هر چیز تلاش می‌کند تصویری غیرتکراری و به دور از تحمیل رفتارهای کلیشه‌های مادرانه به کاراکتر، به جنبه‌های متضاد شخصیت هم بپردازد. در واقع به مادر فیلم در اولین مرحله به عنوان یک انسان با نقاط ضعفش نگاه کند.

شاید وقتی دیگر 1366

مدبر، گويندة گفتار متن فيلم هاي تلويزيوني، روي صفحة « موويلا» در نمايي از يك فيلم مستند همسرش، كيان، را در اتومبيل مرد ناشناسي مي بيند. از طريق دوستانش مرد غريبه، آقاي حق نگر، را كه عتيقه فروش است مي يابد. در ملاقات با حق نگر پي مي برد ويدا، زني كه در فيلم ديده، خواهر دوقلوي كيان و همسر حق نگر است. مدبر كه به كمك دوستانش در تلويزيون و به بهانة تهية فيلمي دربارة آثار عتيقه به خانة حق نگر راه يافته اند. از كيان نيز مي خواهند كه به جمع آن ها ملحق شود. كيان پس از ديدار با ويدا درمي يابد كه پدرشان در كودكي فوت كرده و مادر به دليل تنگدستي كيان را سر راه گذاشته و او را زن و مردي بزرگ كرده اند. كيان پس از بيرون آمدن از خانة حق نگر احساس مي كند كه خود را بازيافته است.

برگزیدگان سی و نهمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند

سی‌ونهمین دوره جشنواره فیلم فجر در شرایطی متفاوت از تمام دوره‌های قبل با مهمان‌هایی اندک به پایان راه رسید.برگزیدگان این دوره از جشنواره که توسط محمد احسانی، ساره بیات، مرتضی پورصمدی، بهرام توکلی، نیما جاویدی، سیدجمال ساداتیان و مصطفی کیایی…