برچسب روشنفکران

کلاهبرداری و کلاه‌گذاری‌های قزاق نمادی از نبوغ روشنفکران پهلویست!

رضاخان برای ارتقای ایران، از شیوه کلاه گذاردن و کلاه برداشتن آغاز کرد! کلاه بی‌لبه جای خود را به کلاه لبه جلو و سپس کلاه تمام لبه داد و این امر، در نظر او رسیدن به مرز‌های پیشرفت قلمداد می‌شد. از نظر او هرگونه مقاومتی در برابر تجدد تحمیلی، باید سرکوب و معترض به زندان و احتمالاً گورستان دلالت می‌گشت! زورمداری رضاخان در دوران سلطنتش در این باره و سایر موارد، موجب شد که برخی از بالای ۱۰ هزار مفقود در دوره حاکمیت او سخن گویند

پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقض‌نماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاح‌گری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقه‌ای منزوی و متناقض می داند

گروه اندیشه: محمد قوچانی، نویسنده و روزنامه‌نگار، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز گذاشته به دکتر ناصر مهدوی پاسخ داده است. محمد قوچانی در این یادداشت تفصیلی، در پاسخ به انتقادات ناصر مهدوی، به نقد ساختاری جریان روشنفکری دینی و آموزه‌های عبدالکریم سروش می‌پردازد. قوچانی با رد اتهام حدنشناسی، تاکید می‌کند که به عنوان یک روزنامه‌نگار آزاد، موظف به اعمال تفکر انتقادی است و نقد سروش به معنای نادیده گرفتن خدمات معرفتی او نیست. وی با تشریح سیر تحول فکری سروش از دهه شصت تا کنون، نشان می‌دهد که چگونه او از ایدئولوگ رسمی حکومت، نقد ایدئولوژی و گرایش به پوپر، در نهایت به نوعی صوفی‌گری منزوی، نفی تکنولوژی، تحقیر بازار آزاد و حاکم‌محوری افلاطونی درافتاده است. قوچانی با نقد موضع‌گیری‌های متناقض سروش در قبال توسعه، تجدد و حتی دفاع از تسلیحات هسته‌ای، روشنفکری دینی فعلی را فرقه‌ای سیاسی و دچار «دگماتیسم نقاب‌دار» می‌خواند که با جایگزینی عرفان به جای فقه، خطری مشابه استبداد صوفیانه را بازتولید می‌کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

خدشه جلال بر ولایت اسرائیل

آل‌احمد به‌خوبی دریافته بود، در جهان جدید قدرت فقط با ارتش و اقتصاد عمل نمی‌کند، بلکه با تولید تصویر، ساختن روایت، دعوت از نخبگان، خاطره‌سازی و جهت‌دهی به افکار عمومی نیز خود را تثبیت می‌کند. به همین دلیل، نوشته‌های او درباره اسرائیل و فلسطین را می‌توان نقدی زودهنگام بر «سیاست روایت» نیز دانست. او می‌دید چگونه ممکن است وجهی از واقعیت پررنگ شود و وجهی دیگر در حاشیه بماند

درباره خلسه نارسیستی محسن رنانی

یادداشت اخیر دکتر رنانی و نگاهی که او به انتخاب مردم داشته است، چیز جدیدی نیست. ما در روشنفکران غرب‌زده، این نوع تحلیل و نگاه را که برخاسته از نوعی خودشیفتگی و خلسه نارسیستی است، دیده‌ بودیم.

غنی‌نژاد؛ گواهِ روشنِ گسسته خردی در روزگار ما

کنجکاو می‌شوم که این ماجرایِ بند کردنِ به شریعتی از کجا آب می‌خورد؟ در همین فکرها هستم که راننده اسنپ هم به من می‌گوید: داداش! شریعتی هم که ما فکر می‌کردیم آدم حسابیه معلوم شد تَهِش باد می‌ده! چندروزی از فضای مجازی دور بودم اما می‌توانم حدس بزنم این دسته گُل از کجا آب می‌خورد. بله، حدسم درست است. یکی از بزرگان ویرش گرفته سرِ پیری جا پای سلبریتی‌های ساحتِ اندیشه بگذارد و با بد و بیراه گفتنِ به این و آن فالوئر جمع کند. نیت‌خوانی نمی‌کنم اما اگر جز این باشد باید گمان‌های بدتری به قائل این سخنان برد. من با این‌که هیچ ارادتی به جناب موسی غنی‌نژاد ندارم اما همیشه او را آدمِ نسبتاً محترمی می‌دیدم. تصوری که با دیدن گفت و گوی او و میلاد دخانچی کاملا از بین رفت و جایش را به آدمی داد که علی‌رغمِ لافِ آزادی‌خواهی و انصاف، ذره‌ای از این مفاهیم بویی نبرده و جز کین‌توزی و دشمنی با این و آن، متاعی برای عرضه ندارد. این‌ قضاوت حاصلِ دیدنِ چند ویدئوی یکی دو دقیقه‌ای نیست. کل متن مصاحبه را خوانده‌ام. به دقت هم خوانده‌ام.

گلایه از اقتصاد داریم وطن به دشمن نمی‌سپاریم

مردم و روشنفکران این‌بار روز‌های زیادی را در تماشای آشوب و بی‌تفاوتی به آن نگذراندند و با تجربه‌های قبلی که داشتند، زودتر از آن‌که آب سکوت آنان به آسیاب دشمن بریزد، واکنش نشان دادند و این یعنی تجمعات گسترده در اصفهان، همدان، قم و تهران «علیه گرانی و آشوب»!