مسافر برنزی 1400
جهانگیر و ساسان برای تبادل مجسمه ای عتیقه و چند میلیون دلاری در کمپ گردشگری ناهارخوران حضور به هم رسانده اند، طی اشتباهی، مجسمه را گم کرده و مجسمه بدست یکی ازخانواده های میهمان می افتد و ماجراها، شروع می شود
جهانگیر و ساسان برای تبادل مجسمه ای عتیقه و چند میلیون دلاری در کمپ گردشگری ناهارخوران حضور به هم رسانده اند، طی اشتباهی، مجسمه را گم کرده و مجسمه بدست یکی ازخانواده های میهمان می افتد و ماجراها، شروع می شود
"سلوی"روایتگر زندگی شخصی زنی به نام «سلوی» می باشد که «رحمت» نامزد او، در یک درگیری مرتکب قتل شده و پنهان شده است.
داستان فیلم در مورد جوانی است که بدلیل دو قول بودنش، بقیه را به اشتباه می اندازد و او از این فرصت برای خودش استفاده میکند
در قطار تهران-مشهد یک قطعهٔ آزمایشگاهی حمل میشود که عدهای به دنبال بدست آوردنش هستند.
گلی جان، داستان شخصی به نام عزیز خان است که آدم بسیار خرافاتی است و چند سالی میشود که یک ماهی قرمز به نام گلی جان را از پسر عمویش هدیه گرفته است. از آن سال هر اتفاق خوبی که در خانواده رخ میدهد، عزیز خان آن را به گلی جان ربط میدهد؛ عزیز خان هر سال چند روز قبل از عید نوروز به همراه خانواده به باغ پسر عمو میرود و طی مراسمی ماهی را داخل تنگ مخصوص انداخته و سر سفره عید میآورد؛ عزیز خان اعتقاد دارد که خاص بودن این ماهی سر سفره هفت سین برایش شانس میآورد؛ در همان شب اول عید تنگ ماهی به طور اتفاقی میشکند و ماهی میمیرد و خانواده درگیر ماجراهایی میشوند اما…
داستان از سال 10بعثت محمد و زماني که مسلمانان در تحريم اقتصادي هستند شروع ميشود. ابوسفيان با بازي داريوش فرهنگ از ابوطالب که پير است ميخواهد که به محمد بگويد که خدا را در دلش نگه دارد. ابوطالب به اتاق نبي اسلام ميرود و پيامبر در حال نماز خواندن است و بعد از سوره توحيد سوره فيل را ميخواند و سپس در يک فلشبک که اکثر فيلم را شامل شده به سال عام الفيل و تولد پيامبر و دوران کودکي وي از زبان خود ابوطالب به عنوان راوي فيلم ميرود. در سال عام الفيل، ابرهه يکي از سرداران لشکر حبشه به دستور پادشاه اين سرزمين به مکه لشکرکشي ميکند تا کعبه را از بين ببرد. ابرهه به وسيله چندين هزار نفر با فيل، اسب و تجهيزات جنگي فراوان به سوي شهر مکه ميآيند ولي در نزديکي مکه که حريم مکه به شمار ميرود، فيلها به جلو پيش نميروند و تعداد بسيار زيادي پرنده به نام ابابيل در حالي که سنگهايي در ميان نوک خود دارند، بر سر ارتش ابرهه فرو ميريزند و همه را از بين ميبرند. پس از پايان فلشبک، داستان دو مرتبه به سال ده بعثت و اوضاع بد مسلمانان تحريم شده ساکن در بيرون مکه برميگردد و در ادامه روايت نمايان شدن قرارداد تحريمها عليه مسلمانان خورده شده توسط موريانهها به تصوير کشيده ميشود. فيلم محمد از محاصره مسلمانان در شعب ابيطالب آغاز ميشود و به پيش از ميلاد پيامبر اسلام بازميگردد. صحنههاي درگذشت مادر محمد در روستاي ابواء و صحنههاي مربوط به دوران شيرخوارگي و خردسالي پيامبر در روستاي سعديه هم از ديگر بخشهاي فيلم است. فيلم محمد با اولين سفر پيامبر به شام و رسيدن به صومعه بحيرا به پايان ميرسد. «بحيرا» راهبي مسيحي است که درباره ظهور آخرين پيامبر به ابوطالب بشارت ميدهد