برچسب روح الله مهرابی

دنیای آرمان 1401

آرمان پسر نوجوانیست که از کمبود شجاعت رنج می برد. در این بین با آمدن پدربزرگ آرمان به خانه آنها و قصه‌هایی که از شاهنامه برای نوه‌هایش تعریف می‌کند، آرمان در دنیای ذهن و تخیلات خود، با قهرمان افسانه ای شاهنامه یعنی رستم ارتباط زیادی برقرار می‌نماید. در این بین با پیدا شدن یک تکه کاشی شکسته و در نتیجه کامل شدن نقش روی شاهنامه ی پدربزرگ، شخصیت رستم وارد دنیای آرمان می‌شود. با ورود رستم و به پشتوانه ی او، آرمان دل و جرأت پیدا کرده و دیگر از بچه‌هایی که در مدرسه به او زورگویی می‌کرده اند ترسی به دل راه نمی‌دهد.
در نهایت و با همراهی رستم، آرمان درس‌ها و آموزه‌های اخلاقی همچون گذشت و بزرگواری را نیز فرا می‌گیرد.

شور عاشقی 1402

فیلم شور عاشقی درباره کاروان اسرای کربلاست که از کوفه تا شام حرکت می‌کنند و سلما زنی است که مامور می شود رسانه کاروان اسرای کربلا و حضرت زینب (س) باشد و با آگاهی دادن آدمهایی که توسط شمر و ماموران فریب خورده‌اند را روشن کند. در حقیقت این زن کار‌آگاهی سازی را انجام می‌دهد تا نگذارد جای جلاد و شهید عوض شود و حقیقت بار دیگر گم شود. او که پرچم یا حسین (ع) را بلند کرده و در پیشاپیش کاروان حضرت زینب (س) حرکت می‌کند خودش نیز یکی از یاران کربلا می‌شود.

خون سرد 1400

سرگرد امیرعلی طلوعی (شهرام حقیقت دوست) در حال پیگیری پرونده گروهی از قاچاقچیان اعضای بدن است که به اسم امیر شهسواری (امیررضا دلاوری) می‌رسد و از دوستش دکتر کسری کیا (امیر آقایی) که در پزشکی قانونی کار می‌کند کمک می‌گیرد، اما دکتر کیا روش خاص خود را برای برخورد با جنایت‌کاران دارد…

حبیب 1389

جوانی به نام حبیب برای رسیدن به ثروت بیشتر با آدم های ناشناس وارد معامله می شود، شخصی به نام فرهاد از او می خواهد که یک کامیون حامل عتیقه جات را به مقصد برساند. او در راه دستگیر شده و متوجه می شود که زیر عتیقه ها 2 تن مواد مخدر جاسازی شده است. حبیب به زندان می افتد و حکم اعدامش صادر می شود. او منتظر اجرای حکمش است که همسرش به ملاقاتش می آید و خبر می دهد که باردار است. حبیب که سال ها در عشق داشتن یک فرزند می‌سوخته است ناگهان جان دوباره ای می گیرد. او در زندان می شنود که اگر قرآن را به طور کامل حفظ کند در جرمش تخفیف قائل شده و از اعدام عفو می شود.او با کمک رئیس زندان شروع به حفظ قرآن می کند و…

گیلدخت 1398

این سریال حکایت گلنار و اسماعیل که در میان هیاهو و مهلکه قجری تارو پود دلشون با مهر و محبت هم بافته می‌شود قصه و غصه عاشق و معشوقیه که اگه صد دلیل برای رفتن داشته باشند یه بهونه برای موندن پیدا می کنن و…