برچسب روضه

شوق صف

آن روز در حرم، روضه‌ ساقی دشت کربلا، که بانی‌اش امام رضا (ع) بودند، شنیده بودیم. دلم چای بعد روضه طلب می‌کرد اما چایخانه صفی داشت نسبتا طولانی… در صف چایخانه ایستادم انگار عطر چای را خود حضرت افشانده بودند بس که بوی بهشت می‌داد.

درخشش امید

سال ۱۳۴۲، حسین شش ماهه بود. همان‌موقع که امام فرموده بودند: «یاران من در گهواره‌های مادرانشان هستند.»

روضه ابوالفضل(ع)

دورهمی هر هفته پنجشنبه‌شب‌هاست. خانوادگی جمع شده‌ایم توی آلاچیق‌ها. من و مادر کنار هم نشسته‌ایم و زیر لب حرفی می‌زنیم.

روضه شبانه حاج عباس قلیانی

داربست‌ها که می‌رود بالا و با پارچه‌های سیاه پوشانده می‌شود، دلم را گره می‌زنم به روضه‌های خانگی در خیابان کمال؛ خیابانی متفاوت که گُله‌به‌گُله‌اش روضه خانگی برپاست.

اصفهان؛ پایتخت روضه‌های خانگی

کلمه همان کلمه است؛ اما وقتی در قالب روضه می‌نشیند انگار جان دارد. انگار قرار است بیاید دست بکشد روی سر خانه، روی تک‌تک دیوارها و وسایل، بنشیند در جان آن‌ها که سربه‌زیر برده‌اند و ریزریز شانه‌هایشان تکان می‌خورد.