دوست من باچان 1403
قصه در دهه ۴۰ شمسی روایت شده و محور آن خاطرات پسربچهای به نام کمال است که با خانواده و دوستان درگیر ماجراهای کوتاه و آموزنده میشود. این فصل با پرشی زمانی ۴ ساله نسبت به فصل اول همراه است؛ کمال بزرگتر شده و ارتباطاتش نیز جدیتر شدهاند. کمال تحت تأثیر یک معلم اهل مطالعه رشد میکند و ضمن ارتباط با خانواده، به دغدغههای عمیقتری نزدیک میشود.
نوجوانی به نام علی اکبر پدر مرحومش امام حسین ع تعزیه بوده است که در حادثه ای چندین سال پیش مرحوام میشود و مادرش برای بزرگ کردن او به خانه های مردم میرود و کار میکند. او دوست دارد که علی اکبر بخواند ولی به خاطر اینکه سن او کم است به او پیشنهاد قاسم خوانی میدهند
افسانه عشق چوپان در مورد چوپانی است که به ناحق به او تهمت می زنند و او را از روستا بیرون می کنند. چوپان هم برای اینکه ثابت کند که بیگناه است مدتی از آبادی دور می شود و به کمک و تلاش یک زن کهنسال می تواند بیگناهی خود را ثابت کند.