برچسب روزبه سجادی حسینی

پایان بازی 1387

فیلم پایان بازی ، سرگرد شکیبا افسر ویژه قتل اداره آگاهی است که در دوره پایان خدمت خود دچار بیماری مزمنی شده است و همزمان با پرونده ای پیچیده در مورد قتل مشکوک یکی از افسران اداره آگاهی درگیر می شود؛ تا این که……

سگ بند 1398

داستان فیلم با روایت زندگی رضا عیاران [با نقش‌آفرینی مرحوم سیروس گرجستانی] آغاز می‌شود. رضا عیاران که پیرمردی محترم و دوست‌داشتنی است در یکی از محله‌های قدیمی تهران زندگی می‌کند و سرپرست یکی از خانواده‌های محترم محله‌ خودش هم لقب می‌گیرد.او سه فرزند دارد که هر کدام شخصیت خاص خودشان را دارند؛ فردین عیاران [با نقش‌آفرینی امیر جعفری] فرزند ارشد و عاقل خانواده است. فرزاد [با هنرنمایی بهرام افشاری] فرزند دوم و میانی خانواده عیاران است که جوانی احساسی، غیرتی و طمع‌کار است. فرزانه [با نقش‌آفرینی نازنین بیاتی] کوچک‌ترین فرزند خانواده عیاران لقب می‌گیرد که همواره با فرزاد درگیر می‌شود.

با مرگ رضا عیاران، فرزندان او درگیر مسائلی می‌شوند که در نهایت آن‌ها را به کوهی از قرض و بدهی می‌رساند. بنابراین فردین و فرزاد به عنوان پسران رضا عیاران تصمیم می‌گیرند تا با ورود به جهان خلافکاری‌ها از بدهی سنگین خود بکاهند.

آبجی 1394

طلا و عطی (آبجی)، مادر و دختری است که سالیان سال است کنار هم زندگی می‌کنند؛ سال‌هایی به درازای زندگی آبجی یعنی حدود ۵۰ سال. اما این وضعیت پایدار نیست و روزهای جدایی از راه می‌رسند. این جدایی در حالی اتفاق می‌افتد که «آبجی» به دلیل شرایط ویژه‌ای که دارد بسیار وابسته به مادر است و «طلا» در زمان باقی مانده به دنبال امنیتی برای آینده «آبجی» است. آینده‌ای بدون حضور خودش.

بی مادر 1400

امیر علی و مرجان زن و شوهری هستند که هر دو طبابت می‌کنند، مرد روانکاو است و زن دکتر زنان زایمان یک بیمارستان. آنها برای بچه دار شدن از دختر جوانی به اسم مهروز کمک می‌گیرند که بچه‌ای پنج شش ساله دارد و این بچه در معرض عمل جراحی کلیه باید قرار گیرد. مرجان قول هزینه جراحی این پسربچه به نام عرفان را می‌دهد و مهروز تن به این کار می‌دهد و داستان زندگی این سه نفر به همدیگر کره می‌خورد.

سالهای دور از خانه 1398

داستان این مجموعه طنز ۱۵۱۲ روز پس از اتفاقات سریال شاهگوش است. یکی از شخصیت‌های سریال شاهگوش، سرباز خنجری (با بازی احمد مهران‌فر) بود که از شمال به تهران آمده بود و در کلانتری ۱۰۰ ملت مشغول به گذراندن خدمت سربازی خودش بود. یکی از متهمینی که به کلانتری آورده شد خانم جوانی به نام الیزابت بود که یک سگ به نام لوسی داشت. خنجری عاشق الیزابت می‌شود و در زمانی که می‌فهمد سگ الیزابت توقیف شده‌است، یک سگ را اشتباهاً به جای لوسی برمی‌دارد و به الیزابت می‌دهد. الیزابت که می‌فهمد سگ مال او نیست، برای ناراحت نشدن خنجری به بهانه پارک کردن خودرویش از پارک خارج می‌شود و حالا ۱۵۱۲ روز از آن روز می‌گذرد و هنوز الیزابت برنگشته است. اما خنجری همچنان به دنبال الیزابت است که روزی او را یافته و با او ازدواج کند اما در این مدت که در تهران به دنبال الیزابت است روزگار سختی را می‌گذراند و شب‌ها شهربازی می‌خوابد تا اینکه گویی ستاره اقبال او نمایان می‌شود و…

روزگار قریب 1386

داستان این مجموعه علاوه بر نمایش زندگی دکتر محمد قریب، بررسی تحولات دانش پزشکی و رویدادهای سال ۱۲۹۵ تا ۱۳۵۴ خورشیدی را روایت می‌کند.